من همسفرم؛ روزی که وارد کنگره شدم، حالم خوب نبود؛ ذهنم شلوغ بود و دلم ناآرام. پر از نگرانی و سؤالهایی بودم که جوابی نداشت و بیشتر وقتها خسته و سردرگم بودم.
اوایل فقط آمده بودم چون راه دیگری بلد نبودم، اما کمکم با آموزشها فهمیدم چقدر نگاه من به زندگی و شرایط اشتباه بوده است. یاد گرفتم نمیشود همهچیز را کنترل کرد، همهچیز با عجله درست نمیشود و آرامش من با دانایی میآید، نه با نگرانی. در این مسیر یاد گرفتم مسئول حال خودم باشم و همیشه به من میگفتند: فقط به خاطر خودت بیا، نه مسافرت. یاد گرفتم کمتر واکنش بدهم و صبورتر زندگی کنم.
شاید مسیر مسافرم هنوز به رهایی نرسیده باشد، اما من در این راه چیزهای زیادی یاد گرفتم و تغییر کردم. امروز حالم با گذشته فرق دارد و زندگی برایم قابلتحملتر است. جشن همسفر برای من، جشن همین تغییرهای درونی است که با آموزشها و بودن در کنگره ۶۰، آرامآرام در من شکل گرفت.
در پایان از مسافر عزیزم ممنونم که ناخواسته راه یاد گرفتن و تغییر را به زندگی من باز کرد و باعث شد امروز حالم بهتر از دیروز باشد.
نویسنده: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیوم سوم)
ویراستاری و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
130