English Version
This Site Is Available In English

همسفر حق حیات دارد

همسفر حق حیات دارد

مشارکت همسفران لژیون پانزدهم در مورد دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران»:

همسفر بهاره:

همسفر پشتیبان و حمایت‌کننده مسافر است. حضور و همراهی او برای مسافر نوعی اعتماد‌به‌نفس و قوت قلب ایجاد می‌کند. همسفر زمانی می‌تواند این نقش را به‌خوبی ایفا کند که آموزش دیده باشد و بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آن را بشناسد؛ در غیر این‌صورت هیچ کمکی نمی‌تواند کند و حتی ممکن است از روی جهل و نادانی در مسیر درمان مسافر و رهایی او مانع ایجاد کند؛ پس مراقب هستم که مسیر درست را طی کنم. به ما گفتند: جایگاه خود را پشت در بگذارید؛ حتی اگر دانشی دارید؛ باید آن را کنار بگذارید. در کنگره۶۰ باید تسلیم و شنونده باشید؛ باید جهان‌بینی‌مان را تقویت کنیم، کلاس‌های بیرونی یا نقل‌قول دیگران به کار نمی‌آید. در لحظه ورود بی‌سواد و نادان بودم، از دنیای تاریکی وارد کنگره۶۰ شدم. آنچه در این‌جا آموزش داده می‌شود، به‌درد ما‌‌ ‌می‌خورد. منابع آموزشی همان متون داخل کنگره۶۰ است؛ اگر همسفر دچار ناهنجاری می‌شود، راه را بلد نبوده است؛ باید ورزش کنیم و فکر، اندیشه، اخلاق و کردار خود را تغییر دهیم؛ باید آرامش و صلح را بیاموزیم و چهارده وادی را طی کنیم. تربیت انسان زمان‌بر است و نیاز به صبر دارد. همسفر باید تلاش کند تا عقب نیفتد و از مسافر پیشی بگیرد؛ باید زیر نظر راهنما باشیم تا به تعادل برسیم. همسفر نیز حق حیات دارد؛ باید برای خود ارزش قائل شود؛ پس من در قدم اول برای خودم وسپس به‌خاطر مسافرم به کنگره۶۰ می‌آیم؛ باید دانست که هیچ موجودی به‌ اندازه‌ خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند؛ پس یکی از مسائل مهم، ارزشمند بودن خودمان است.

همسفر مهناز:

جایگاه همسفر در کنگره۶۰، نشان‌دهنده ارزشمند بودن همسفران است. همسفر هم می‌تواند کمک‌کننده باشد و هم نقش مخرب داشته باشد. زمانی‌که همسفر دوربین را روی خودش بگذارد، خود را قوی کند، فضای خانه را شاد و اَمن نگه‌ دارد و از لحاظ ذهنی مسافرش را رها کند، مسافرش به درمان می‌رسد. رها کردن به معنای این است که کاری به کار سفرش، زمان خوردن دارو، رفتن به کلاس و پارک نداشته باشد و این را بداند که هیچ چیز نمی‌داند که اگر می‌دانست مسافرش را قبل از ورود به کنگره۶۰ درمان می‌کرد؛ اگر خود را علامه بداند و مدام در کار مسافرش دخالت کند، نقش مخرب دارد و آسیب این کار به خودش برمی‌گردد و مسافرش درمان نمی‌شود. همسفر باید این دیدگاه را داشته باشد که مسافر او یک بیمار است، از رفتار او ناراحت نشود و بداند هر رفتاری انجام می‌دهد، به‌دلیل عدم تعادل او می‌باشد و تنها کاری که همسفر در این شرایط باید انجام دهد این است که خود را قوی کند که در مقابل انرژی منفی مسافرش بتواند حال خود را خوب نگه‌دارد و این میسر نمی‌شود، مگر این‌که همسفر گوش به فرمان راهنمای خودش باشد تا هم خود قوی شود و هم مسافرش به درمان برسد.

همسفر لیلا:

ابتدا این هفته را به خانم آنی بزرگ، استاد امین و دختران بزرگوار آقای مهندس تبریک می‌گویم. همان‌گونه که در قوانین کنگره۶۰ بیان شده است، همسفر کسی است که سابقه اعتیاد ندارد و در جهت تعالی اهداف کنگره۶۰ تلاش می‌کند. همسفر همراه مسافر است، فرقی نمی‌کند چه نسبتی با مسافر دارد. مادر، همسر، دختر یا پسر مسافر است، فقط به او یاری می‌رساند تا این راهی را که سال‌ها در تاریکی و اعتیاد سپری کرده و خسارت‌های بسیاری به همراه داشته است، بازسازی کند و به سرانجام برساند. جشن همسفر روزی است که مسافر با قدردانی از همسفر، او را برای ادامه مسیر دلگرم می‌کند. در آخر امیدوارم تمام افرادی که در تاریکی و اعتیاد هستند، مسیر کنگره۶۰ برای آن‌ها‌ نیز گشوده شود و بتوانند از تاریکی‌ها رها شده و با روشنایی، طعم شیرین زندگی راحت و آرام را با خانواده ‌خود بچشند.

همسفر عاطفه:

همسفر بودن یعنی انتخاب آگاهانه‌ و ماندن در مسیری که همیشه هموار نیست؛ یعنی کنار کسی راه رفتن، بدون این‌که بخواهی جای او تصمیم بگیری یا مسیرش را تغییر دهی. همسفر یاد می‌گیرد که عشق، فقط‌ مراقبت نیست، گاهی صبر است و گاهی سکوت کردن. همسفر دلش پر از دغدغه است؛ امّا یاد می‌گیرد این دغدغه را تبدیل به محبت کند. او می‌فهمد که تغییر واقعی از درون اتفاق می‌افتد و هیچ‌کس با اجبار درمان نمی‌شود. همسفر بودن یعنی باور داشتن به توان طرف مقابل، حتی وقتی خودش به خودش شک دارد. در این مسیر همسفر اول خودش رشد می‌کند. یاد می‌گیرد توقع‌های خود را مدیریت کند، احساسات خود را بشناسد و آرامش را در درون خودش بسازد. همسفر می‌فهمد که اگر خودش آرام نباشد، نمی‌تواند آرامش دهد. همسفر بودن، یعنی ایستادن بدون قضاوت، یعنی زمین خوردن دیگری را دیدن؛ امّا دستش را گرفتن، نه سرزنش کردن، یعنی فهمیدن این‌که هرکس زمان خودش را دارد و هیچ مسیری شبیه مسیر دیگری نیست. همسفر با حضورش امید می‌دهد، نه با حرف‌های زیاد. بودنش تکیه‌گاه است، نه بار اضافه. او یاد می‌گیرد که گاهی بهترین کمک، فقط بودن است. در نهایت، همسفر کسی است که در این راه کنار دیگری تغییر می‌کند و خودش انسان‌تر می‌شود. این مسیر، همسفر را آرام، قوی و آگاه می‌سازد.

رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم)
ویرایش: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .