دوازدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر سعادت و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه « وادی اول و تاثیر آن روی من » روز پنجشنبه 14 فروردین ماه 1404 راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر: دستور جلسه امروز وادی اول با تفکر ساختارها آغاز میگردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال است. من قبل از اینکه به کنگره بیایم تفکرات و تصمیمات من فوری بود و ساعت 12 شب یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت در گرمسار مواد مخدر صنعتی آمده و ریه خیلیها عفونت کرده است و من گفتم که بهترین تریاک را دارم و از داشتن آن به خودم میبالیدم و احساس شعف و خوشحالی میکردم، شبانه بدون تفکر که شب جمعه است و ایست بازرسی در جاده است با سه کیلو مواد راه افتادم به طرف گرمسار و بدون هیچ تفکری، حتی زنگ زدم به یکی از دوستان که مرا همراهی کند و گفت اگر فقط مقدار کمی مواد با خودت میآوری من هم میآیم و با این تفکر با هر ترفندی بود و هزار ترس ایست و بازرسی را رد کردیم و دوست من وقتی متوجه شد که من سه کیلو مواد در صندوق عقب دارم فشار خونش تغییر کرد و شروع به لرزیدن کرد.

مصرف کنندگان خیلی در موارد گرفتاری فکرشان کار میکند و دروغهایی میگویند که برای همه باور پذیر است و برای رد شدن از ایست و بازرسی گفتم که دوستم پیوند کبد دارد و بالاخره با این دروغ باورپذیر ماموران را فریب دادم و به راه خودم ادامه دادم و به گرمسار رسیدیم. در یک گاوداری مصرف کنندگان مواد مخدر بودند و با انواع و اقسام دروغها معاملههای به ظاهر میلیاردی انجام میدادند و میخواهم بگویم که این از عوارض مواد مخدر و اینکه انسان برای توجیه دروغهای خود دست به کارهای ضدارزشی و بحثهای بیفایده میزند.
در زمان مصرف اصلا فکر نمیکردیم که مسیر حرفی که میزنیم چی هست؟ الان خدا را شکر به برکت کنگره و آموزشهای کنگره یاد گرفتیم که تا تفکر نکنیم، حرف و صحبتی را به زبان نیاوریم و برای حرفهای خود ارزش قایل باشیم وقتی افراد درمان میشوند به خودشان مغرور میشوند بعد هم افرادی میآیند برای درمان در کنگره و بعد از چند ماه که مواد را ترک کردند فکر میکنند که مواد مخدر دیگر هیچ کاری با آنها نمیتواند انجام بدهد و میروند بیرون کنگره و میخواهند به مصرف کنندگان پیام کنگره را بدهند.

برادرم در شعبه شیخ بهایی سفر میکرد و برنامهاش هم خیلی روی حرمت کنگره بود و سیدی هم خوب مینوشت و متاسفانه بعد از ده ماه سفر رفت که به یک شخص پیام بدهد اما برگشت کرد و الان هم مواد مصرف میکند، در آن زمان من هشت ماه سفر بودم و همیشه گوش به فرمان راهنمای خود و به حرمتها احترام میگذاشتم و تصمیم گرفته بودم که دیگر خودم کاری انجام ندهم و هر آنچه ساختارها و راهنما میگوید اجرا کنم و الان هم هفت سال است که دیگر موادی مصرف نکردم چون همیشه هر آنچه کنگره و راهنما و آموزشهای آقای مهندس بود را با جان و دل پذیرا بودم و سرلوحه زندگی خود قرار دادم.
در کنگره یک بار اذن صادر میشود و باید به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذارید. در این راه هم همسفران بال پرواز در طول سفر هستند و از همه همسفران تشکر و قدردانی میکنم و خدا را شاکر هستم که اذن درمان را در کنگره صادر نمود و در این سال جدید گوش به فرمان راهنمای خود باشیم تا بتوانیم سفر خوبی را داشته باشیم. در کنگره یک بار اذن صادر میشود و باید به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذارید.
تایپ: مسافر حسین
عکس: مسافریحیی
تنظیم و ارسال: مسافر مهرداد
- تعداد بازدید از این مطلب :
144