جلسه چهاردهم از دوره چهلم کارگاههای آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی دستیار دیدهبان مسافر جعفر و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جعفر هستم یک مسافر
خدای خودم را شاکرم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و تمامی مسافران و خدمتگزاران نمایندگی شیخ بهائی که من را دعوت کردند تا در این جایگاه قرار بگیرم سپاسگزارم. از اینکه کنار شما دوستان مورد علاقهام قرار گرفتهام حس خوبی دارم و همچنین از دیدن صبر و تحمل سفر اولیهای خوشحال هستم. قطعاً این صبر و تحمل به آرامش و رهایی خواهد رسید.

در مسیر آمدن به اینجا دست و پایم گم شد و سرم از شدت هیجان گیج رفت. وقتی حس کنگره۶۰ و تنوع این حسها را تجربه میکنم و به وسعت آن پی میبرم، تازه متوجه میشوم که چه تغییرات عظیمی در درون من ایجاد شده است. انشاءالله قدردان این عظمت، رهایی، درمان و این آموزشها در کنگره ۶۰ باشیم. آرامش و رهایی از طوفان نیست؛ ما در کنگره۶۰ یاد میگیریم که چگونه در طوفان زندگی آرام باشیم و از پس مسائل و مشکلات خود برآییم.
در مورد دستور جلسه «کمک کنگره۶۰ به من و کمک من به کنگره۶۰»، باید بگویم که این موضوع به نوعی میشود گفت کمک من به دیگران یا کمک دیگران به من. جملهای داریم که یاد خدا در هر جا یاد خود است. من فکر میکنم که این دستور جلسه، کمک به دیدگاه شخصی من مناسب نیست. چون کاری که کنگره۶۰ انجام میدهد، کمک کردن نیست، بلکه احیاء انسانهاست و وقتی که یک نفس احیاء میشود، همه نفوس احیاء میشود. ما مانند یک قطرهایم که در وجود یک اقیانوس قرار میگیرم. این موضوع به دستور جلسه ربط دارد.
آقای مهندس چقدر خوب در سیدی هفتگی در مورد «سرمایه اجتماعی» صحبت کردند. این موضوع با دستور جلسه هم بیربط نیست. قطعاً کمک کردن به یکدیگر مفهومی مشترک از دوستی، همحسی و همدلی است. هر چقدر که این ارتباط بین انسانها برقرار شود و بین همه حکمفرما باشد، این کمک کردن اتفاقی زیبا و ارزشمند است و کنگره۶۰ بر مبنای دانش صحیح و تفکر صحیح انجام میشود. پس وقتی که صحبت از کمک و احیاء انسانها میشود؛ تفکر و فلسفه وجودی آقای مهندس و اهداف کنگره۶۰، زنده کردن انسانهاست.
من پیش از ورود به کنگره۶۰ دنبال راههای زیادی بودم و مشکلات بسیاری داشتم. خواستهها و آرزوهایی داشتم که دست نیافتنی بودند. چرا؟ چون راه و روشهای موجود نمیتوانستند مرا به آرامش، رهایی و حال خوب برسانند؛ اما وقتی وارد کنگره۶۰ شدم. تازه علت همه مشکلات، سرگشتگیها و بهمریختگیهایم را فهمیدم. در کنگره۶۰ یاد گرفتم که با این مسائل چگونه کنار بیایم و حلشان کنم.

آقای مهندس در سیدی «سرمایه اجتماعی» نکات بسیار زیبایی را مطرح کردهاند. وقتی که در مورد خودشان صحبت میکنند، این موارد درباره من هم صادق است؛ من هم در کنگره۶۰ درحال آموزش هستم و باید سفر خودم و خدمت به خودم را جدی تلقی کنم. از بند سیگار رها شدم، از بند افیون که بزرگترین بند ابلیس است، رها شدم. بندهای دیگری مانند: منیت، خودخواهی، تکبر و ضدارزشهای دیگر هم باز شدند. این بندها با درمان قطعی و ریشهای که در کنگره۶۰ انجام میشود، باز میشوند.
حالا به راهنما، به ایجنت و به مرزبانها نگاه میکنم و میبینم که آنها برای دیگران هستند. چون دیگران برای من بودند و به من خدمت کردند. به اندازهای که درک و فهم من بالا رفته، اگر چیزی از این دستور جلسه یاد نگرفته باشم، چیزی از کنگره۶۰ یاد نگرفتهام.
تمام صحبتهای کنگره۶۰ و آموزشها به ما یاد میدهد که خوبی را از بدی تشخیص دهیم. کنگره۶۰ میتواند حال انسان را دگرگون کند و روح و روان او را به تعادل برساند. کنگره۶۰ با تمام وجودش بخشید. آقای مهندس اتفاقی که برای خودشان افتاد را به کنگره۶۰ بخشید و روش "D.S.T" بر مبنای بخشش است.
شخصی که به دانایی لازم میرسد، میتواند ببخشد. این که من ارزش کنگره۶۰ را بدانم؛ اگر کنگره۶۰ نبود، من در آستانه نابودی بودم و اثری از من نبود؛ اما اگر کنگره۶۰ را یک ارزش میدانم، باید به معنای واقعی، قدر آن را بدانم. من در لژیون همیشه میگویم که بعد از ده یا یازده سال که در کنگره۶۰ حضور دارم هر روز برای من تازگی دارد؛مانند همان روز اول که وارد کنگره۶۰ شدم.
پس باید قدردانی و ارزشگذاری درون ما نهادینه شود. در کنگره۶۰ باید تلاش کنیم فردی شویم که حس خوب خود، رهایی و حال خوب خود را به سفر اولیها و تازهواردها منتقل کنیم. باید مانند کنگره۶۰ باشیم. باید بلاعوض باشیم، خدمت کنیم و این کار را بدون منت و عاشقانه انجام دهیم. اینجاست که خرد و دانایی در ما اتفاق میافتد.
اما نباید هیچ وقت گذشتهام را فراموش کنم. یک نکته جالب که در سیدی برای من بود، اینکه انسان نمیتواند به تنهایی زندگی کند. آقای مهندس میفرمایند: «نگاهی به سرتاپای خودت بنداز، از لباست گرفته تا ساعتت، همه جا افرادی هستند که دست به دست هم دادهاند تا تو بتوانی از چیزی بهره ببری». اگر کمک دیگران در کنگره۶۰ نبود، اگر تفکر آقای مهندس برای کاستن این درد و رنجها در انسانها اتفاق نمیافتاد، قطعاً هیچ نقطهای برای سرخط جدید وجود نداشت. فکر نمیکنم همه ما در آرامش و صلح کنار هم نشسته بودیم.
من فکر میکنم که این دستور جلسه، ماحصل همه آموزشها در کنگره۶۰ یعنی «بخشش» است. در ابتدا باید خوب سفر کنم. همه در حال خدمت به من هستند و من باید بیشترین کمک را به خودم بکنم. این را باید از کنگره۶۰ یاد بگیرم و مانند کنگره۶۰ باید با صلابت و استقلال به رهایی برسم.
در سفر اول، حاشیه امنیتی برای شما وجود دارد و آن لژیون و راهنمای عزیزتان است؛ اما وقتی به سفر دوم میرسید، دیگر باید از آن لژیون عبور کنید. به قول آقای زرکش «رهیافته» میشوید. این «رهیافته» دیگر نیازی به اتکا به لژیون ندارد. بلکه به حاشیه امن دیگری نیاز دارد تا بتواند مثل یک جهانبینی در آن جولان دهد. آن حاشیه امن، لژیون سردار است. لژیون سردار و کسی که در حلقه لژیون سردار قرار میگیرد، از ترکیب همه لژیونها بهره میبرد. در این فضا، رهایی باکیفیت اتفاق میافتد. خدمت در کنگره۶۰ به غیر از لژیون سردار، خدمت به روح و روان انسانهاست.
انشاءالله که بتوانیم هم موضوع معنوی و هم درمان و رهایی را به درستی درک کنیم و خوب حس کنیم. باید این تازگی، شور، اشتیاق و عشق همواره در درون ما باشد. امروز من به اندازهای که باید از زندگیم لذت ببرم، واقعاً لذت میبرم. امروز به اتفاق سه نفر از دوستان ساعت چهار صبح از تهران به سمت اصفهان راه افتادیم. ساعت ده صبح به اصفهان رسیدیم و خیلی جاهای دیدنی را بازدید کردیم. یک روز در اصفهان بودیم؛ اما حس میکنم یک هفته را در اصفهان گذراندیم.
ما بهترین لوکیشنها را در کنگره۶۰ داریم. چون کنگره۶۰ خانه واقعی ماست. همه ما همحس و مرتبط با یکدیگر هستیم و این ارتباطات از طریق دستور جلسات کنگره۶۰ برقرار میشود. امیدوارم همیشه بتوانم مانند آن قطره، اما در دل اقیانوس باشم و بتوانم از همه آن زیباییها و از تمام اتفاقاتی که اقیانوس رقم میزند بهره ببرم و با کنگره۶۰ همراه باشم، نه اینکه صرفاً کارت عضویت کنگره۶۰ را داشته باشم. برای همه خدمتگزاران عزیز آرزوی توفیق دارم و برای همه سفر اولیها آرزوی خدمت کردن میکنم. در نهایت از آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم.
تایپ: مسافر سعید (لژیون۱۴)، مسافر مهدی (لژیون۱۶)، مسافر امید (لژیون۲۰)، مسافر پارسا (لژیون۱۴)، مسافر مهران (لژیون۴)
ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)
سیستم صوتی: مسافر امید (لژیون۲۰)
دیتاشو: مسافر حسن (لژیون۱۹)
تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶)
مرزبان خبری: مسافر علی
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
1991