همسفری فقط کنارِ یک مسافر بودن نیست؛ مسیری است که کمکم انسان را روبهروی خودش قرار میدهد. جایی که همسفر میفهمد بعضی از نگرانیها، دخالتها و حتی دلسوزیها، بیشتر از اینکه کمک باشند، مانعاند. این فهم نه با عجله میآید و نه با نصیحت؛ آرام، در دل آموزشها و تجربهها شکل میگیرد. این مصاحبه گفتوگویی است با یکی از همسفران کنگره۶۰؛ درباره مسیری که از همراهیِ احساسی شروع شده و به آگاهی رسیده است. مسیری پر از سؤال، مکث، اشتباه و اصلاح. شنیدن این تجربهها نه برای نتیجهگیری، بلکه برای دیدنِ واقعیت همسفری است.
پیرامون دستور جلسه این هفته گفتوگویی صمیمانه داریم با یکی از همسفران و شما را به ادامه آن دعوت مینمایم.
سلام وعرض ادب لطفاً خودتان را معرفی نمایید.
سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر، مسافر من با بیش از۲۰ سال تخریب وارد کنگره شدند، به مدت ۱۰ ماه و ۲۰روز سفر کردیم، به روش DST داروی درمان شربت OT، ورزش مسافرم دارت، شنا و من هم به راهنمایی همسفر مرضیه از لژیون سوم شعبه فردوسی، ورزش خودم هم ایروبیک، الان هم به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس ۱سال و ۱۱ ماه هست که آزاد رها هستیم. در ضمن ۲ سال افتخار حضور در لژیون سردار را دارم.
چهطور همسفران میتوانند احساس امنیت و حمایت را در فرد تقویت کنند؟
همسفر زمانی احساس امنیت میآفریند که به جای قضاوت و واکنش، شنوندهای آگاه باشد. ثبات در رفتار، پایبندی به اصول درمان، عمل به آموزشها و انتقال آرامش در گفتار و رفتار به مسافر این پیام را میدهد که تنها نیست. حضور همسفر، مثل نور کوچکی است در دل تاریکی و حمایت واقعی یعنی اعتماد به روش درمان و پرهیز از کنترل و دخالتهای احساسی است.
به نظر شما چرا مسافران در ابتدای کنگره نیاز به همسفر نداشتند؛ ولی اکنون یکی از ارکان اصلی کمک به درمان آنها است؟
همسفران در سالهای مصرف مسافر خود بارِ ترس، نگرانی، خشم و ناامنی را به دوش کشیدهاند؛ تخریبهایی که گاهی آرام و بیصدا، عمیقتر از خودِ مسافر در وجودشان ریشه دوانده است. وقتی مسافر وارد مسیر درمان میشود و کمکم به حالِ خوب میرسد، این همسفر است که تازه متوجه زخمهای پنهان خود میشود. هفته همسفر یادآور ارزش و جایگاه کسی است که در سکوت، صبورانه میماند. کنگره به ما آموخت که همسفر نیز نیاز به درمان، آموزش و بازسازی دارد، نه فقط برای همراهی مسافر، بلکه برای بازگشت آرامش و تعادل به زندگی خودش است.
با توجه به آموزشهای کنگره، سختیها چگونه یک همسفر زود رنج را تبدیل به یک همسفرِ آگاه تبدیل کرده است؟
سختیها برای من نقطه توقف نبودند؛ بلکه فرصتی برای شناخت خود شدند. آموزشهای کنگره به من آموخت که به جای واکنشهای احساسی، مکث کنم و آگاهانه عمل نمایم. هر سختی، فرصتی است تا همسفر در درون خود نور پیدا کند. امروز میدانم هر چالش، فرصتی برای رشد و اصلاحِ نوع نگاه من است و همین باعث شده از یک همسفر زود رنج، به همسفری متعادل و مسئول تبدیل شوم.
اگر روزی به هر علتی اجازه رفتن به کنگره را نداشته باشید، چگونه مسیر سفر خود را طی میکنید؟
کنگره برای من فقط یک مکان نیست؛ بلکه یک تفکر و شیوه زندگی است. کنگره، همراه همیشگی من در زندگی بوده؛ حتی وقتی در سالن نیستم. اگر حضور فیزیکی ممکن نباشد، با عمل به آموزشها، مرور سیدیها، اصلاح رفتار و حفظ تعادل در زندگی روزمره، مسیر سفرم را ادامه میدهم. چون آموختهام درمان واقعی زمانی ماندگار است، نه فقط حضور در جلسات، بلکه در رفتار و انتخابهای من جاری باشد.
مصاحبه کننده: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون سوم)
مصاحبه شونده: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهاردهم) و همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر زهرا دبیر سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
552