English Version
This Site Is Available In English

با رعایت نظم و انضباط مورد احترام قرار می‌گیریم.

با رعایت نظم و انضباط مورد احترام قرار می‌گیریم.

چهارمین جلسه از دور پنجاه و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر امین، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "نظم، انضباط و احترام در کنگره60" روز پنج‌شنبه مورخ 23 اسفند ماه ۱۴۰۳ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار، سلام دوستان امین هستم یک مسافر، ازنگهبان جلسه،  ایجنت محترم، گروه مرزبانی و همین‌طور راهنمای محترم مسافر مرتضی تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. امیدوارم بهره کافی را از ماه رمضان برده باشید، پیشاپیش سال نو را تبریک می‌گویم.
این جلسه آخرین جلسه پنجشنبه در این سال است، امیدوارم سال خوبی را در پیش داشته باشید. گاهی اوقات دستور جلسات با حال و هوای استاد در کنگره همخوانی دارد، زمان مصرف نظم و انضباط داشتم حتی برای مصرف مواد، زمان خاصی در نظر گرفته بودم. اینکه به موقع در جلسه حضور داشته باشم، دارو را به موقع مصرف کنم و سی‌دی را به موقع بنویسم، در مورد همه این‌ها صحبت شده است، اما من می‌خواهم راجع به احترام صحبت کنم، فکر می‌کنم این نظم و انضباط است که در ادامه احترام می‌آورد، مسافر را انسانی محترم نشان می‌دهد، اما اینکه من فقط نظم و انضباط داشته باشم که مورد احترام قرار بگیرم که چی بشود؟ و یا برای کی؟
در این مورد سه چیز در ذهن من آمد که امروز می‌خواهم در موردش صحبت کنم، اول اینکه نظم و انضباط داشته باشم و آدم محترمی باشم، من زمانی که برای خودم آدم محترمی باشم قطعاً برای من اعتماد به نفس بدنبال دارد، زمانی که من از کارهای کوچک مانند مسواک زدن شروع کنم مورد احترام قرار می‌گیرم و اعتماد به نفس بدست می‌آورم که باعث می‌شود به موفقیت بیشتری برسم، در ادامه برای کی؟ برای جامعه، ما چه خوشمان بیاید، چه خوشمان نیاید در این جامعه زندگی می‌کنیم و به هم وابسته هستیم، وقتی نظم و انضباط داشته باشم و مورد احترام خودم قرار بگیرم در ادامه حتماً مورد احترام افراد آن جامعه هم قرار می‌گیرم، کسی که نظم و انضباط دارد امکان ندارد دوستش نداشته باشند.
اما در نهایت نظم و انضباط داشته باشند برای چه کسی؟ وقتی‌که من خودم، خودم را دوست داشته باشم و اعتماد به نفس خوبی داشته باشم در ادامه افراد جامعه هم من را دوست داشته باشند پس قطعاً خداوند هم مرا دوست دارد، من به کنگره می‌آیم و سفر می‌کنم، دارو را به موقع می‌خورم، درجلسات حضور پیدا می‌کنم و سی‌دی‌هایم را می‌نویسم اینکار‌ها مدام به من اعتماد به نفس می‌دهد و باعث می‌شود موفق‌تر عمل کنم. در ادامه امکان ندارد که من به عنوان یک رهجو اینگونه باشم و کارهایم را درست انجام بدهم اما راهنما از من خرده بگیرد. علاوه بر دستور جلسه دو موضوع دیگر هم میخواهم مطرح کنم امیدوارم که بتوانم جمع بندی سریعی داشته باشم و زودتر به مشارکت‌ها برسیم.
چون نزدیک تعطیلات عید است، مخصوصاً برای دوستانی که در سفر اول هستند و حتی در سفر دوم، این را به عنوان یک تجربه به آنها می‌گویم. در سال ۱۴۰۰ در کنگره با کیفیت سفر کردم که در سال ۱۴۰۱ با کیفیت آن‌را تمام کردم، حتی در آزمون راهنمایی هم قبول شدم، درگیر تشکیل پرونده راهنمایی بودم، اما متأسفانه بعد از چهار ماه که سفرم خراب شد و انگار تمام دنیا برای من خراب شد.
چون یک زمانی شما کنگره را نمی‌بینید و به کنگره نمی‌آیید و مطالبش را نمی‌دانید، در این صورت هیچ مشکلی نیست و مواد مصرف می‌کنید، ولی وقتی که یکسری چیزها را یاد می‌گیرید، اگر قرار باشد مخصوصاً بعد از سفر کردن، برگشت کنید، خیلی سخت و سنگین می‌شود، برای اینکه بتوانید دوباره برگردید. سنگینی بارش را که بر دوشم حس می‌کردم که هیچ، بارش بر دوش همسفرم که خانمم است سنگینی می‌کرد و امروز افتخار داد بعد از آن جریان آمد، حالا نه اینکه بگویم قهر کرد اما باعث شد که دیگر به کنگره نیاید.

اما امروز چون استاد جلسه بودم خیلی خوشحالم که با فرزندانم آمدند، سنگینی بار بر روی دوش او خیلی بیشتر از من بود، یعنی مصرف من را زمانی که مصرف کننده بودم ندید، اما آن برگشتم باعث شد که در خانه مصرف کنم تا مشکلی برایم پیش نیاید او آنجا دید و تا مرز افسردگی هم پیش رفت، خیلی ها گفتند شعبه خودت را عوض کن که راحت‌تر بتوانی سفر کنی که گفتم نه، من اینجا می‌مانم و همه نگاه‌ها را می‌توانم تحمل بکنم، تا کامل شکسته شوم و از نو ساخته شوم تا شاید این دفعه بهتر و با کیفیت‌تر سفر کرده و ماندگار باشم. به همین خاطر ماندم، چند ماه اول خیلی اذیت شدم در مسیر کنگره فقط گریه می‌کردم تا اینکه راهنمای محترم مسافر مرتضی با صحبت و دادن راهکار کمک کردند که خدا را شکر توانستم خودم را جمع و جور کنم ودوباره سفر با کیفیتی انجام دادم و امیدوارم رها بمانم و این را از این جهت گفتم که حواسمان باشد چه سفراول و چه سفر دوم نیروهای منفی بیکار ننشسته‌اند که بگویند الان تعطیلات عید است و به انسان‌ها کاری نداشته باشیم یا اینکه فلانی رها شده دیگر به او کاری نداشته باشیم، نه خیلی راحت و آرام آرام طوری می‌آیند و گردن آدم را زده و یقه آدم را می‌گیرند که اصلا خودمان هم متوجه نشویم. ماه مبارک رمضان هنوز تمام نشده و برای این سفره با برکت افطار وظیفه داریم حمایت کنیم. اگر مبلغی هم اضافه بیاید برای تعالی اهداف کنگره60 به حساب زمین واریز می‌شود. چقدر خوب است بتوانم با کمک ناچیزی خودم را در انجام این عمل عظیم شریک کنم.

مرزبان خبری: مسافر علی‌اصغر
تایپ مسافران: کوروش ل۱۰، مالک ل۱۹، ابراهیم ل۷
عکاس: مسافر علیرضا ل7

تنظیم و ارسال خبر: گروه سایت نمایندگی شفا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .