English Version
This Site Is Available In English

خودِ گمشده‌ام را در کنگره‌۶۰ پیدا کردم

خودِ گمشده‌ام را در کنگره‌۶۰ پیدا کردم

در دلِ سیاه و تاریک گذشته، که شاید ذره‌ای نورِ امید وجود نداشت، هر روز با گذشت زمان، ظلمات و تاریکی به اوج خود می‌رسید؛ به حدی که دیگر امیدی به زندگی و مسافرِ خود نداشتم. تنها راه را جدایی می‌دانستم.
ناگهان جرقه‌ای از نورِ امید در من زنده شد؛ چراغِ روشنایی که کنگره‌۶۰ بود و راهِ رهایی توسط جناب مهندس به ما نمایان گشت.
با چه کار و عملی می‌توان کمکِ کنگره‌۶۰ که شاید سال‌ها در طلب آن بودیم و نمی‌یافتیم را جبران کنیم؟
کنگره‌۶۰ نه‌تنها مسافرِ از‌دست‌رفته‌‌ام را به من برگرداند؛ بلکه خودِ گمشده‌ام را نیز در کنگره‌۶۰ پیدا کردم.
حال من با چه کمکی می‌توانم آن را بازپس دهم؟ با خود می‌گویم: خدمت به دیگران؛ ولی باز هم این خدمت به من برمی‌گردد و حالِ خودم خوب می‌شود.
شاید ذره‌ای کمکِ مالی، که با آن دستِ افرادی را که در دامِ اعتیاد اسیرند بگیریم؛ ولی باز هم آن نیز دوباره به خودمان باز خواهد گشت؛ پس در کنگره‌۶۰ همه‌چیز کمک به خود ما است و نه کمک به کنگره.
کنگره‌۶۰، بهشتِ گمشده‌ای است که شاید سال‌ها به‌دنبالش بودیم. آن آرامش و حالِ خوش را کجا به‌جز کنگره‌۶۰، می‌توان یافت؟ آیا جز این بود که حالِ خرابِ خود را با هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌توانستیم خوب کنیم؟ ولی کنگره‌۶۰ نه‌تنها حالِ خودمان، بلکه حالِ هزاران نفر مانند ما را که رنج‌کشیده‌اند، خوب می‌کند.
حال چگونه قدردانی کنیم تا ذره‌ای از این نعمت را جبران کرده باشیم؟ الگوی بزرگ ما، مهندس دژاکام، با سال‌ها خدمت و ماندن در کنار هم‌نوعان خود، باز هم هیچ ادعایی ندارند.
امیدوارم که ما هم خدمتگزار کوچکی در این دریای بیکران باشیم.

نویسنده: همسفر جمیله رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت 
همسفران نمایندگی بروجرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .