امروز، روزی است که دلها آرامتر میتپند، روزی است که آمدهایم تا از عشق بگوییم، از صبری که خاموش نشد و از همسفری که در سختترین لحظهها به جای رفتن، ماندن را انتخاب کرد.
همسفر، یعنی روشنایی در دل تاریکی، یعنی دستی که لرزید؛ اما رها نکرد، یعنی قلبی که زخمی بود؛ اما همچنان برای دیگری تپید. در این جشن، ما تنها یک مسیر درمان را جشن نمیگیریم، ما ایمان را جشن میگیریم، عشق را، ایستادگی را و امیدی را که هیچگاه خاموش نشد.
همسفر کسی است که فهمید رهایی یک نفر، آغاز آرامش یک خانه است. فهمید که اگر امروز صبر کند، فردا لبخندهای بیشتری خواهد دید. امروز، به احترام تمام همسفران میایستیم، به احترام چشمهایی که گریستند؛ اما خاموش نشدند، به احترام قدمهایی که لرزیدند؛ اما ادامه دادند و به احترام قلبهایی که شکستند؛ اما از هم نپاشیدند.
همسفر عزیز، تو تنها همراه یک مسیر نبودی، تو معمار امید بودی، تو ستون روشن خانهای بودی که روزی در طوفان میلرزید. باشد که این جشن، یادآور ارزش تو باشد، ارزش صبرهایت، ارزش اشکهایت و ارزش لبخندهایی که با درد ساختی و به دیگری بخشیدی. جشن همسفر، جشن توست، جشن قلب بزرگی که در مسیر سختیها کم نیاورد.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
243