English Version
This Site Is Available In English

محبت یعنی خود خداوند

محبت یعنی خود خداوند

به نام قدرت مطلق الله

به نام آنکه جان را فکرت آموخت و چراغ جان به نور دل برافروخت.
پایه و اساس وادی چهاردهم دانایی است و برای رسیدن به دانایی باید نسبت به هر موضوعی شناخت و معرفت پیدا کنیم. ابتدا باید تفکر کنیم، از دروازه ذهن عبور کنیم و آموزش‌های لازم را کسب کنیم. لازم است رمز و رازها را بدانیم، و با کلیدهایی که به دست می‌آوریم، قفل‌های زنگ‌زده و پوسیده را بگشاییم. آنگاه، مانند چشمه‌ای جوشان به سلاح عشق، عقل و ایمان مجهز خواهیم شد تا وارد حوزه وادی چهاردهم شویم و این وادی را زندگی کنیم.
این وادی شگفت‌انگیز در خور فهم هر هوش نیست. وقتی باورهای راستین با محبت بی‌قید و شرط در هم می‌آمیزند، عشق معنا و مفهوم پیدا می‌کند. وادی عشق، یعنی گذاشتن و رفتن؛ یعنی کامل شدن. به فرموده آقای مهندس: عشق و محبت درسی است که آغاز و پایانی ندارد؛ مانند جام بزرگی که تمام هستی و نیستی در آن شناورند. محبت یعنی خود خداوند.
ما می‌گوییم: به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند ابتدای امر، بخشنده است. اما خداوند چه چیزی را می‌بخشد؟ بخشندگی خداوند همان مهربانی اوست؛ عشق و محبت او. خداوند به عشق فرمان داد تا در دل ذرات جای گیرد و جهان‌های متعددی را خلق کند. او کائنات را جولانگاه عشق قرار داد و مخلوقات را منزلگاه آن ساخت. محبت نشانه عشق خداوند است.
عشق و محبت عام بدین معناست که خداوند همه مخلوقات خود را دوست دارد. عشق خاص اما میان خداوند و بندگان مقرب او برقرار است. این عشق، آگاهانه یا ناآگاهانه به وجود می‌آید؛ گویی سایه‌ها امواج جاذبه خود را ارسال می‌کنند و این امواج، موانع محبت را کنار می‌زنند. آنگاه عشق متجلی می‌شود.
برای رسیدن به عشق و محبت حقیقی باید از قلب‌ها وارد شد. عشق بلاعوض به مخلوقات، پله‌ای است برای ورود به این وادی. انسان‌هایی که از عمق تاریکی‌ها بیرون آمده‌اند و قامت راست کرده‌اند، با خدمتی بی‌چشم‌داشت، الگوی این عشق هستند. دستان این افراد هزاران بار مقدس‌تر از لب‌هایی است که فقط دعا می‌کنند. باید سر تعظیم فرود آورد و بر این دستان بی‌ادعا بوسه زد؛ دستانی که احیاکننده انسان‌ها و زندگی‌های بی‌شماری بوده‌اند.
زندگی تاریک من نیز از این قاعده مستثنا نبود. نه نای ماندن داشتم و نه پای رفتن. اما وقتی وارد کنگره شدم، معلمی به نام "راهنما" چراغ راه تاریکی‌هایم شد. او نمونه بارز وادی عشق و محبت بود. از گرمای وجودش، عشق و محبتش بهره بردم و آموختم که: "عبادت به جز خدمت خلق نیست*به تسبیح و سجاده و دلق نیست."
او مرا با عشق الهی سیراب کرد و دستم را گرفت. اکنون، در کنار هم، در این وادی در حال حرکت هستیم. چه لذتی دارد که استاد و شاگرد، در تفرجگاه محبت، در کنار هم قدم می‌زنند. وظیفه اصلی ما این است که محبت را از یکدیگر دریغ نکنیم. پس بیایید آن کنیم که فرمان است.


نویسنده: راهنما مسافر جهانگیر
تایپ: مسافر محمدتقی ل۹
ویراستار: مسافر ایمان
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم

مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .