چهارمین جلسه از دوره یازدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی باغستان کرج با استادی راهنمای محترم مسافر اکبر نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه نظم، انضباط و احترام در کنگره60 پنجشنبه 23 اسفند ماه 1403 ساعت 16:30 برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می کنم در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش بگیرم، امیدوارم تا این لحظه از روز پنجشنبه را به خوبی و خوشی سپری کرده باشید و تا به امروز از ماه مبارک رمضان استفاده لازم را برده و برای همه ما مفید واقع شده باشد،پیشاپیش سال نو را به همه همسفران و مسافران تبریک عرض می کنم و امیدوارم که به خواسته هایمان برسیم، برای شروع سال 1404 هدف گذاری کنیم، چه چیزهایی را لازم داریم و در انتهای سال 1403 چه چیزهایی را میخواستیم و به چه چیزهایی رسیدیم و به چه چیزهایی نرسیدیم،دستور جلسه درباره نظم، انظباط و احترام هست.
تجربه من در این چند سال که در کنگره60 بودم این است که دستور جلسات کنگره60 دو وجه دارد،یکی صور آشکار ویکی صور پنهان، صور آشکار که مشخص است من باید با یک چهره منظم و آراسته با متدی که جناب آقای مهندس برای من مشخص کرده است بیایم سر ساعت روزهای یکشنبه،سه شنبه، پنجشنبه، قبل از ساعت چهار و نیم در شعبه حضور داشته باشم، سر ساعت داروی خودم را بخورم، سی دی بنویسم، اینها آن نظم های صور آشکار است.
اما در یک برنامه تلویزیونی داشتم نگاه میکردم، مجری از آقای مهندس سوال می کند که نگران این نیستید که جامعه به شما به واسطه مصرف کننده بودن بی احترامی کند، خیلی برای خودم جالب بود دیدم که آقای مهندس خیلی محکم جواب دادند و فرمودند به گونه ایی رفتار میکنم که جامعه مجبور بشود به من احترام بگذارد،با خودم فکر میکردم که این کلام و این قدرت از کجا می آید، چه می شود که آقای مهندس در حضور آن مجری و هفتاد هشتاد میلیون بیننده برمی گردد و این کلام را جاری می کنند، دیدم که پشتوانه آن همان نظم می باشد.
و شما نگاه می کنید در تمام همایش ها، برنامه ها، شعب و نمایندگی ها همه چیز سر نظم و تایم است،اعتیاد اولین چیزی که از من گرفت نظم بود، کنگره اولین چیزی که به من می دهد نظم است، شما تفاوت را ببینید، ببینید کجا دارد چه اتفاقاتی می افتد، حس کنم که وقتی نظم می آید خیلی چیزهای دیگر هم وارد زندگی من می شود، برکت می آید اعتماد به نفس می آید،داشتم نگاه می کردم اگر صور ظاهر نظم را با انظباط جمع کنیم، نتیجه آن احترام می شود.
ولی وقتی که به درون خودم نگاه می کنم می بینم که در این قسمت سوم دستور جلسه که مساوی با احترام است چقدر به خودم احترام گذاشتم، من تا زمانی که یاد نگیرم به خودم احترام نگذارم قطعا جامعه هم به من احترام نخواهد گذاشت و این کاملا طبیعی است، حالا من آنجایی می آیم به خودم احترام می گذارم که مواد و سیگار خودم را درمان می کنم و افکار و اندیشه منفی خودم را درمان کنم، آنجاست که به خودم احترام می گذارم و از کینه، نفرت و کدورت فاصله میگیرم، دروغ نمیگویم، قضاوت نمی کنم.
جناب آقای مهندس در یکی از سی دی ها راجع به قیاس چقدر زیبا سخن می گویند، آنجا که قیاس می کنیم صد هزار نفر جلو را می بینیم ولی بیست میلیون نفر پشت سر را نمی بینیم، و چقدر از این قیاس ها اذیت می شوم، خودم را با دیگران قیاس می کنم وقتی که می آیم از این صفات فاصله می گیرم یعنی دارم به خودم احترام می گذارم، وقتی که این را یاد گرفتم به خودم احترام بگذارم اجتماع را مجبور می کنم که به من احترام بگذارند و پیش نیاز این همان نظم است همان انظباط است که منتج با احترام بشود.
از اینکه به صحبت های من گوش دادید از شما ممنونم.
برگزاری مراسم افطاری


.jpg)
تایپ: مسافر محسن لژیون دهم
تنظیم و ارائه: مرزبان خبری مسافر محمدرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
272