عاشق را حساب با عشق است؛ با معشوق چه حساب دارد؟
همیشه فکر میکردم، یک عاشق واقعی و پر از محبت هستم. اما گاهی از خود میپرسیدم؛ چرا هرچه بیشتر تلاش میکنم، اوضاع بدتر میشود؟
با خداوند معامله میکردم و میگفتم: من بهعنوان همسر یا مادر، وظایفم را به بهترین شکل یا حتی بیشتر از وظیفهام انجام میدهم؛ اما چرا محبتهای من بیپاسخ میماند؟ هیچگاه به ذهنم خطور نمیکرد که شاید طرز فکرم اشتباه باشد. همیشه گلایه میکردم و میپرسیدم: خدایا، من چه کردهام که پاسخم را نمیدهی؟
مدتها با تمام وجود از خداوند خواستم به من نشان دهد که کجای کارم اشتباه است. طولی نکشید که پاسخ سوالم را یافتم. فهمیدم من محبت میکنم، عشق میورزم، جسمم را خسته و سختیها را به جان میخرم؛ اما این، راه درست نیست.
راه رسیدن به آرامش، عشق بلاعوض است؛ یعنی بدون چشمداشت و بیمنت محبت کنم. عشق واقعی؛ یعنی بدون توقع عاشق باشم و بندگان خدا را همانگونه که هستند دوست بدارم. فهمیدم اگر محبت به معبود کم باشد، نمیتوانم به مخلوقات او محبت کنم. اگر از زندگی و نعمتهای بیشماری که خداوند با عشق به من بخشیده، ناسپاسی کنم، چگونه میتوانم یک عاشق حقیقی باشم؟
گاهی با خود میگفتم: خداوند همه نعمتها را به من بخشیده است؛ پس چرا نمیتوانم، از آنها لذت ببرم؟ حالا دریافتم که علت، ناسپاسی من بوده است. خداوند مرا غرق محبت و نعمت کرده؛ اما من بهجای قدردانی، بهدنبال چیزهایی بودهام که ندارم.
عشق در دلم مرده بود و من تبدیل به انسانی سنگدل شده بودم؛ اما باز هم لطف و عنایت خداوند شامل حال من شد. از طریق آموزشهای کنگره متوجه شدم؛ باید انسانها را همانگونه که هستند و در هر جایگاهی قرار دارند دوست داشته باشم. از نعمتهایی که خداوند به من عطا کرده، به خوبی و با عشق مراقبت کنم. کسانی که عشق و محبت حقیقی در وجودشان دارند، حال خوبی دارند و از زندگی لذت میبرند. آنها عاشق معبودی هستند که خود عشق بینهایت است.
در پایان، از خداوند میخواهم، راه رسیدن به عشق واقعی را به من نشان دهد تا بتوانم، همان محبتی را که خالصانه به من عطا کرده، به بندگانش ببخشم. شاکر خداوندی هستم که مرا هر لحظه به مسیر درست هدایت میکند. او خود، عشق بیپایان است.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر منصوره (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
155