دلنوشته همسفر زهرا
کنگره۶۰ یعنی، راه نجات از تاریکیها به سوی نور
گاهی برای رها شدن از زخمهای زندگی، باید بخشید و گذشت. میدانم که برای بخشیدن کسانی که از آنها زخم خوردهایم، سختترین کار دنیا است.
تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه باز کنیم و خاطرات تلخ را زنده نگه داریم، و در ذهن خود هر روز محاکمه کنیم رنگ آرامش را نخواهیم دید.
گاهی باید چشمها را بست، و از کنار تمام بد بودنها گذشت.
من برای بار اول به اصرار مسافرم به کنگره آمدم. در آن لحظه که آنجا حضور داشتم، خیلی متوجه صحبتها نشدم. زمانی که به خانه برگشتم، به مسافرم گفتم که دیگر به کنگره نخواهم آمد. ولی حسی در درون اجازه نمیداد که، به کنگره فکر کنم، زیرا فکر میکردم با رفتن و آموزش گرفتن به آرامش بیشتری میرسم.
من اول از خداوند تشکر میکنم، که به واسطهی مسافرم پا به کنگره گذاشتم، تا خداوند و خود را بهتر بشناسم. زیرا قبل از آمدن به کنگره۶۰ مسائل زیادی را نمیدانستم، اما اکنون با آموزش گرفتن در کنگره به آرامش بیشتری دست پیدا کردم.
کنگره همان جایی است که، راه درست زندگی کردن را به من آموخت. و یاد گرفتم که چگونه با مشکلات روبهرو شوم تا بتوانم، زندگی با آرامش را در کنار عزیزانم تجربه کنم.
کنگره به من آموزش میدهد که، چگونه از حسادت، کینه، خشم و نفرت به سمت محبت، آرامش و آسایش در زندگی خود برخوردار باشیم.
از آقای مهندس برای تأسیس چنین مکانی کمال تشکر را دارم.
از راهنمای خوبم به خاطر تمام زحماتی که در طول ای سفر برای من کشیدند، سپاسگزارم و از خداوند برای تمام عزیزان در کنگره۶۰ آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم که من هم یک روزی خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم.
نویسنده: همسفر زهرا
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
ویراستاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
۶۸