English Version
This Site Is Available In English

محبت بدون انتظار بازگشت

محبت بدون انتظار بازگشت

جلسه‌ی چهارم از دوره‌ی شانزدهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه‌ی مسافران نمایندگی دلیجان با استادی مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر عباس،با دستور جلسه:" وادی چهاردهم و تأثیر آن بر روی من"، روز دوشنبه ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۳ آغاز به کار گردید.

سخنان استاد:

سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر؛ خداوند قسمت کرد که در آخرین روز از سال ۱۴۰۳ به عنوان استاد در این جایگاه بنشینم، هنگامی که زمان تعطیلات در کنگره فرا می‌رسد انسان احساس می‌کند از آن دایره محبت که بین او و دوستانش است قرار است چند روزی جدا بیفتد، اما این نیازی است که باید از این مکان دور شویم تا قدر آن را بدانیم.

زمانی که مدام در کنگره هستم شاید نتوانم به آن درک واقعی نسبت به کنگره برسم که کنگره چه نعمت‌هایی به من داده است، وقتی دو هفته از این مکان دور باشم هم می‌توانم به درون خودم رجوع کنم و هم با خودم تفکر کنم و هم اینکه کنگره دیگر برایم تکراری نمی‌شود.

دقیقاً این کار را ماه رمضان با ما انجام می‌دهد زمانی که از سحر تا افطار چیزی نمی‌خوریم و خیلی از کار‌های ضد ارزشی را انجام نمی‌دهیم واقعاً لذت افطار را درک می‌کنیم، اما روز‌هایی که سه وعده غذا می‌خوریم شاید آن روز‌ها برای ما معمولی شده باشد. زمانی هم که به کنگره ۶ ماه یا یک سال مداوم می‌آیم، این دو هفته تعطیلاتم باعث می‌شود که اول اینکه قدر کنگره را بدانم و هم نعمت‌هایی که خداوند به من داده است را متصور شوم و قدردان آن باشم.

وادی چهاردهم می‌گوید آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. هر استادی که در جایگاه می‌نشیند اولین چیزی که می‌گوید عنوان وادی چهاردهم است و همه‌ی ما وارد کنگره می‌شویم و ده ماه سفر را طی می‌کنیم، ۱۰ وادی را در سفر اول طی می‌کنیم، ۴ وادی دیگر در سفر دوم نوشته می‌شود و هر کدام از این سی‌دی‌ها زمانی که نوشته شود انسان متوجه می‌شود که چه مقام بالایی دارد، اگر انسان توشه لازم را در سفر اول جمع‌آوری کرده باشد، می‌تواند در وادی چهاردهم به نتیجه برسد و آن را عملی کند. من باید پول در جیبم داشته باشم تا بتوانم ببخشم.

باید عشق و محبت در وجودم باشد تا بتوانم آن را به بقیه بدهم. خورشید، درخت، هستی دقیقاً دارد محبت را به ما نشان می‌دهد. خورشید بدون اینکه شخص را در نظر بگیرد که مصرف‌کننده است دزد است یا انسان سالم نیست دون چشم‌داشت به او می‌تابد، هیچ فرقی برای درخت و یا خورشید ندارد که آن انسان چه صفاتی دارد. همه ما که جذب کنگره شدیم به خاطر عشق و محبتی بود که در زمان ورود از خدمتگزاران دریافت کردیم. یک راهنما در لژیون ۱۰ الی ۱۱ ماه با تک تک سلول‌هایش و وجودش می‌کوشد تا رهجو به ر‌هایی برسد.

آن یوم‌الفصلی که فرا می‌رسد که یک رهجو به تهران می‌رود تا گل رهایی‌اش را از دست آقای مهندس بگیرد بهترین زمان برای یک راهنما است. زمانی که ورود یک تازه وارد تا جذب او و ر‌هایی او را بینیم واقعاً انرژی می‌گیریم، حتی کسی که در آبدارخانه به یک تازه وارد چای داده است هم در ر‌هایی او نقش داشته و هم از ر‌هایی رهجو انرژی می‌گیرد. ر‌هایی محصول عشق و محبتی است که راهنما به رهجو داده است.

راهنما نماد عشق و محبت و در واقع نماد وادی چهاردهم است. همه ما تک تک داشته‌هایمان را از آقای مهندس داریم که این راه را برای تک تک دردمندان باز کرد. تک تک ما مصرف‌کنندگان روزی دردمند و ناتوان بودیم، در کنگره به ما سرافرازی داده شد، عشق و محبت داده شد، از ترس به شجاعت رسیدیم، این است که باید در تک تک لحظه‌هایمان شکرگزار خداوند و آقای مهندس باشیم.

عشق و محبت آقای مهندس باعث شد که تک تک ما در جامعه سربلند باشیم و بتوانیم بر روی پا‌های خود بایستیم. دوری از دوستانی که با آن‌ها پیوند محبت داریم به مدت دو هفته بسیار سخت است، اما این دوری برای تک تک ما نیاز است. ‌امیدوارم تعطیلات خوب و سال جدید پربرکتی داشته باشید،‌امیدوارم تمام آن‌هایی که سفر اولی هستند در سال ۱۴۰۴ به ر‌هایی برسند و اینجا ر‌هایی آن‌ها را جشن بگیریم،‌امیدوارم حال خوشی که تک تک خدمتگزاران دارند را تجربه نمایند، خیلی ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

گزارش تصویری از آخرین مراسم افطاری سال 

حضور دیده‌بان محترم آقای مهدی صدیقی در نمایندگی 

دریافت نشان یک ماه رهایی مسافر عباس رهجوی لژیون یکم 

عکس، تایپ، ویرایش و ارسال خبر: مرزبان خبری

نمایندگی دلیجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .