راهنمای تازه واردین همسفر الهام:
همسفر بودن فقط کنارِ کسی راه رفتن نیست، گاهی یعنی ایستادن، ایستادنی که از بیرون دیده نمیشود؛ اما درونش پر از صبر، درد، امید و دعاست؛ گاهی مسیر، سخت و پرپیچوخم است؛ گاهی دل پر از سؤال و دلشوره؛ ولی بودن در جمع همسفران، یادم میآورد که هیچ مسیری تنها طی نمیشود، من همسفرم، با دلی پر امید و چشمهایی که راه را میبینند، با تمام سختیها و بیصدا بودن همراهم، با لبخندی که از دل میآید و آرامشی که هر روز میآموزم، میدانم که هر قدمی که برمیدارم، نه فقط برای خودم؛ بلکه برای عشقی که گاهی دور است؛ اما همیشه در قلبم هست، برداشته میشود. هفته همسفر برای من یادآور این است که راه، فقط با آمدنِ کسی شروع نمیشود؛ گاهی با ساختنِ خودم آغاز میشود، با آرام شدن، با رشد کردن، با یاد گرفتن اینکه؛ حتی در سکوت و تنهایی، میشود درست راه رفت هفته همسفر، یادآور این است که بودنمان؛ حتی وقتی تنها به نظر میرسد، پر از معناست من همسفرم و به این بودن افتخار میکنم.
همسفر سمیرا:
هرگز از یاد نخواهم برد آن روزی را که با حال بد وارد جمع بهترین افراد شدم. کنار آدمهایی قرار گرفتم که بیمنت و بدون ذرهای چشمداشت به دریافت حقوق و دستمزدی، خالصانه خدمت میکنند. مسافر عزیزم، من به عنوان همسفرت، هیچ منتی بر سرت ندارم و از تو ممنونم به خاطر بودنت؛ که به واسطه حضورت، من با مکان مقدس کنگره آشنا شدم و در مسیر درست قرار گرفتم. در مسیری پر از آرامش، آرامشی که تا به حال تجربه نکرده بودم. یک حس رهایی، رهایی از تاریکیها، از بدیها. تمام نگاهم به دنیا تغییر کرد و رسیدنم به این حس زیبا، بهترین هدیه توست به من. و قدردان تو و تمام کسانی که در این مکان مقدس، شفیع من شدند. تا یاد بگیرم به واسطه ۱۴ وادی، در مسیر درست قدم بردارم. و امیدوارم هر دو، در این مسیر پایدار بمانیم. از صمیم قلبم شکر، شکر، شکر
همسفر فریده:
روزی که پا در کنگره ۶۰ گذاشتم را به خوبی به خاطر دارم آن روز من با ناامیدی تمام، فقط برای اینکه بتوانم به زندگی برادرم که ازهم پاشیده بود سروسامانی بدهم پای به آن جای مقدس گذاشتم. تفکر من این بود که زندگی بسیار سخت است و هستی میان انسانهای خود تبعیض قائل است. اما اکنون خداوند را بسیار سپاسگزارم که من را در این راه قرار داد تا به درک آن برسم که همیشه هستی و طبیعت کاملا طبق عدالت رفتار میکند و این ما انسانها هستیم که اگر اشتباهی کنیم باید پاسخگو باشیم؛ پس عدالت پابرجاست. من آن روز را به خوبی به خاطر دارم که با چشمانی گریان با صورتی پژمرده وارد شدم اما در طول زمان آموختم و بسیارانگیزه و بسیار انرژی گرفتم. من این شادابی خود را مدیون راهنماهایی میدانم که برای من بسیار تلاش کرده و زحمت فراوان کشیدند و وقت پرارزش خود را تقدیم من کردند تا بتوانم به آنچه میخواهم دست یابم. به من آموختند اگر هدفی برای زیستن دارم باید برای آن تلاش، کوشش، صبر داشته باشم. من مدیون تمام آنانی هستم که در این راه سعی بسیار کردند تا آدمهایی، همچون من بتوانیم در آنجا بهراحتی، آموزش ببینیم، بهراحتی، به آرامشی که لیاقت آن را داریم؛ ولی روزی فراموش کرده بودیم دست یابیم و روزی که در غم و اندوه فراوان بودیم مارا به گرمی در آغوش خود کشیدند. خدا را شاکرم که دراین مسیر قرار گرفتم.
همسفر نازگل:
اول تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان و راهنمای خوبم خانم ناهید که این بستر را مهیا کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. هفته همسفر را به همه همسفران کنگره ۶۰ تبریک میگویم وقتی همراه مسافرم به عنوان همسفر وارد کنگره شدم از همه چیز ناامید بودم یک آدم عصبی بودم و وقتی مسافرم از من تقاضا کرد که در کنار من جلسه باید بیایی، بدون هیچ دغدغهای قبول کردم چون مسافرم به هر دری زده بود ولی جواب نگرفته بود و با آموزشهایی که از راهنمای خوبم و از سیدیهای مهندس گرفتم ذرهذره راه و رسم زندگی را دارم یاد میگیرم و سپاسگزار خداوند هستم که با کنگره آشنا شدم و در مسیر کنگره و به عنوان دوبال پرواز در کنار مسافرم همراه هستم و الان که در مسیر کنگره هستیم، هم درمان اعتیاد مسافرم، هم درمان ویلیام مسافرم و رهایی تغذیه سالم به روش دژاکام درمان شده است و من هم به عنوان همسفر دارم از این آموزشها درس زندگی کردن را یاد میگیرم در ادامه از کلیه خدمتگزاران کمال تشکر و قدردانی را دارم.
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
106