کمک کنگره۶۰ به من این بود که بتوانم بر ترسها و اضطرابهایم غلبه کنم و ناامیدی را کنار بگذارم و به آینده امیدوار شوم. کنگره۶۰ برای من سفری از تاریکی به روشنایی، از درد به درمان و از ناامیدی به زندگی بود. وقتی به کنگره آمدم از خودم چیزی نداشتم و با بیماریهای فکری و روانی و تخریبهای زیادی آمدم و هربار که به کنگره میآمدم فقط اشک میریختم و میدانستم دلیل گریههایم چیست ولی اینکه اینجا و جلوی این همه آدم بهراحتی گریه میکردم برایم عجیب بود و انگار جایی را پیدا کردم که میتوانستم خیلی راحت و بدون قضاوت دیگران حرف بزنم. الان من و مسافرم حدود ۴ماه است که به کنگره۶۰ آمدهایم.
اوایل اینطور بود که یک جلسه میآمدیم و دو جلسه نمیآمدیم و در ذهنم میگفتم مگر اینجا چه کمکی میتواند به من کند؟ ولی کمکم متوجه شدم هیچ جایی بهتر از کنگره۶۰ برای تسکین دردها و آرامش روح و روانم پیدا نمیکنم بههمین دلیل سعی کردم که جلسات را مداوم بیایم و مقاومت کنم تا آموزش بگیرم و الان در دلم جوانهای از امید روییده است که حال من را هر روز بهتر از قبل میکند. امیدوارم که بتوانم ثابت قدم بمانم و تلاشم را بیشتر کنم و بهجایی برسم که بتوانم با خدمتکردن ذرهای از این عشق و محبت را جبران کنم از خدای مهربانم و جنابمهندس ممنونم که بعد از چندسال مسیر اشتباه رفتن بهترین و درستترین مسیر را سر راه ما قرار دادند و آرامش را به زندگیمان هدیه دادند.
نویسنده: همسفر یلدا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
رابطخبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویراستاری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
36