برای باورها ارزشی نیست. ما باور داریم غیبت، دروغگویی و حسادت بد است؛ اما خودمان این کار را انجام میدهیم. باور مثل یک مثلث سه ضلع دارد که شامل باور، انجام باور و ارزش است. اگر باور داشته باشیم؛ اما عمل نکنیم مثلث کامل نمیشود. مشکل انسانها این است که باور دارند یا قادر نیستند انجام بدهند و یا نمیخواهند انجام بدهند. باور داشتن یک مسئله است. انجام دادن مسئلهای دیگر، باور موقعی ارزش پیدا میکند که مثلث کامل شود.
گاهی اوقات از روی احساسات تصمیم میگیریم؛ اما منطقی نیست گرفتار مشکل میشویم و خودمان اسباب بدبختی خودمان را به وجود میآوریم. دو نفر که رفاقت بسیاری با یکدیگر دارند؛ اما شریک خوبی نیستند. اگر میخواهید رفاقت یا رابطه خواهر و برادری از بین نرود شریک نشوید. اینها مشکلاتی هستند که انسان ندانسته برای خود به وجود میآورد. به کارهایی ک تخصص ندارید وارد نشوید هدف از شراکت را بدانیم، چشم انداز و مسئولیتهایش را بدانیم، تقسیمبندی کنیم و به یکدیگر اعتماد داشته باشیم. هر وقت میخواهیم معاملهای انجام دهیم؛ مثلا زمین یا ماشین بخریم، چون فروشنده یا املاکی مقصودش فقط فروش است به فکر شما نیست؛ بنابراین به حرف دلال و املاکی گوش ندهید و خودتان تفکرات لازم را انجام دهید.
شخص مصرفکننده همیشه دو مورد نیرو و عکسالعمل را کم دارد. در تزکیه نفس مشکلاتی وجود دارد؛ اما دلیل نمیشود که هدفتان را دنبال نکنید. ما هر کدام جایگاهی داریم باید به جایگاه خودمان نزدیک بشویم. اگر در صراط مستقیم باشیم از هیچ موضوعی نباید ترس داشته باشیم. برداشتهای غلط در اثر نداشتن استاد و راهنما است. داشتن مربی یا راهنما بسیار مهم است، اگر نباشد انسانها خودشان را نابود میکنند.
مسئله دیگر این است که در آموزش هیچ اجباری نیست. فرد خودش داوطلبانه میآید؛ اما وقتی وارد مسیر میشود باید قوانین را اجرا کند. اگر در جهان فیزیکی در یک جا ساکن باشید و حرکتی نکنید پس از مدتی جسم شما از بین میرود؛ اما در بعد جهان دیگر نه کم میشویم و نه زیاد؛ زیرا در آن جهان جسمیت وجود ندارد.
نگهبان و استاد؛ یعنی ساختن و حافظ، هر دو در حال ساختن هستند. یکی ساختن خود و دیگری ساختن دیگران، ما هم در کنگره رئیس نداریم نگهبان داریم. تا زمانی که انسان نتواند خودش را پیدا کند چه طور میتواند دیگران رو پیدا کند؟ هر زمان که خود را پیدا کنیم به آرامش میرسیم. برای دانستن توانایی، قدرت تفکر لازم است.
مادیات در زندگی ما نقش بسیار بسیار مهمی دارد. پایه اساسی زندگی ما هستند، نمیتوانیم بگوییم پول چرک کف دست است؛ زیرا ما به پوشاک، خوراک و مسکن احتیاج داریم و همه اینها به مادیات بستگی دارد. همانقدر که معنویات مهم است، مادیات هم مهم است؛ اما افراط اشتباه است باید تعادل را حفظ کرد. هر انسانی که بخواهد ذرهای فشار بیاورد و فوری میدان نبرد را خالی کند دشمن خوشحال میشود. از سختیها نباید فرار کرد باید در دل مشکلات رفت.
جسم و روان باید با هم تعادل داشته باشند. جسم مثل سوار و روان سوارکار است باید با هم میزان باشند و تحرک لازم را داشته باشیم. نیروهای منفی اطراف ما بسیار زیاد هستند و هدف آنها خاموش کردن و توقف ماست که به نتیجه نرسیم؛ پس اگر به آنها توجه نکنیم دیگر روی ما تأثیر ندارند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون یازدهم)
ویراستاری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر عذری (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
103