زمانی را به یاد دارم که حیران و سرگردان بودم، میدانستم کاری باید انجام دهم و هدفی دارم؛ اما برایم ناپیدا بود. دنبال معنایی برای زندگیم میگشتم؛ ولی همه چیز برایم مجهول بود و یک دنیا سوال بههمراه خوابهای آشفته که بیش از پیش مرا سردرگم میکرد. یک روز حالم خوب بود و روز دیگر آشفته و پریشان در خود فرومیرفتم. تا اینکه در کنار مسافرم، وارد جهان تاریک و سیاه اعتیاد شدم و هر دو مسافتهای طولانی را در این مسیر طی کردیم و از خیلی چیزها دور شدم، از نور، حقیقت، معرفت و قلبم کمکم سنگ شد، چیزی در دنیا برایم زیبا نبود و هیچ چیز مرا خوشحال نمیکرد. سرانجام جایی در میان تاریکی خدا را صدا زدم و با تمام وجود از او کمک خواستم، ناگهان دری به رویم باز شد و اجازه ورود به کنگره را پیدا کردم. در کنگره همه چیز با بیرون متفاوت بود، حال عجیب و حسی غریب را تجربه کردم از همان روزهای اول فهمیدم، اینجا همان جایی است که سالها دنبالش میگشتم، همان گمشدهای که سرگردانش بودم و استادی از جنس عشق و نور و هدایتگری که مرا به سمت روشنایی و عشق راهنمایی میکرد.
به این وسیله خیلی مطالب را که فراموش کرده بودم باز یادآوری شد و اشتباهات گذشته برایم مسلم شد. در کنگره به من اجازه خدمت داده شد و کمکم اعتمادبهنفس از دست رفتهام را پسگرفتم، بهتدریج علم درست زندگی کردن و هنر زیستن را آموختم و تا امروز مطالب زیادی را یاد گرفتم که در حال آموزش عملی کردن آنها در مسیر زندگیم هستم و میدانم که زمان زیادی نیاز دارم؛ برای تبدیل علم زندگی به عمل سالم و خدمت درست که بستر آزمایش آن در کنگره مهیا است. کنگره سراسر کمک و یاری به من بوده و هست؛ اما کمک من به کنگره در حقیقت باز هم کمک به خودم است؛ چون در این خدمتها تجربه، آموزش و تفکری نهفته است که باعث قدرت تشخیص و رسیدن به دانایی میشود. خداوند را سپاسگزارم و از آقای مهندس، راهنمایان و خدمتگزاران مخلص کنگره بسیار متشکرم. امیدوارم لیاقت حضور همیشگی در این مسیر روشن را داشته باشم.
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر واله (لژیون مرزبانی)
نویسنده و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
132