English Version
This Site Is Available In English

چه می توان بخشید که ارزشمند تر از عشق و محبت باشد

چه می توان بخشید که ارزشمند تر از عشق و محبت  باشد

مسافر احسان  لژیون یکم:

من خوشحالم که این سفر را همراه با همسفرم تجربه می‌کنم و هرچقدر به پایان سفر اولم نزدیکترمیشوم بیشتر و بیشتر بودنش را حس می‌کنم و خوشحالم که در کنار همسفرم به آگاهی و دانایی‌ام افزوده می‌شود و پا به‌پای من در کنگره وزندگی‌ام محکم و محکم‌تر می‌شود.

سپاسگزار خدای خودم و مهندس و خانواده‌اش هستم که چنین محیطی را فراهم نمود تا علم من و همسفرم بالا برود و با کمک همسفرم بتوانم این سفر را به‌سلامت تمام کنم و در آخر از همسفرم تشکر می‌کنم که مثل یک فرشته‌ی نجات در روزهای سخت به کمکم آمد.

 

مسافر محمدباقر لژیون هشتم :

سلام دوستان محمدباقر هستم یک مسافر. شکرگذارخداوندوقدردان مهندس و خانواده محترمشان که این بستر امن را برای ما فراهم کردند. از خدمتگزاران کنگره تشکر می‌کنم که زحماتشان دلیل حال خوب منی که از باتلاق وحشتناک اعتیاد بیرون آمده وفردی مفید برای خانواده و جامعه باشم. سپاس گذارهمسفرخودم بابت تمامی مهروموم‌هایی که روشنایی ازاوگرفته شده ودرتاریکی خود او را به همراه داشتم.
همسفرانی که به شعبه همراه با مسافر خود می‌آیند انسان‌هایی هستند که جهنم واقعی را تجربه کردند وچقدرسخت است تحمل جهنمی که دیگران برای شما درست کرده‌اند.

آن‌ها فرشته‌هایی هستند که تحمل این سختی را باجان پذیرا بودند وامروزحق شان است که به نحو احسنت ازآنهاقدردانی شود تابتوانیم گوشه‌ای از کارهای ارزشمند این‌همه سال ارزندگی برای ما و فرزندانمان کرده‌اند را جبران کنیم
. همسفران ما بسیار انسان‌های مای قوی و مسئولیت‌پذیری بودندکه زیر این‌همه مشکلات و مسئولیت‌هایی که من مسافرازآن فرار کردم شانه خالی نکرده و امروز برای درمان من مسافر پا به‌پای من تا انتهای سفر همراه من بوده تا بتوانیم این زندگی را دوباره ازنو بسازیم.

مسافر رستم  لژیون دوم:

من قبل کنگره عشقم نسبت به همسفرم کم. شده. بود به علت مصرف کردن مواد مخدر و اختلال اعصابم وقتی درراه کنگره قرار گرفتم با زبان بی‌زبانی من فهماند که باید کنارم باشد. سپاس‌گزار راهنمای همسفرم؛ و. راهنمای. عزیزم. آقا ابوذر هستم. در حال حاضر عشق و امید به زندگی ما برگشت؛ و با آموزش‌هایی که گرفتیم هنر و علم چطور زندگی کرد، کنار آمدن با مشکلات و روبرو شدن با چالش‌ها ازجمله ضروریاتی بود که در حال یادگیری و قوی‌تر شدن آن در کنگره هستیم و این باعث خوشحالی و آرامش لحظه‌های ما می‌شود.

اصلاح زمان خواب، شایسته و انسانی رفتار کردن، ورزش کردن از مواردی هست که هم‌زمان با درمان جسم و روانم در حال یادگیری و کابردی کردن آن هستم. دوست دارم یک خدمت‌گزار خوب باشم تا ذره‌ای از خدمات کنگره را جبران کرده باشم. از همسفرم که یار راه و بال پروازم در این مسیر شده است بسیار سپاسگزارم و امیدوارم بتوانم همیشه خنده را بر نگاهش بیاورم و سختی‌هایی که تجربه کرده است را جبران. شیرینی زندگی را برایش بیشتر کنم تا بودنمان مفهوم محبت را برای روزهای پیش رو و اینده ای روشن را نوید دهد.با تشکر از همه شما این هفته‌ی قشنگ را به همه همسفران نمایندگی و اعضای کنگره ه 60 تبریک میگویم.

مسافر  سبحان لژیون ششم:

 زمانی که از راه رفتن و دویدن خسته می‌شویم، به مقصد که نگاه می‌کنیم، متوجه دور بودن خود از مقصد می‌شویم.احساس می‌کنیم که زانوهایمان درد می‌کند و دیگر نای راه رفتن نداریم. با ورود به کنگره 60 دری به روی ما باز می‌شود و ماشینی در اختیارمان گذاشته می‌شود که گرم‌ونرم و بدون خستگی به سفر وزندگی‌مان ادامه می‌دهیم. ولی اینجاست که رویاهایت بزرگ‌تر، چشمانت بازتر، مسیرت سخت و طولانی‌تر می‌شود. اینجاست که تو می‌مانی و تنهایی‌ات، رؤیاهای بزرگ و مسیری که سفر می‌کنی...

با ورود همسفر به کنگره.از ماشین پیاده و سوار جت شخصی می‌شویم.خیلی زیبا و شگفت‌انگیزاست، هم با سرعت بیشتری می‌رویم و از افکار و نگرش استفاده می‌کنیم.از تنهایی در سفر رنج نمی‌بریم و به سفر تا رسیدن به قدرت مطلق ادامه می‌دهیم.همسفر بال پرواز ماست تا آشیانه ی امن،همسفرم آشیانه ام بودی در روزهایی که تنهایی همراهم بود دستم را رها نکردی،مادرم غم در نگاهت بود و می خندیدی.بابت رنج هایت غمگین بودم ولی امروز خنده هایت مرهم زخمهای گذشته مان است.پر تکرار تر از تیک و تاک ساعت می گویم از تو ممنونم و ارامشت همیشگی باشد.

مسافر امین لژیون چهارم:

سلام دوستان امین هستم یک مسافر، من هرگزنمی توانم فداکاری‌هایت را فراموش کنم همسفر. زمانی که اعتیاد داشتم اجازه ندادی که هیچ شخصی تحقیرم کند. وباتمام وجودت به من امید دادی و وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، از روز اول درکنارم بودی و حمایتم کردی. درسخت ترین و دشوارترین لحظاتی که زیرفشارسختی هاومشکلات، خسته و ناامید میشدم ومی خواستم دست از تلاش وادامه دادن بردارم، دست‌های مرامی گرفتی و همچنان به من امید دادی ومیگفتی نگران نباش من تاآخردرکنارت هستم. همین جمله ات به من جانی دوباره میداداگرتونبودی من هیچ‌وقت به این مرحله از زندگی نمی‌رسیدم و امروز درک می‌کنم که معنی بال پرواز چیست. من زندگی دوباره خودم را مدیون تو هستم همسفرعزیزم، امیدوارم با رهایی ازاعتیادزندگی پرازشادی و آرامش برایت درست کنم تاقسمتی از فداکاری‌هایت را جبران کنم.

 

مسافر عسگر لژیون دهم:

ترس از آینده بزرگ‌ترین ترس‌هاست، فقط کسی از آینده نمی‌ترسد که به خدا پناه برده باشد حس از نعمت‌های بزرگ خداوند است، اگر حس نبود هیچ انتقالی صورت نمی‌پذیرفت هیچ محبتی در بین ما جاری نمی‌شد در هستی موجودی نداریم که حس نداشته باشد حس هست ذرات بنام الکترون طلا به هم می‌پیوندند طلا ناب می‌شود سلول‌ها... دورهم جمع شدن انسان به وجود می‌آید، از طریق حس جهان اطراف قابل‌درک است اصولاً انسان هامسافرند، از تولد تا مرگ، سفر در کنگره از تاریکی به سمت نور، همیشه انسان‌ها همسفر دارند، البته وقتی همسفر می‌تواند کمک کند که خود از دانایی، آگاهی قابل‌تأملی برخوردار باشد. نداشتن همسفر می‌تواند به راه مسافر ضربه بزند، همسفر قبل از شروع کار باید در مورد سفر آموزش ببیند، مثلاً اعتیاد خود یک علم است، برای اینکه این علم را دنبال کنید، علمش را باید آموخت دانستن خارج از محدوده سفر بدرد همسفر نمی‌خورد. کنگره مارا به هم متصل کرده، به ما هویت داده، محبت، داد و از تنهایی خارجمان کرد.

ما اکنون خانواده‌ای مثل اعضای لژیون داریم، در کنگره تنها نیستیم و همسفر یکدیگریم. ما بر مبنای قدرت گیرنده‌هایمان اطلاعات کسب می‌کنیم، عقل هم جایگاه خاص خود را دارد انسان از بدو تولد تا لحظه مرگ یک مسافر است، و در این راه است تحمل جهنمی که دیگران برای شما درست کرده‌اند. آن‌ها فرشته‌هایی هستند که تحمل این سختی را باجان پذیرا بودند وامروزحق شان است که به نحو احسنت ازآنهاقدردانی شود تابتوانیم گوشه‌ای از کارهای ارزشمند این‌همه سال ارزندگی برای ما و فرزندانمان کرده‌اند را جبران کنیم . همسفران ما بسیار انسان‌های مای قوی و مسئولیت‌پذیری بودندکه زیر این‌همه مشکلات و مسئولیت‌هایی که من مسافرازآن فرار کردم شانه خالی نکرده و امروز برای درمان من مسافر پا به‌پای من تا انتهای سفر همراه من بوده تا بتوانیم این زندگی را دوباره ازنو بسازیم.پس اکنون می گویم همسفرم تو آرامش منی و من تلاشم را می کنم تا آسایش تو باشم.

مسافر اسرافیل لژیون ششم:

 جشن همسفر مبارک باشدامروز، جشنِ صبرِ توست؛ همسفری که بی‌صدا آمد و باایمان ماند. در کنگره 60 آموختم همسفر بودن یعنی عشقِ بی‌ادعا و ایستادن، حتی آنگاه‌که دل‌خسته است. تو چراغی شدی در مسیر تغییر؛ و من، قدردان حضورت که رهایی را معنا بخشید. این جشن، سلامی است به دلِ استوار تو

همسفرم کنون که تو را دارم خنده هایت برایم کافیست.رنج هایت یادآور اشتباه من است و من عذر می خواهم.استین پر مهر تو بر گونه های ترک خورده ام عاشقانه می‌رقصد و نوازش لحظه های آهنگین من است.امروز که با هم کباده ی عشق می کشیم،دوست دارم در سرازیری عاطفه ها،ترانه ی با تو بودن را زمزمه کنم‌.سالهایی که خوب نگذشت و امروز برای من و توست.می خواهم از شکفتن ها بگویم و برایت نغمه ی شاعرانه بگویم اکنون که حالم خوب است و تو را دارم.می دانم که سپاس از تو کم است ولی در دوست داشتن ها فریاد میزنم تو آرامش منی هم سفرم.

مسافر بابک مرزبان ورزشی :

هفته همسفر را اول به همسفر های خودم وبه همه همسفران کنگره 60 تبریک میگویم و خداروشکر می‌کنم که من هم در این مسیر قرار گرفتم و به‌واسطه من همسفر های من هم با این مسیر آشنا شدند. کنگره می‌گوید همسفر بال پرواز است درست است. مسافروهمسفر هردو بال پرواز همدیگر هستند اگر در مسیر باشند ما با مصرف مواد به خودمان و همسفر های خود آسیب زدیم وقتی در خانواده‌ای زندگی می‌کنیم نمی‌شود که بگوییم من زندگی خودم است و به کسی مربوط نیست هر طور بخواهم رفتار کنم مثال کشتی یا قایقی است که بگوییم من زیر خودم رو سوراخ می‌کنم به کسی کاری ندارم نه سیستم کائنات به‌گونه‌ای طراحی‌شده است که هر عملی عکس‌العملی دارد و کسانی که به ما نزدیک هستند حتماً درگیر این قضیه می‌شوند. کنگره 60 جایی است که انسان را به خودش معرفی می‌کند و مسیری را نشان می‌دهد که انتهایی نداردواین مسیر اگر همسفر خوب داشته باشیم راحت‌تر طی می‌شود کسی که با شما همفکر و هم‌عقیده باشد و این را کنگره 60 به‌آسانی آموزش می‌دهد.

اگر در مسیر باشیم. وهر مناسبتی در کنگره برای یادآوری و تشکر کردن است که به یاد بیاوریم اگر در این مسیر نبودیم در کجای این جهان قرار داشتیم در تاریکی یا در روشنایی و تشکر کردن از کسانی که برای ما زحمت‌کشیده‌اند اول به خودمان احترام گذاشتیم که چقدر هوشیار هستیم و من دوباره از همسفر های خودم تشکر می‌کنم و به همه همسفران کنگره 60 تبریک میگویم


مسافرایمان مرزبان ورزشی پارک:

 همسفر نه‌فقط همراه جاده، که شریک رویاهاست، کسی که اگر زمین خوردی دستت را می گیردواگر پرواز کردی به ‌تو افتخار می‌کند. همسفرم در زندگی من تأثیر خیلی زیادی داشت چون من قبلاً بارهای کارهای متعددی انجام دادم ولی چون هسفرم اطلاعی در مورد شخص مصرف‌کننده نداشت و اینکه چگونه برخوردی را داشته باشد دوباره شروع به مصرف مواد می‌کردم وقتی‌که می‌خواستم  به کنگره بیایم، بااطلاعی که از کنگره پیداکرده بودم اول با همسفرم صحبت کردم که اگر تو به کنگره می‌آیی من درمانم را شروع کنم کسی که خیروخوشی زندگی بخواهد مطمئناً همراه شما خواهد شد. خداروشکر جلسه دوم که کارگاه عمومی بود وارد کنگره شد. از برخورد اعضاء و خدمتگزارها خیلی خوشش آمد و ماندگار شد. درزمان سفرم خیلی موارد شاید حالم خوب نبود این همسفرم بود که آموزش گرفتن در کنگره به من امیدواری می‌داد و همین آموزه‌اش های کنگره باعث شد در منزل به آن آرامشی که می‌خواستیم رسیدیم و اینکه از مشکلاتی هم در زندگی بر سر راهمان قرار می‌گیرد با خونسردی وباتفکر پیش می‌بریم. درکنگره یاد می‌گیریم همسفر مثل بال پروازاست.

واقعاً اگر همسفر نداشتم به چنین حال خوبی مطمئناً نمی رسیدم چه‌بسا کسانی درکنگره بودند که رها شدند ولی چون همسفر نداشتند به آن تعادل لازم نرسیدن. خیلی مدیون همسفرم هستم که صبوری کرد و کنارم ایستاد انشالله بتوانم جبران ۲۰ سال سختی که کنارم کشید را جبران کنم و خیلی ازایشان سپاس گذارم. درآخرهم این هفته را به همسفران جناب مهندس وهمسفران شعبه نیما یوشیج و به ویژه همسفر خودم تبریک میگویم همسفرم باش نه‌فقط تا رسیدن تا گریه‌ها، تا خنده‌ها، دنیا اگر پشت کند به اتمام قهرش باتو هنوز می‌شود دل سپرد به راهش.

 

مسافرمجتبی، لژیون شانزدهم:

سلام عرض ادب احترام خدمت تمام همسفران ‌محترم که درجشن هفته همسفر شرکت کردند پا به‌پای مسافران خود آمدند بال پرواز آن‌ها بوده‌اند تا اوج بگیرند من شاکر خداوند وجناب مهندس هستم، همسفران باارزش هستند که ما باید جشنی بگیریم که در اندازه شان و شخصیت همسفر عزیزمان باشد، من قبل از وارد شدن به کنگره 60 در NA به پاکی رسیده بودم، بعد 10 سال پاکی چون همسرم، آگاهی نداشت می‌گفت هنوز بعد این‌همه سال جلسه می روی، من هرچه سعی می‌کردم توضیح بدهم نمی‌توانستم او را قانع کنم تا حس مرا درک کند،.

یکی از کارهای خوبی که در کنگره 60  اتفاق افتاد و مرا مجذوب خود کرد، این بود که همسفران هم می توانند در کنگره آموزش ببینند و هم حس و همراه مسافر خود حرکت کند الآن ساز من و همسفرم کوک هست، چرا می‌گویم کوک اگر سنتور کوک نباشد ساز دل‌نشینی نمی‌زند، پس باید کوک باشد الآن من وهمسفرم قرینه هم هستیم بیشتر همدیگر را درک می‌کنیم، او می‌داند من به ساز دل‌نشین نیاز دارم او می‌داند راه من چقدر سخت است او می‌داند که حتی چگونه با من صحبت کند همین‌طور من که فهمیدم زندگی چقدر زیباست تازه فهمیدم چقدر برحق خانواده‌ام ظلم کردم هرکاری کنم بازم کم است شاید نتوانم جبران کنم اما مرهمی می‌شود بر زخمشان.خواسته ی  من تنها آرزویم سلامتی تمام همسفران است باانرژی مثبت که به مسافران خود می‌دهند با آرزوی توفیق،

 

مسافر ایرج لژیون نهم:

 همسفر کسی هست که سابقه اعتیاد نداشته و برای تعالی اهداف کنگره تلاش می‌کند و پا به‌پای مسافر خود در مسیر درمان قدم می‌گذارد و در سفر همراهی می‌کند هم سفر کسی هست که نقش مکمل دارد و کمک می‌کند که مسافر درست سفر کند و همانند بال پرواز مسافر خود هست، زمانی یک هم سفر می‌تواند به مسافر خود کمک و نقش خودش را به‌خوبی ایفا کند که خودش آموزش‌دیده باشد و بیماری اعتیاد و روش و چگونگی درمان و همچنین همراهی با مسافر را در کنگره فراگرفته باشد تا بتواند بهتر به مسافر کمک کند تا رهایی ناب برسد، هم سفر نقش بسیار مهم و قابل‌انکار در رهایی مسافر خود دارد.

همسفران پس از آموزش و جهان‌بینی در کنگره به حال خوش می‌رسد و دیدگاهش نسبت به اعتیاد و مواد مخدر تغییر کرده و شخص مصرف‌کننده مواد مخدر را به‌عنوان یک بیمار می‌پذیرد که برای درمان مسافر خود همراه اوست و با درک صحیح از شرایطی که دارد بهترین کمک‌حال برای او هست .


مسافر احمد لژیون پانزدهم.:

سلام و عرض خداقوت خدمت همه ی عزیزان کنگره ۶۰به ویژه همسفران که این هفته مخصوص آنهاست و تبریک می گویم به همه ی همسفران کنگره ۶۰.ابتدا باید بگویم که سفر مسافر نیاز به ایمنی کامل و جامعی دارد،که مسئولیتش به عهده مسافر و همسفرش است . همسفر خوب می تواند در سه مرحله از مسافر خود به خوبی مراقبت کند. قبل سفر،حین سفر و بعد از سفر. نقش کلیدی و موثر همسفر یک همراه این است که همراه و مراقب مسافر باشد و دوم اینکه بر علائم رفتاری مسافر نظارت و اشراف داشته باشد. همچنین مدیریت داخل منزل و خانواده . همکاری در تصمیم گیری های مسافر از جمله کارهای همسفر است. پیشنهاد و یادآوری قوانین کنگره به آرامی و مهربانی . پیشگیری از رفتارهای ضد ارزشی. یک همسفر دلسوز و خوب مانند دیده بان دوم است و خیلی تاثیر گذار می باشد. اگر همسفرم دلسوز و مهربان و عاشق نبود شاید ماه دوم که شربت کمیاب شده بود به کنگره نمی آمدم . از ایشان قدردانی می کنم و امیدوارم بتوانم مشقت راهی را که تحمل می کند را با سفر خوبم کمی جبران کرده باشم . سپاسگزار همسفرم هستم که همیشه در کنارمن هست و همه ی آنچه را که نیاز دارم برای زندگی در داخل و بیرون از کنگره برای من فراهم می کند . امیدوارم در بستری که فراهم شده بتوانیم با هم سفر ایده آلی داشته باشیم و در این راه سربلند باشیم تا لحظه های خوش برای ما هر روز بهتر از دیروز رقم بخورد



مسافر رضا لژیون سوم:

  هفته همسفر را به اولین همسفر کنگره ۶۰ سرکار خانم آنی بزرگ و عزیزانشان تبریک میگویم .شاید امروز جانفشانی این بانوی بزرگ نبود کنگره ای شکل نمی‌گرفت لطف پروردگار شامل حالشان شد تا در رهایی هزاران نفر از دام اعتیاد و احیای انسانهای فراموش شده پر رنگ ظاهر بشوند .در تاریخ ۱۲ آذر ماه امسال خانم آنی یه مشارکت کوتاهی داشتند در مورد همسفران فرمودند خیلی از همسفران که مسافر هایشان درگیر اعتیاد هستند و جدایی بینشان اتفاق می افتد و موفق هم نمی‌شوند اکثرشان می‌خواهند خودشان را رها کنند،تصور نکنند رها میشوند و بهتر است حامی باشند تا خانواده شکل بگیرد. ما سعی می‌کنیم حامی شان باشیم با آنها همگام باشیم تا همسفرها بتوانند مسافرها را زیر چتر خودشان بگیرند تا همه را به یک مکان امن برسانند ..

در پایان صحبت هایشان هم گفتند من هم سعی کردم جدا نشوم، خیلی خوشحالم از اینکه کیان خانواده را حفظ کردم .اینگونه گذشت و جانفشانی را ما در همسفرانمان می‌بینیم. چند سال با اعتیادمان سوختند و ساختند کانون گرم خانواده به یه تار مو بند شد ولی جدا نشدند چندین سال با بیماری که جسم و روان و جهان بینی اش به اعتیاد گره خورده بود هر روز حالشان بدتر از روز قبل بود، بزرگی کردند از حق و حقوق خودشان گذشتند با اعتیادشان خون و دل خوردند زخم زبان شنیدند ولی همچنان محکم و استوار پشت و پناه مسافرشان بودند و هستند .این عشق ستودنی است .تمامی همسفران کنگره ۶۰نمونه اند .از همسفرم تشکر میکنم از راهنمای همسفرم تشکر میکنم .از همه کنگره ای ها تشکر میکنم .همسفرم تو همت کردی و مرا در این رهایی بی نظیر بال پرواز بودی،شادی هایت ماندگار باشد و آرزوهایت دست یافتنی.حالا که دغدغه هایت را میبینم تلاشم این است که همراه تو باشم.تویی که همیشه یار راهم بودی زین پس با هم می خندیم.

 

مسافر مهدی لژیون هشتم:

سلام دوستان مهدی  هستم یک مسافر . لژیون هشتم. سپاسگزار آقای مهندس و همه ی خدمتگزاران کنگره هستم که حال خوب این روزهای من حاصل زحمات این عزیزان است. تجربه ی شیرین رهایی در کنگره ۶۰ برای من محقق نمی شد اگر همسفرم در کنارم نبود. سال ها رنج و مشقت و درهای بسته امید ماتمی عظیم در زندگی اش  خلق کرده بود که این جریان تاریکی  وجدانم را می آزرد و هر روز خسته تر و در چنگال ثانیه های پر تکرار اعتیاد خودم را ملامت می کردم .

راهی نمانده بود برای گشتن ، جایی نبود برای پناه بردن و نهانی نبود برای پنهان شدن،جز مأمنی به نام کنگره ۶۰،نقطه ی اتصال هستی و انسانیت در هر رنگی، در گودی قضاوت نکردن ها. و من با اشتیاق وارد شدم،چرا که این بار همسفرم در کنار من بود و آستین همتش مرهم حالم بود و لبخندش بر لحظه های شیرینم اینبار چه دلبرا و زیبنده نقش می بست‌.همسفرم را  صدها بار اگر ستایش کنم کم است و هزاران بار اگر به سجده بیفتم اندک  است. نیل به آرزوی های غیرممکن با وجود همسفر ممکن می شود . همسفرم گرمای قلبت خنکای وجودم گشت و اینگونه تو را می ستایم. تو بهترین لحظه های منی ...

مسافر مصطفی لژیون دوم:

سلامی نو به اندازه ی دوست داشتن به تو ای همسفرم. حرفهای ناگفته و تمام نشدنی های دلی که این چند خط برای آن کافی نیست اما مینویسم از تو،از خودم برای زندگی. رنج هایی که کشیدی و غم هایی که کشیدی. نمیدانم از بی خوابی های شب‌های تار تو بگویم یا صبح های غمگینت. دل نگرانی هایت فراخ و قلبت سرشار از اندوه. حال بدی که داشتم دلیل تخریب های تو بود. من جسمم را متلاشی می کردم ولی غافل از روح و ذهنی که در عذاب برایت به بار آوردم.

همسفرم دوست دارم از این به بعد در کنارم باشی تا تنهاییت را پر کنم و جبران روزهای سختت شوم. خوب می دانم جبران ناپذیر است. شادی ها برایمان دست یافتنی است در این مکان مقدس به عشقمان سوگند که شروعی پر از امید سرآغاز ماست. امروز وقت آن است که دست پر مهرت را در دستم حلقه کنی تا به نام کنگره آغاز خود باشیم. می دانم اعتماد خدشه دار شد و تاریکی یقه چاک کرد تا نبینمت.ولی این روزها حالم خیلی خوب است و میخواهم با هم بسازیم همان روزهای شیرینی که با هم می خواستیم جریان زندگی ما باشد. بابت همه ی کمبودها از تو عذر می خواهم و سعی تمامم برای پر کردن لحظه هایت از شادی و آرامش است. می خواهم بال پروازم باشی تا اوج بگیرم تا برایت در آسمان ها زیبا سفر کنم. دوستت دارم همسفرم.


 

هفته ی همسفر،این هفته ی خجسته را خدمت بنیان کنگره ۶۰ و همسفران گرامیشان تبریک عرض می نماییم.

گروه سایت از تمامی راهنمایان محترم و مرزبان خبری نمایندگی نیمایوشیج  بابت یاری رساندن در تهیه این مطلب تشکر و قدردانی می نماید.

با سپاس از همه ی کسانی که در بیان احساس خود به ما در آماده کردن این دلنوشته های زیبا کمک کردند.امیدواریم در کنار همسفران خود لحظه های خوشی را تجربه کنند.ضمن اینکه این هفته ی قشنگ را به همه‌ی اعضای نمایندگی در بخش مسافران و همسفران تبریک عرض می نماییم.لحظه هایتان پر از نشاط.

 

گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .