English Version
This Site Is Available In English

رهایی بهترین مسافرت مشترک

رهایی بهترین مسافرت مشترک

در حرمت کنگره خوانده می‌شود: کنگره مکان مقدس و امن می‌باشد، که من با تموم وجود حس کردم، وقتی وارد سالن می‌شوم و روی صندلی می‌نشینم از هیاهوی زندگی فارغ می‌شوم برای ساعتی وارد دنیای دیگری می‌شوم که در واقع همانند بهشت برای من است گویی که کنگره برای من یک قطعه از بهشت است؛ کنگره به من چیزهایی آموخت و هدیه داد که در دوران تحصیل کسب نکردم.

من در میان اعضای فامیل در صبوری الگو بودم اما در ظاهر بود، من از درون تخریب می‌شدم؛ چون درون خودم می‌ریختم و در تنهایی برای خودم درد دل می‌کردم، اشک می‌ریختم، خودم با خودم حرف می‌زدم به خودم دل‌داری می‌دادم. جرأت بیان کردن مشکلات و مسائل خانه را به مسافرم نداشتم چون موجب بحث بین‌ ما می‌شد و گذشته را به رخ می‌کشید کم‌کم ناامیدی و افسردگی به سراغ من آمد، من بخشش داشتم در زندگی؛ اما از ته دل نبود، به اجبار زمان بود شاید بارها پشیمان شده بودم.

زمانی که مسافرم وارد کنگره شد کم‌کم ‌تغییرات را در رفتار و کردار او مشاهده کردم، مهم‌ترین مسأله در زندگی مشترک ما زمان بود که اصلاً برای ایشان مهم نبود، اصلا حرف‌هایش هیچ اعتباری نداشت. به لطف خدا و خواست قلبی مسافرم سفر اول را پشت سر گذاشت به ظاهر آسان بود؛ ولی بسیار خون دل خوردم.

بهترین مسافرت مشترک ما برای رهایی به تهران بود، انگار تو آسمان بودم داشتم پرواز می‌کردم، تنها سفری که هیچ حرفی نشنیدم، لطف خدا شامل حال من شد که بتوانم بال پرواز مسافرم شوم و در این سفر همراه او باشم. در فرهنگ ما گفته می‌شود که پشت‌سر هر مرد موفقی یک زن موفق است به کلام زیبا و دلنشین است؛ اما پشت پرده چه درد و سختی و مصیبت و خون دل خوردن که مادر یا همسری نخورده باشد. در روز هزار بار خدا رو شکر می‌کنم که کنگره را روزی من قرار داد تا کمی به خودم بیایم و به خودم کمک کنم تا بتونم در برابر مشکلات و حرف دیگران مقاوم باشم؛ چون آموزش گرفتم که نیروی منفی باید باشه تا من کامل شوم.

معنی دوست داشتن و ابراز محبت واقعی را در کنگره یاد گرفتم، یاد گرفتم که تغییر را از خودم شروع کنم تا بتوانم برای دیگران الگو باشم. مشکلات و گرفتاری را رحمت و مصلحت خدا بدانم به زور چیزی نمی‌خواهم؛ یاد گرفتم که گذشت و بخشش از ته دل و بلاعوض باشد، قدر و ارزش چیزهایی را که دارم را بدانم حسرت گذشته را نخورم، از آینده نترسم در لحظه زندگی کنم. از این‌که هنوز کسانی هستند که محرم و مرهم دل باشند احساس آرامش می‌کنم، در برابر قدرت مطلق سجده شکر به جا می‌آورم. هفته همسفر را به همه همسفران صبور فهیم و عاشق تبریک می‌گوییم.

نویسنده:همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر صدیقه مرزبان خبری
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فیروزه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی نیما یوشیج 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .