هفته، هفتهی همسفر است.
پیش از آنکه بخواهم دربارهاش چیزی بگویم، بهتر است مفهومش را درک کنم؛ و درست همینجاست که در ذهنم سؤالی شکل میگیرد:
بهراستی همسفر کیست؟ به چه کسی همسفر میگویند؟
پاسخ، سخت نیست؛ اما عمیق است.
ندایی از غیب میرسد که همسفر معنایی فراتر از یک واژه دارد؛ معنایی که هم درکش آسان است و هم دشوار.
همسفر یعنی کسی که با قرار گرفتن عزیزش در تاریکی، میشکند، خرد میشود، میبازد، ناامید میشود، دلتنگ میشود، حسرت میخورد و تا پای مرگ، روزی هزار بار میمیرد؛
مرگی بیصدا، بیاشک، تنها آکنده از غم.
همسفر یعنی مادر؛
مادری که تا پاسی از شب منتظر صدای باز شدن دری میماند که نوید آمدن پارهای از جانش را میدهد.
همسفر یعنی دختر؛
دختری که پدر را قهرمان زندگیاش میداند و با حضور او، هیچ باختی را نمیپذیرد.
همسفر یعنی برادر؛
یعنی همدم دردها، همنفس شدن، بیتابی، شبها تا صبح بیدار ماندن،
یعنی ماندن با تو تا ابد.
همسفر یعنی همسر بودن، همبالین بودن،
یعنی تا صبح انتظار کشیدن،
یعنی «من با تو تا ابد هستم».
همسفر یعنی ماندن، جنگیدن،
ساختن نور از دل تاریکی؛ نوری که سالها منتظرش بودم،
اما راه رسیدن به آن را نمیدانستم.
همسفر یعنی بال پرواز،
یعنی با هم اوج گرفتن، ماندن،
یعنی صبر، شجاعت، امید،
مسافر بودن و در نهایت، با تو رسیدن به خود.
و کلام آخر:
همسفر، تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسد،
اما سالم و کامیاب خواهد رسید.
پس دستانم را به نشانهی پیوند، رو به آسمان بلند میکنم
تا بازپس بگیرم آنچه را که از دست دادهام.
میمانم،
چون میدانم دیر رسیدن، بهتر از هرگز نرسیدن است
و همیشه کوتاهترین راه، بهترین راه نیست.
بهراستی که معنای همسفر را نمیدانستم،
تا اینجا؛
این مکان، که معنای واژهای چنین زیبا را به من هدیه داد.
به خود میبالم که چنین لقب باارزشی را از آن خود کردهام.
شکر… شکر… شکر…
نویسنده: همسفر الهام راهنما لژیون شانزدهم
رابط خبری:همسفر آمنه رهجو راهنما همسفر الهام(لژیون شانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
40