English Version
This Site Is Available In English

عشق یعنی گذشتن از خود

عشق یعنی گذشتن از خود

به نام نامی اولین عاشق که اوست
ما وقتی به هستی و اساس هستی نگاه درستی می‌اندازیم در می‌یابیم که تمام ساختارهایی که در هستی موجود هست و تمام موجودات گیاهان و حیواناتو انسانهاو تمام مخلوقین  برای زندگی و حیات خود نیاز به انرژی دارند و اساساً انرژی ریشه و پایه همه حرکت‌ها و در اصل پایه و اساس هستی هست، به عنوان مثال غذایی که ما می‌خوریم یک نوع انرژی هست آبی که ما می‌نوشیم یک نوع انرژی هست، هوایی که ما تنفس می‌کنیم یک نوع انرژی است که این انرژی‌ها در بدن ما نیروی حرکت ما را برای زندگی کردن و بقا به وجود می‌آورد، تمام موجوداتی که در هستی موجود هستند به نوعی و به شکلی در حال تولید انرژی ذخیره آن به شکل‌های مختلف هستند، برای مثال درخت، نور و دی اکسید کربن را به وسیله برگ‌های خود و مواد غذایی و آب را به وسیله ریشه خود دریافت می‌کند و این انرژی را که دریافت کرده به شکل میوه به ما عرضه می‌کند و ما از میوه آن درخت برای تامین انرژی خود استفاده می‌کنیم، به طور قطع این انرژی همیشه در هستی در حال تغییر شکل یافتن از یک حالت به حالت دیگری هست و این تبادل انرژی و تغییر شکل هستی را پایدار نگه می‌دارد، اما اینجا یک سوال مطرح می‌شود که چه نیرویی چه انرژی و یا چه قدرتی به گیاهان درختان حیوانات و تمام مخلوقین فرمان می‌دهد که همانند یک خدمتگزار در هستی فعال باشند و با انجام وظایف خود نقش خود را در بقای هستی و گسترش آن ایفا کنند؟ من از آموزش‌های کنگره ۶۰ و وادی چهاردهم دریافتم که آن نیرویی که همه هستی را به حرکت در می‌آورد نیروی عشق و محبت هست و همه مخلوقین به حکم عشق و محبتی که خداوند در درون نشان دمیده است زندگی می‌کنند و ثمره و میوه و نتیجه زندگی خود را در اختیار سایر مخلوقین نیز قرار می‌دهند.
عشق یک نیروی لایتناهی قدرتمندی است که وقتی خداوند می‌خواست هستی و جهان خاکی را به وجود آورد از آن عشق در امواج دمید و امواج به واسطه جاذبه عشق به یکدیگر نزدیک و نزدیک و نزدیک‌تر شدند آنقدر در هم تنیده شدند تا اولین ذره مادی به وجود آمد، در واقع آن چیزی که تمام ذرات هستی را کنار یکدیگر قرار داده است عشق است، هستی همانند یک اقیانوس بی‌پایان است که همه موجودات در این اقیانوس شناور هستند و آنچه این موجودات را احاطه کرده است عشق و محبت است و همه موجودات در حال زندگی در این عشق هستند.

بدون شک همه هستی را عشق فرا گرفته است برای اینکه انسان از این عشق بهره‌مند شود باید ابتدا ظرف وجود خود را از کینه و نفرت و تاریکی خالی کند و به جای تمام این ضد ارزش‌ها که در وجودش جا گرفته است عشق را در وجود خود جای دهد هر انسانی به اندازه ظرف وجود خودش می‌تواند از عشق و محبت برخوردار شود و انسان این توانایی را دارد که با آموزش تجربه و تفکر کردن ظرفیت خود را بالا ببرد و هر کس که دانایی بیشتری دریافت کند و آنچه را که دریافت کرده در زندگی خود کاربردی کند روز به روز ظرف وجودش بزرگتر و بزرگتر خواهد شد.

دستور جلسه این هفته ما وادی چهاردهم است ما در کنگره ۶۰ کتابی به نام عشق ۱۴ وادی برای رسیدن به خود داریم پیش زمینه عشق, معرفت و آگاهی است و ما برای اینکه بتوانیم به سرزمین عشق یا وادی  چهاردهم قدم بگذاریم باید از ۱۳ سرزمین و آبادی دیگر عبور کنیم ما اگر این قوانین و وادی‌ها را یاد بگیریم و آنها را در زندگی خود کاربردی بکنیم وقتی به وادی چهاردهم رسیدیم قطعاً ظرف وجود ما پذیرای آن عشق بی‌پایان می‌شود، به نظر من میوه وادی چهاردهم بخشش است و بدون شک کنگره ۶۰ زمینی است که در آن انسان‌های بخشنده گام برمی‌دارند و اگر این بخشش و این عشق و محبت نبود هیچ انسانی از تاریکی اعتیاد خارج نمی‌شد، انسان‌های بخشنده‌ای که بخشش را یاد گرفته‌اند و عشق را کف دستان خود گرفته‌اند به دیگران عرضه می‌کنند بدون شک کسی که می‌بخشد به مفهوم واقعی عشق دست پیدا کرده است و کسی که نتواند ببخشد قطعاً هنوز به سرزمین عشق وارد نشده است.

تایپ و تنظیم: مسافر میثم
تهیه شده در سایت مسافران کاسپین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .