(دلنوشته برای راهنمایم مسافر کمال)
بهنام قدرت مطلق الله
سلام بر راهنمای عزیزم
امروز که شنیدم خدمت شما در جایگاه زیبای راهنمایی به پایان رسیده دلم لرزید؛ اما آرامش هم درونم جوانه زد؛ چون میدانم خدمت صادقانه آغاز و پایان ندارد؛ فقط رنگ و لباسش عوض میشود. شما برای من فقط یک راهنما نبودید؛ بلکه چراغی در دل شبهای تاریک سفرم بودید؛ دستی که مرا از ترس بیرون آورد و یادم داد چراغ عقل را در دل احساس روشن کنم.
هر واژهات در ذهنم ساکن شده و هر نگاهت من را به یاد مسیر نور میاندازد. میدانم راه شما ادامه دارد؛ همانطور که عشق شما در قلب لژیون و شاگردانت زنده است. دعا میکنم هر جا که خدمت تازهای را آغاز میکنید، همواره روشن بمانید و در پرتو عشق خدا هزاران مسافر دیگر را به سوی آرامش راهنمایی کنید.
با احترام و عشق رهجوی شما مسافر محسن
نویسنده: مسافر محسن (لژیون دوم)
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
145