English Version
This Site Is Available In English

هیچ موجودی در هیچ‌یک از مراحل تکاملی‌اش به خواب نرفته است. (نمایندگی رز تهران)

هیچ موجودی در هیچ‌یک از مراحل تکاملی‌اش به خواب نرفته است. (نمایندگی رز تهران)

دهمین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی رز تهران، با استادی راهنما همسفر سولماز، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری مسافر منیر، با دستور جلسهٔ «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد» در روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۱۱:۴۵ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، سولماز هستم یک همسفر.

دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد» است. این هفته را در رأس به خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، دکتر امین و خانم شانی که همسفران حقیقی و واقعی آقای مهندس در دوره سفر ایشان بودند، تبریک می‌گوییم. آقای مهندس برای تمام همسفرانی که به‌واسطهٔ مسافرانشان در کنگره ۶۰ حضور دارند، این جشن را تدارک دیده‌اند تا به مسافران، فرصت تفکر، قدرشناسی و جبران خسارت داده باشند.

ابتدا باید بدانیم همسفر به چه فردی گفته می‌شود؟ همسفر کسی است که همراه مسافر در مسیر درمان قرار گرفته است. در مسیر درمان قرار گرفتن، اصول، پروتکل و شیوهٔ خاص خود را دارد. در بیرون از کنگره، ما همسفران می‌خواستیم حال مسافران خوب بشود؛ اما راه آن را بلد نبودیم. من هم جزو آن افراد بودم. به قول آقای مهندس می‌خواستیم آتش را با بیل خاموش کنیم؛ شکستگی بیش‌تر از سوختگی بود. زیرا دانش اعتیاد را نداشتیم، سیستم بیوشیمی را نمی‌شناختیم، خماری و نیاز بدن را نمی‌دانستیم. در کنگره به ما آموزش داده شد. گفتند: شما همسفر هستید، اگر قصد دارید همراه مسافرتان باشید، باید آن مطالبی که کنگره می‌گوید را قبول کنید تا بتوانید دانش را به دست آورید.

در کنگره، همسفر نجات‌دهنده نیست؛ زمانی می‌تواند بال پرواز باشد که دانش اعتیاد را داشته باشد. هر همسفری نمی‌تواند بال پرواز باشد. برای این امر باید بداند وقتی به کنگره آمد و دست مسافر را در دست راهنمایش گذاشت، دیگر او را کنکاش، قضاوت، سرزنش و مقایسه نمی‌کند، به او سرکوفت نمی‌زند و نباید دلسوزی بیش از حد داشته باشد. هر کاری باید دُز و اندازه داشته باشد و این موارد، قانون و اصول همسفر بودن است. او می‌خواهد کمک‌کننده باشد، پس باید روی خودش کار کند و آموزش بگیرد.

زمانی که حال دلش خوش باشد، دیگر همه چیز را خوب می‌بیند، منفی‌باف و ناامید نیست، ترس وجودش را نگرفته است و با اضطراب رفتار نمی‌کند. تک‌تک مواردی که می‌گویم را تجربه کرده‌ام. در طول مسیر زندگی‌ام دو تا از برادرانم و مادرم مسافر بودند. بعدها یکی از عزیزترین افراد زندگی‌ام مسافر شد که باهم زندگی می‌کردیم؛ همسرم هم مسافر بود. یعنی تمام چم‌وخم مسیر عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را یاد گرفتم. از ابتدا بلد نبودم؛ من هم اوایل سرزنش می‌کردم، با مسافرانم درگیر می‌شدم، احساس می‌کردم آن‌ها اراده ندارند.
درحالی‌که در مسیر درمان در کنگره ۶۰ به ما آموزش داده شد که بین اراده و آن چیزی که نیاز بدن است، تفاوت وجود دارد؛ برای همین فرصت بازسازی به بدن داده می‌شود.

هر همسفر، مانند مسافرها که در دوره درمان پله عوض می‌کنند، پله‌های دانایی را طی و رشد پیدا می‌کند و اصول همسفری را یاد می‌گیرد. این مطلبی است که در کنگره آموزش گرفته‌ایم. ما گروه همسفران خانم را در اینجا داریم. مسافر، همسفرش آمده است و در کنارش قرار گرفته است. یک‌سری از همسفران، آقا هستند؛ یعنی همسفرِ فرد، همسر، پسر، خواهرزاده یا برادرزاده‌اش است؛ به‌هرحال نسبتی باهم دارند. در این‌گونه موارد، ما گروهی داریم به نام «گروه همسفران آقا» در نمایندگی آکادمی یا همان ساختمان ارغوان. روزهای پنج‌شنبه ساعت ۱۲ می‌توانند به آن‌جا مراجعه کنند و تحت آموزش‌های کنگره قرار بگیرند. به آن‌ها هم برنامه داده می‌شود و راهنما انتخاب می‌کنند.

همسفر آمده است تا بار خودش را خودش بر دوش بکشد و اجازه بدهد که مسافر هم در مسیر سفرش همین مورد را یاد بگیرد. همسفر قرار نیست به‌جای مسافر کار خاصی را انجام بدهد. مسافر به اینجا آمده است تا خودش رشد کند. ما در اینجا این دو مقوله را مجزا کرده‌ایم. موضوع دیگری که برایم خیلی مهم بود و می‌خواهم این حرف را برای قوت قلب همسفران بگویم این است که در وادی سیزدهم، آقای مهندس جملهٔ زیبایی را مطرح می‌کنند: «هیچ موجودی در هیچ‌یک از مراحل تکاملی‌اش به خواب نرفته است؛ حتی اگر در ظاهر به خواب رفته باشد، در حال گرفتن قوت و قدرت از مبدأ خویش است تا بتواند راهش را پیدا کند، تا بتواند شروع بکند.»

این حرف برای ما همسفران قوت قلب است که اگر احساس می‌کنیم مسافرمان هنوز شروع نکرده است، بدانیم که او به ظاهر شاید خواب باشد؛ اما در حال گرفتن نیرو از مبدأ خویش است تا راهش را شروع کند. با یک مثال صحبت‌هایم را تمام می‌کنم. یادم است در یکی از صحبت‌ها، دکتر امین گفتند: ما مسافر را به ناخدای کشتی تشبیه می‌کنیم. یک ناخدای کشتی در زمانی که دریا آرام است، کشتی را هدایت می‌کند و هیچ مشکلی هم نیست و همه چیز خوب است؛ اما اگر دریا طوفانی باشد، ملوان‌هایی که روی عرشه حضور دارند، خیلی کمک‌کننده هستند.

ما در مسیر سفر با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شویم و دریای طوفانی را تجربه می‌کنیم. ملوان‌ها همان همسفران هستند که می‌توانند کمک‌کننده باشند تا ما بتوانیم سفرمان را به‌راحتی به اتمام برسانیم. همسفران خیلی آسیب دیدند و سختی کشیدند؛ همان‌طور که مسافران سختی کشیدند. سختی مسافران محسوس بوده است و برای همسفران نامحسوس. همسفر حتی خودش نمی‌داند که خماری دارد، نمی‌داند تا چه اندازه تخریب‌های عمیق دارد و در انتهای تاریکی است. با آموزش‌هایی که می‌گیرد، روی خودش کار می‌کند تا از تاریکی‌ها بیرون بیاید.

صحبت دیگری که می‌خواستم بگویم در رابطه با جبران خسارتی است که مسافرین از همسفران باید داشته باشند. روز یکشنبه که همسفران خدمتگزار بودند، مسافرانی بودند که ایستاده بودند و به آن‌ها می‌گفتند: «زود باش کارت را تمام کن و برویم.» قدرشناسی از همین‌جا شروع می‌شود. بروید و تی را از دست همسفرانتان بگیرید، به ایشان کمک کنید؛ این یعنی قدرشناسی در عمل. قسمتی از قدرشناسی، پول، پاکت و دل‌نوشته است؛ نوع دیگری از قدرشناسی در عمل‌ است، زمانی که می‌بینید همسفرتان دارد تلاش می‌کند. شما مسافران چگونه جبران خسارت همسفرانتان را انجام می‌دهید؟ پس باید به این مسائل هم فکر کنیم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: همسفر پگاه – لژیون ششم – نمایندگی رز تهران
ویرایش: مسافر سمیرا – نمایندگی رز تهران
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .