English Version
This Site Is Available In English

پایه محبت، معرفت است

پایه محبت، معرفت است

زندگی ما انسان‌ها بر سه محور استوار است: خواست، تقدیر و فرمان الهی. بعضی از انسان‌ها معتقد هستند که زندگی تماماً جبر است و بعضی اعتقاد دارند که زندگی به اختیار است و گروهی بر این باورند که نه جبر است، نه اختیار؛  ولی این موضوع در کنگره‌۶۰ پاسخ داده شده است، چون کنگره‌۶۰ صورت‌مسئله بسیاری از مسائل  مانند اعتیاد، چاقی و بعضی از بیماری‌ها را کشف کرده است.
تقدیر، نامه پیشین است. تقدیر یعنی شما چه چیزی کاشته‌اید؟ گندم یا حنظل، پس باید منتظر رشد آن باشید و در این انتظار از کوشش و تلاش دست برندارید. چیزهایی برای ما تقدیر است و ما از آن بی‌خبریم، باید صبور باشیم تا زمان آن برسد، گاهی برای حل مشکل خود هرچقدر تلاش می‌کنیم چاره‌ای پیدا نمی‌کنیم؛ اما گاهی حتی بدون اینکه تلاش کنیم آن مشکل حل می‌شود، پس هر چیزی زمانی دارد، خواست به عهده ما است، ولی تقدیر دست ما نیست.
در طبیعت تغییر، تبدیل و ترخیص مرتباً در حال تکرار است؛ پایه و اساس حرکت جهان خلقت در تغییر و تبدیل است، ما برای هر تبدیل نیاز به زمان خاص خودش را داریم و بدون طی کردن زمان تبدیل انجام نمی‌گیرد، مثل درمان اعتیاد که ۱۰ الی ۱۱ماه زمان می‌خواهد.
تمام بزرگان و علما در همه ادیان می‌خواهند انسان به‌هم‌ریخته را به انسان مثبت و جاافتاده تبدیل کنند، هر چیزی که بخواهد تبدیل شود به چند پارامتر شرایط، زمان، عناصر و هدف تبدیل نیازمند است. در بعضی از کارهای که ما انجام می‌دهیم فقط به هدف  فکر می‌کنیم و دیگر پارامترها زمان را در نظر نمی‌گیریم، مثل لاغر شدن یک انسان چاق.
یک عامل مهم برای تبدیل وجود دارد که آن ایجاد محبت است، که تقدیر و تبدیل را به وجود می‌آورد. پایه محبت، معرفت است؛ معرفت یعنی دانایی که از سه ضلع: دانش، تجربه و تفکر تشکیل شده است؛ اگر دانش مثبت باشد محبت را به وجود می‌آورد و اگر منفی باشد نفرت را پدیدار می‌نماید. اگر بین ما انسان‌ها محبت  وجود داشته باشد، سازندگی به وجود می‌آید؛ مثل راهنمایی که به شاگردان خود محبت می‌آموزد و آن‌ها را به خوبی پرورش می‌دهد، ولی در مقابل اگر استادی از روی اجبار به شاگردان خود درس می‌دهد، نتیجه خوبی به‌دست نمی‌آورد.
چیزی که در تمامی تبدیلات روابط انسانی نقش دارد محبت است و پایه معرفت نیز، شناخت و آگاهی است. اگر پایه امری در زندگی محبت باشد، آنجا ارتقا  رخ می‌دهد. اگر این امواج مطبوع الهی، یعنی محبت وجود نداشت ما هیچ‌چیز برای هم نداشتیم. در واقع این محبت است که ما را دور هم جمع کرده است. امواج مطبوع الهی مثل الهام تقوا، ذرات عشق و نزدیک کردن ذرات به یکدیگر است. وقتی محبت باشد همه زبان‌ها و دل‌ها یکی می‌شود؛ همه نگاه‌ها یکی می‌شود، آن وقت است که احساس انسان‌ها را حس می‌کنیم و همه را درک می‌کنیم.
انسان‌ها فطرتاً مثبت‌نگر هستند و عشق و محبت را دوست دارند، به شرط آن که آموزش ببینند. جهان مملو از مطالبی است که قابل وصف نیست. جهان درون، مقابل جهان بیرون بسیار تا بسیار عظیم است.
نویسنده: همسفر حاجیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون نهم)
تایپ: رابط خبری همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون نهم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .