English Version
This Site Is Available In English

همراهی تا رهایی روایت همسفران کنگره۶۰

همراهی تا رهایی روایت همسفران کنگره۶۰

من همسفرم 
نه فقط در مسیر درمان، که در مسیر زندگی. 
در روزهایی که همه چیز تاریک بود، من ماندم. نه از سر اجبار، نه از روی ترحم، بلکه از روی عشق. عشقی که ریشه در امید داشت، در باور به بازگشت، در ایمان به روشنایی.
شاید کسی نداند که همسفر بودن یعنی چه. 
یعنی شب‌هایی که با اشک به خواب می‌روی و صبح را با لبخند بیدار می‌شوی، فقط برای اینکه امید را در دل مسافرت زنده نگه داری. 
یعنی شنیدن حرف‌هایی که دلت را می‌شکند، اما باز هم گوش دادن، چون می‌دانی پشت این حرف‌ها، دردی هست که باید فهمیده شود، نه قضاوت.

من همسفرم
یاد گرفتم که عشق، فقط در شادی نیست. 
یاد گرفتم که گاهی باید سکوت کرد، گاهی باید فریاد زد، گاهی باید فقط «بود». 
بودن، حتی وقتی خودت را فراموش کرده‌ای. 
بودن، حتی وقتی خسته‌ای، شکسته‌ای، اما هنوز ایستاده‌ای.
هفته‌ی همسفر، برای من فقط یک مناسبت نیست. 
یادآوری‌ست که من هم دیده می‌شوم. که بودنم، ماندنم، صبرم، عشقم بی‌صدا نمانده. 
و همین برایم کافی‌ست.

به همه‌ی همسفران این مسیر، به همه‌ی زنانی که با دل‌های بزرگ‌شان چراغ راه شدند، 
می‌گویم: شما قهرمانان خاموش این راهید. 
و به خودم می‌گویم: 
آفرین همسفر تو هم قهرمانی.

نویسنده: همسفر فرخنده رهجو راهنما همسفر جمیله(لژیون هفتم)
رابط خبری:همسفر السا رهجو راهنما همسفر جمیله(لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت

همسفران دانیال اهواز

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .