از مشهورترین داستانهای قرآن، داستان حضرت یوسف است که در مورد آن صحبتهای زیادی شده است.
ما بهترین مطالب را در قالب داستانسرایی بیان میکنیم و هدف این است، یک سری مطالب مهم را در قالب داستان و مدل انتقال دهیم.
انسان مطالب خود را از طریق قلب جذب میکند، ابتدا به دل مینشیند و بعد به قلب راه پیدا میکند؛ باید به مرحلهای برسد که به عقل هم راه پیدا کند.
ما؛ باید مفاهیمی که در آن است را بشناسیم و در آن صورت به عقل راه پیدا میکنیم. این مورد، نیاز به تفکر و اندیشه دارد تا موضوعات را پیدا کنیم.
داستان حضرت یوسف ازاینقرار بود که حضرت یوسف خواب میبیند ۱۱ ستاره همراه با ماه و خورشید در کنار هم سجده میکنند. پدرش که حکمت و دانایی زیادی داشت، میگوید: خوابت را برای کسی تعریف نکن؛ حتی برای برادرانت. تعبیر خواب تو این است که به یک جایگاه و مقام بالایی میرسی.
در قدیم برای به حرکت درآوردن انسان از نیروی حسادت استفاده میکردند؛ ولی جواب نمیداد. مثلاً میگفتند: ببین پسر فلانی چقدر درسخوان است.
هر انسانی میخواهد دیده، شناخته و یا مورداحترام قرار بگیرد، این خواسته بدی نیست؛ ولی میتواند به موارد خطرناکی تبدیل شود.
چاه در داستان یوسف، نماد صور آشکار و صور پنهان است. صور آشکار آن این است که یک نفر یوسف را در چاه پیدا میکند. صور پنهان آن این است که یوسف را در ظلمات و تاریکی میبرند و یوسف ظرف یک روز همهچیز را از دست میدهد. این خیانتی بود که برادران در حق یوسف کردند.
داستانهای قرآنی، جاری هستند و ممکن است برای دیگران هم اتفاق بیفتد. وقتی یک نفر با ویژگیهای خوب، موردحسادت واقع شود، ضربه به او وارد میشود و قلبش میشکند، وارد تاریکیها شده و دیگر نمیتواند به اطرافیان و انسانهایی که قبلاً دوستشان داشته و با آنها زندگی میکرده است، اعتماد کند. باورهایش از بین میرود و وارد ظلمت میشود. این فرد؛ باید یک سری مراحل را طی کند تا به جهان روشنایی برگردد. شاید بگویید؛ اینکه از اول در روشنایی بوده و خیلی هم درخشنده بوده؛ ولی این کافی نبوده است.
خداوند میخواهد به بعضی از بندگانش یک سری ویژگیهای خوب بیشتری اضافه کند برای این کار اول؛ باید آن چیزی که دارد را از دست بدهد و از آن محروم شود و بعد برگردد.
در جهان اعتیاد هم همینطور است. کسانی بودند که شرایط خوبی داشتند و آینده درخشانی در انتظارشان بود؛ ولی در مسیر اعتیاد قرار گرفتند مثل آقای مهندس که قرار بود چیزهایی اختراع کنند تا به مردم کمک کنند.
شاید اگر آن مسیر گذشته را ادامه داده بودند به همهچیز میرسیدند در اینجا میخواهد بگوید، علمی را خدا به آقای مهندس دادند و آقای مهندس؛ باید بهای آن را پرداخت میکردند و این فرمان الهی بود. خدا بود که مهندس را در تاریکی فروبرد تا به روشنایی برسد. درواقع به او حکم صادر شد تا بتواند حکم صادر کند.
داستان حضرت یوسف به من آموخت اگر سختیهایی در زندگی من است؛ نباید از تلاش دستبردارم. من حکمت این کار را نمیدانم؛ ولی قدرت مطلق خیر و صلاح مرا بهتر میداند و با حرکت است که راه نمایان میشود. من؛ باید دست از تلاش برندارم و با تفکر درست در مسیر درست حرکت کنم تا به نتیجه مطلوب و خواسته خود برسم.
منبع: سی دی حکمت یوسف
نویسنده: همسفر زهرا (ابراهیم) رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فائزه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت جمشید
- تعداد بازدید از این مطلب :
۵۱