وادی چهاردهم آخرین وادی در کنگره ۶۰ و در کتاب عشق است. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
آیا کسانی که عاشق میشوند میتوانند عاقل هم باشند؟ جمله معروفی که شنیده بودم این بود که عشق، آدم را کر و کور میکند یا عشق باعث میشود که انسان عقل خود را از دست بدهد و به این معنی بود کسی که عاشق است، عقل ندارد؛ ولی در کنگره ۶۰ و با آموزشهای آقای مهندس متوجه شدم عشقی که همراه عقل و ایمان نباشد، عشق نیست؛ خود شیدایی مستان است. کسی که ایمان دارد باید عشق و عقل هم داشته باشد و این سه مولفه مکمل هم هستند.
در کنگره ۶۰ آموختهایم که میتوانیم در همه زمینهها از طبیعت و هستی الگو بگیریم. اگر از این دید و زاویه به طبیعت نگاه کنیم خواهیم دید که آفتاب یا خورشید بر تمام موجودات هستی، خوب یا بد، زشت یا زیبا به یک اندازه میتابد و چشمداشتی هم ندارد. اگر به درخت نگاه کنیم میآموزیم که درخت با گرفتن کود بدبو به تمام هستی میوههای خوشمزه میدهد، آن هم بدون هیچ چشمداشتی. یا آسمان برای همه هستی به یک صورت است. همه اینها همان محبت عام است. محبت در کنگره ۶۰ دو بخش دارد؛ خاص و عام.
محبت خاص یعنی محبت داشتن به موجوداتی که مالکتی به آنها دارم؛ مانند خانواده ودوستان.
ولی محبت عام یعنی با تمام وجودم تمام چیزهایی که در هستی وجود دارد را دوست داشته باشم و بدون چشمداشت به آنها محبت کنم.
انسانی که محبت عام دارد مانند چشمهای است که همیشه جوشان است و ترس تمام شدن آن را ندارد. البته برای اینکه به چنین انسانی تبدیل شویم نیاز به آموزش، دانش و آگاهی داریم. نیاز نیست که خودمان را اذیت کنیم و به اجبار بخواهیم که این امر محقق شود، کافیست دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنیم.
نویسنده: همسفر الهام (راهنمای لژیون یکم)
تایپ: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
111