سومین جلسه از دور بیستم سری کارگاه های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد با استادی راهنما مسافر بهزاد و نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه «وادی اول و تاثیر آن روی من» در روز پنج شنبه تاریخ چهاردهم فروردین ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر فرصتی به من داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرم. از نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا آموزش بگیرم. قبل از هر چیز، نوروز ۱۴۰۴ را به تمامی مسافران و همسفران عزیز تبریک عرض میکنم. انشاالله سالی سرشار از خیر و برکت در پیش داشته باشیم و همه به آرزوهای خود برسند. همچنین، آرزوی روزهای خوب و موفقیتهای بیشتر برای شعبه و رهاییهای بیشتری را دارم. عید سعید فطر را نیز به همه تبریک میگویم و امیدوارم که همگی از ماه مبارک رمضان بهره لازم و کافی را برده باشند.
تعطیلاتی که گذشت، انشاالله برای همه خوشایند بوده باشد. یکی از تغییراتی که با تدبیر آقای مهندس به کنگره اضافه شد، تعطیلات بود. قبلاً این دیدگاه را نداشتند؛ اما امروز علاوه بر تعطیلات رسمی کشور، ما نیز در ایام نوروز و تابستان تعطیلاتی داریم. این تعطیلات هم برای خدمتگزاران ضروری است تا استراحت کنند، به کارهای شخصی خود برسند و با انرژی بیشتری برای خدمت بازگردند، و هم برای مسافران که فرصتی برای محک زدن خودشان باشد.
ما به کنگره میآییم تا به آرامش برسیم و از علم آن استفاده کنیم؛ اما نباید آرامش ما در گرو جلسات باشد. نباید حال خوب ما به راهنما یا جلسات وابسته باشد. کنگره ۶۰ معتقد است که با آموزشها و علمی که ارائه میدهد، مسافران توانایی پیدا میکنند که حتی بدون حضور در جلسات نیز حال خوبی داشته باشند و وابستگی نداشته باشند. این تعطیلات، فرصتی برای محک زدن این موضوع است.
شاید این سوال پیش بیاید که کسی که تازه وارد کنگره شده، تکلیفش چیست؟ او که هنوز آموزشی ندیده، ممکن است دچار ریزش شود و به مسیر قبلی خود بازگردد؛ اما آقای مهندس میفرمایند که اگر کسی واقعاً خواسته درمان را داشته باشد و به دنبال بهانه نباشد، این درمانی که از آن صحبت میکنیم، در کنگره ثابت شده است. شواهد و اسناد زیادی وجود دارد که نشان میدهد اعتیاد قابل درمان است. در گذشته، صورتمسئله اعتیاد مشخص نبود؛ اما امروز، اگر فردی با تفکر و خواسته قوی وارد کنگره شود، مطمئناً آن را رها نخواهد کرد و به دنبال بهانه و حاشیه نخواهد رفت.
مگر میشود بدون تفکر به کنگره آمد و به درمان رسید؟ در کتاب عشق آقای مهندس گفته شده که همه چیز در ابتدا مانند یک صفحه سفید نقاشی است. این تصویر را خود فرد ترسیم میکند و نقاش کسی است که قرار است زندگی خود را بسازد. حال این فرد تصمیم میگیرد که چه تصویری بکشد، آیا تصویری زیبا خلق میکند یا تصویری زشت و ناپسند؟ او اختیار دارد و این قدرت را در دست دارد که زندگی خود را همانطور که میخواهد، طراحی و ترسیم کند. او میتواند تصویری بیافریند که دیگران از دیدنش لذت ببرند یا تصویری که حال دیگران را خراب کند.
مصرفکنندهای که وارد کنگره میشود، معمولاً نقاشی زیبایی نکشیده است؛ اما وقتی وارد کنگره میشود، فرصتی پیدا میکند تا آن تصویر زشت، که با رنگهای کینه، نفرت، قهر، قضاوت و تجسس ترسیم شده، را پاک کند و کمکم جای آن، تصاویری زیبا خلق کند. راهنما در کنگره با کسی روبهرو میشود که حال و روز خوبی ندارد، گویی تصویری خطخطی پیش روی اوست؛ اما راهنما، با استفاده از تجربیات و دانشی که به دست آورده، کمک میکند تا رهجو نیز بتواند تصویر زندگیاش را زیبا ترسیم کرده و دوباره آن را به دست بیاورد.
در این وادی گفته میشود که قدرت مطلق یا خداوند و نیروهایی که در هستی وجود دارند، همواره در کنار ما هستند. نیروی القا، احیا و تحرک از ما حمایت میکند، اما در نهایت این خود ما هستیم که مسیرمان را تعیین میکنیم. حتی اگر در تاریکی باشیم، آن نیرو همچنان در کنار ما خواهد بود. ما باید به مشکلات با دیدی واقعبینانه نگاه کنیم. اعتیاد مسئلهای نیست که بتوان سطحی به آن نگریست. این بیماری چیزی نیست که با شلاق و تازیانه درمان شود، یا تنها با یا ابوالفضل گفتن و چند روز در خانه ماندن برطرف گردد.
اعتیاد روانِ متعادل را از تعادل خارج کرده و آن را به هم ریخته است. وقتی از بُعد فیزیولوژی به آن نگاه میکنیم، میبینیم که یک جسم سالم را دچار تخریب کرده و جای آن را با جسمی فرسوده عوض کرده است؛ همچنین، افکار و اندیشههای فرد را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین، درمان اعتیاد تنها با اراده امکانپذیر نیست؛ اراده بهتنهایی کافی نیست. بلکه باید مثلث دانایی؛ یعنی تفکر، تجربه و آموزش، در کنار هم قرار گیرد. درمان اعتیاد نهتنها نیازمند ترمیم جسم است، بلکه باید در کنار آن، آموزش نیز وجود داشته باشد تا فرد به درمان واقعی برسد.
در مورد تفکر بسیار صحبت شده است. پیامبر اکرم (ص) حدیثی دارند که میفرمایند: «یک ساعت تفکر کردن، بهتر از هفتاد سال عبادت بدون تفکر است.» این نشان میدهد که تفکر چقدر اهمیت دارد. همچنین در جایی خواندهام که حضرت علی(ع) خطاب به امام حسین(ع) میفرمایند: «تفکر کردن باعث روشنایی میشود و غفلت، انسان را به تاریکی میبرد.» انشاالله که غافل نشویم و بتوانیم در این موضوع دقت بیشتری داشته باشیم.باید در تمام کارهایمان تفکر کنیم و با اندیشه و خرد، ساختارهای خوبی را شکل دهیم و زندگی خود را به بهترین شکل بسازیم.

مرزبان کشیک: مسافر حمید
تایپ و ارسال خبر: مسافر سعید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
39