دوازدهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی الیگودرز به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
با ورودم به کنگره، شرایط روحی و فکری مناسبی نداشتم. بسیاری از مسائل را نمیدانستم، سردرگم بودم و مسیر روشنی پیش رو نداشتم؛ اما حضور در کنگره برای من نقطه عطفی شد. چراغ راهی که مسیر زندگیام را روشن کرد. وجود آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و خدمتگزاران، بهویژه راهنمایان تازهواردین با روی باز و لبخندشان، سبب شد که جذب کنگره شوم و در آن ماندگار بمانم.
کنگره برای من تنها یک محیط آموزشی نبود؛ بلکه به من آموخت چگونه با مشکلات روبهرو شوم، صبور باشم و به جای غرق شدن در ناامیدی، راهحل پیدا کنم. یاد گرفتم که تصمیمات عجولانه نگیرم و مرحله به مرحله پیش بروم. این نظم و برنامهریزی که در کنگره وجود دارد، به زندگی شخصیام نیز بازگشت و موجب شد امید و انگیزه تازهای بیابم. نگاه من به آینده تغییر کرد و سبک زندگیام دگرگون شد؛ حتی در روابط خانوادگی، رفتار با فرزندان و مسافرم، آرامش و تعادل بیشتری پیدا کردم.
در ابتدا تعصب زیادی نسبت به کنگره داشتم؛ اما با آموزههای آقای مهندس دریافتم که هیچگونه تعصبی نباید وجود داشته باشد و این نگاه نیز در من اصلاح شد. حضور در جلسات و مشارکت دوستان، بارها باعث شد که در اوج مشکلات، بتوانم تصمیماتم را تغییر دهم و مسیر درستتری انتخاب کنم.
این رابطه نباید یکطرفه باشد. همانگونه که کنگره به من کمک کرده است، من نیز وظیفه دارم سهمی در خدمت داشته باشم. کمک من شاید بزرگ نباشد؛ اما وقتی هر عضو به نوبه خود سهمی ادا کند، کنگره روزبهروز قویتر خواهد شد. این خدمت میتواند از امور ساده آغاز شود:
- حضور بهموقع در جلسات
- رعایت قوانین و گوش به فرمان راهنما و خدمتگزاران بودن
- انتقال تجربه به تازهواردان
- ایجاد انرژی مثبت و احترام به جمع
- انجام مسئولیتها با دقت و احترام
تجربه حضور در لژیون سردار نشان داد که حتی کمک ناچیز، برکت و آرامش فراوانی به زندگیام بازگرداند و بیشترین نفع آن به خودم رسید. لژیون سردار برای من لژیونی پر از احساس، آرامش و حس خوب بود. گاهی یک جمله ساده یا یک لبخند میتواند امید تازهای به یک تازهوارد بدهد. همانگونه که من در نخستین روز با روی باز خدمتگزاران و لباس سفید جذب کنگره شدم. هیچگاه به پایان حضورم در کنگره فکر نکردم؛ زیرا هر بار تجربهای تازه و نوری جدید در مسیر زندگیام روشن شد.
در نهایت، بزرگترین کمک آن است که این رابطه دوطرفه باشد. کنگره به ما یاری میرساند و ما نیز با خدمت و مشارکت، چراغ راه دیگران میشویم. همین انتقال تجربه و مشارکت، میتواند بهترین هدیه به کنگره و اعضای آن باشد. برای من موضوع مهم این بود که در کنگره در حاشیه نباشم، بلکه در مسیر باشم و مطابق با آموزههای آقای مهندس رفتار کنم تا بتوانیم فضایی آرام و بیحاشیه در شعبه ایجاد کنیم. چنین فضایی موجب میشود تازهواردان، هنگام ورود احساس راحتی کنند و مطمئن باشند که جای مناسبی را انتخاب کردهاند و میتوانند مسیر خود را ادامه دهند.
یکی از نکاتی که برای من روشن شد این بود که آموزشهای کنگره تنها مخصوص جلسات نیست، نباید صرفاً در جلسه به آنها عمل کنم، بلکه باید در زندگی روزمره نیز تغییر را احساس کنم. وقتی اطرافیان من تغییر رفتار و سبک زندگی مرا مشاهده میکنند، این خود یک تبلیغ مثبت برای کنگره است و میتواند افراد بیشتری را جذب کند، بدون آنکه نیازی به گفتار مستقیم باشد.
خدمت کردن در کنگره تنها به نفع جمع نیست؛ بلکه بیشترین نفع آن به خود من بازمیگردد. هر بار که خدمتی انجام میدهم، آموزشهایی که دریافت کردهام دوباره مرور میشود و در وجودم ثبت میگردد. این خدمتها نهتنها به دیگران کمک میکند، بلکه باعث میشود آموزشها در وجود من تثبیت شود و تغییراتم پایدارتر گردد.
در پایان باید بگویم کنگره مسیر را برای من روشن کرد. من از هیچ به همه چیز رسیدم. فردی که حتی نمیتوانست درست صحبت کند و صبر داشته باشد، امروز توانسته تغییر کند. این بده و بستانی که در کنگره وجود دارد کمک من به کنگره و کمک کنگره به من باعث شد هم من رشد کنم و هم کنگره روزبهروز قویتر شود

مرزبان کشیک: همسفر منصوره
عکاس: راهنما همسفر معصومه
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر هما (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
99