بعضی از افراد هستند که صفاتی را دارند و در طول زمان این صفات را از دست میدهند و در مقطعی با شخصی روبرو میشوند که این صفات را در آن شخص پیدا میکند. این همان قضیه قطعه گمشده است. وقتی این اتفاق افتاد آن خلاء و کشش در او به وجود میآید و احساس میکند آن چیزی که دنبالش بوده را پیدا کرده است، در ابتدای امر در او جهش ایجاد میشود که باعث انرژی شده و در اصطلاح خمر در او بالا میرود.
دانشمندان بررسی کردهاند انسانی که عاشق میشود در بدنش تغییراتی به وجود میآید که شبیه کسانی است که برای اولین بار کوکائین مصرف میکنند. یعنی عشق دوپامین را هشت برابر افزایش میدهد به همین دلیل احساس سبک بودن و پروانهای در آنها به وجود میآید. عوارض این اتفاق مانند خماری است و شخص در تنگنا قرار میگیرد و امکان دارد انتخابهای بدی را انجام دهد.
یک خاصیتی که انسان دارد این است که وقتی از یک ناحیه ضربه میخورد خودش را نسبت به آن قضیه مقاوم میکند و این اتفاق در صور پنهان نیز انجام میشود؛ لذا در قسمت روان باعث سخت شدن در آن قسمت آسیب دیده میشود.از این رو در مسائل زندگی دچار اختلال میشود و اینکه چه کاری را انجام بدهد بستگی به درجه دانایی او دارد. این درجه دانایی تعیین میکند که شخص در مقابل فشارها چه عکسالعملی از خود نشان بدهد و تفاوت انسانها در همین حالت است. در عشق اگر انسان احساس شکست کند در آقایان باعث مصرف کردن مواد میشود یا انجام کارهای فیزیکی خیلی سخت؛ ولی در خانمها اتفاقی که میافتد این است که به سراغ عملهای جراحی زیبایی میروند.
راه حلی که میشود انجام داد این است که آن صفاتی را که از دست داده و در معشوق دیده بود را در خود احیاء کند تا به حالت تعادل برسد. این باعث میشود خودش را بررسی کند و اشکالات و معایب خود را پیدا کند این کار قابل عیب گذاشتن بر خود است. نیروهای منفی و تاریکی روی انسان عیب میگذارند و برچسب میزنند؛ اما نیروهای مثبت معایب را پیدا میکنند و در صلاح آن میکوشند.
پیدا کردن معایب و حرکت در جهت اصلاح آن کار هر کسی نیست؛ اما میتوان به این توانایی رسید. در ابتدای امر کار خیلی سخت است ؛ اما در آینده نتیجه خوبی به همراه دارد. تا زمانی که سیستم خمر طبیعی بدن انسان تحت تأثیر مواد یا یک فکر باشد انسان دچار مشکل است، مگر اینکه استقلال خودش را به دست آورد و شخص انرژی خود را از احساس رضایت درونی خود به دست آورد. در این صورت شخص به صورت عادی شاد است و میتواند کارهای روزمره خودش را انجام دهد.این سیستم خمر مستقل است؛ ولی در سیستم خمر وابسته؛ شخص انرژی خود را منوط به دیگران یا چیز دیگری میداند و اگر آن نباشد انگار کار تعطیل است.
اگر شخص بخواهد از این وضعیت خارج شود، باید نگاهش به قضیه طوری باشد که آن را مرحلهای از زندگی بداند که میتواند صفات از دست داده خودش را دوباره به دست آورد این دیدگاه باعث میشود یک جهش بزرگ در زندگی انجام دهد.
در هستی هر چقدر انسان سفت و سخت شود به تاریکی نزدیکتر میشود و هر چقدر نرمتر باشد در مسیر روشنایی حرکت میکند. برای اینکه بتوانی از مسائل عبور کنید باید مثل پر سبک باشید تا باد فرمان تو را به سمت درست ببرد. در زبان فارسی قدیم حرف «ف»،«پ» گفته میشد، بنابراین فر ایزدی، همان پر ایزدی است؛ یعنی کسی که پر ایزدی دارد مثل کسی است که مانند پر سبک و لطیف است و از ضمختی و خشم و نفرت به دور است و به خداوند نزدیک است.
وقتی انسان صفاتی را که ناقص بود در خود دید و مجذوب شد و شروع کرد به برطرف کردن نواقص و تکمیل کردن خود، آن موقع به یک بصیرت میرسد؛ بنابراین هر چیزی غیر از تلاش خود انسان به جواب ختم نمیشود،و باید تلاش خود را انجام دهد تا به قدرت تشخیص و بصیرت برسد؛ پس خاصیت عشق پالایش است و حس عاشق حس پرواز پر است.
نویسنده: همسفر میترا رهجوی راهنما هانیه (لژیون سوم)
رابط خبری:همسفر فرح رهجوی راهنما هانیه (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مونا راهنمای تازه واردین (دبیرسایت)
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
72