English Version
This Site Is Available In English

برداشت از سی‌دی تاجر

برداشت از سی‌دی تاجر

استاد با نام خداوند متعال سخنان خود را آغاز نمود. شاگرد می‌گوید: من دل‌تنگ هستم و برای کارم کوشش می‌کنم، استاد می‌گوید: شما دل‌تنگی نکنید. صحبت به لمس کردن سخن نیست. محبت، درسی است که پایان و انتها ندارد. برای ما محبت‌ بیان نیست، به انجام عمل است. شاگرد می‌گوید: برای باورها ارزشی نیست. ما فکر می‌کنیم، برای باورها ارزشی است ما باور داریم، دین داریم ما باور داریم دروغگويي بد است؛ ما می‌گویم دروغگويي زشت است؛ اما آن را انجام می‌دهیم.

انسان به چیزی که باور دارد مهم نیست؛ باید عمل کند. ما یک دوست داریم که به چیزی احتیاج دارد به او می‌دهیم. به او کمک می‌کنیم. مسئله خیلی مهمی است. برای باورها ارزشی نیست؛ ما خیلی مواقع تصمیم می‌گیریم با دانسته خود، بدبختی خود را به وجود می‌آوریم، اگر برای انسان‌ها استاد نباشد، خود را نابود می‌کنند. این استاد و راهنما است که انسان را راهنمایی می‌کند و راه را به ما نشان می‌دهد. این مسئله خیلی خیلی مهم است. این‌که استاد راهنما، انسان را هدایت می‌کند، خیلی خیلی مهم است. شما الان در کنگره راهنما دارید و شما را هدایت می‌کند این کار را انجام بده، این کار را انجام نده، راه را به ما نشان می‌دهد. وای از آن روزی که استاد راهنما، نداشته باشیم. من شب و روز کار می‌کردم خودم را به سوی ظلمت بردم، کنگره۶۰، نگهبان دارد لژیون، نگهبان دارد. ورزش، نگهبان دارد. نگهبان؛ یعنی ساختن، حافظ و نگهبان با رئیس فرق می‌کند. یک چوپان، حافظ گله است. نگهبان گله است، صاحب گله نیست.

در کنگره۶۰، نگهبان کنگره است، رئیس کنگره نیست، حافظ کنگره؛ باید آن را حفظ کند؛ تا خود را نیابد، دیگران را نیز نمی‌تواند بیابد. این حرف خیلی مهم است؛ تا خود را نیابید دیگران را کی بیابید؟ اول باید خود را پیدا کنیم؛ تا آرام بگیریم؛ وقتی‌ مصرف کننده بودیم، خود را گم کرده بودیم، برای دانستن، قدرت فکر لازم است، تفکر خیلی مسئله مهمی است. هر کسی که به کنگره۶۰، می‌آید نانش دهید، از ایمانش نپرسید او را مجبور نکنید کمک مالی به کنگره بکند. اگر خودش خواست داوطلبانه کمک کند. برای دانستن توانایی، قدرت فکر لازم است. تفکر خیلی مسئله مهمی است بعضی مواقع چیزهایی می‌دانی که اصلا به درد نمی‌خورد.

شاگرد می‌گوید: برای ورود به جهان معنویت، دیگر به مال دنیا ارزشی قائل نیستم. پول، به قول معروف چرک دست می‌باشد. ارزشی ندارد؛ بلکه معنویات ارزش دارد. من در کسب دانستنی‌ها هستم، من به دنبال مال دنیا نیستم. می‌خندم. این جمله‌ مسئله مهم است دقت کنید. استاد می گوید: شما تاجر نیستید؛ اما اگر کاروان را با همه تجهیزات بردند و ماه‌ها و هفته‌ها در گرما و آفتاب روشن ماندید، چه می‌کنید؟ باید کالای خود را خوب حفظ کنند؛ ولی ناچیز به فروش برسانند چه می‌شود؟ باید به فکر برگشت و حمله دزدان راه نیز باشند.

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)

ویراستاری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)

ارسال: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر پروین ( لژیون هفتم) نگهبان سایت 

همسفران نمایندگی قیدار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .