سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
ابتدا حضور پهلوان مسافر صامت به شعبه جواد گلپایگان را خوش آمد میگویم.
ابتدا به رسم کنگره خود را معرفی کنید؟
سلام دوستان صامت هستم یک مسافر
با بیش از بیست سال تخریب وارد کنگره ۶۰ شدم ،اخرین انتی ایکس مصرفی،شیره و شربت تریاک بودو مدت ۱۲ ماه و بیست روز به راهنمایی آقا هاشم لژیون چهارم ستارخان تهران به روش DST و داروی OT سفر کردم، در ادامه سفر نیکوتین را با راهنمایی آقای علی حجازی انجام دادم.هم اکنون ۲ سال و هشت ماه از بند مواد و ۲ سال و شش ماه از بند سیگار رها شدم. در ادامه سفر جونز را با راهنمایی آقای رضا پارسا انجام دادم،بیست کیلو کاهش وزن داشتم و یک سال و نیم است که آزاد و رها هستم .ورزش من در کنگره شنا و بدمینتون است.

نظر شما در مورد حس و حال شعبه جواد گلپایگان چیست؟
سلام دوستان صامت هستم، یک مسافر
از نظر من تمام شعبههای کنگره ۶۰جزء سرزمین کنگره ۶۰ محسوب میشوند و هر گل یک بو و رنگی دارد. حس و حال این شعبه را میتوان از حس و حال سفر دومیها و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ که در این شعبه خدمت میکنند متوجه شد؛ زیرا همه آنها خود را مدیون مسافر جواد که جان خود را در این راه از دست دادند میدانند؛ همچنین نمیتوان گفت هر گل چه بویی دارد تا زمانی که خود فرد آن را تجربه کند.
از نظر شما خدمت مالی در کنگره ۶۰ بر چه کسانی بیشتر واجب است؟
در مقوله خدمت مالی ما یک مثلث به نام کار، خدمت و کنگره ۶۰ داریم؛ همچنین دارای یک مثلث هستیم که اضلاع این مثلث شامل قسمت علمی، قسمت مالی و نیروی انسانی است؛ در نتیجه همه چیز در کنگره ۶۰ مانند معرفت ،عدالت و عمل سالم دارای یک مثلث است، اما به خاطر داشته باشیم این ضلعها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند ؛یعنی اگر ما نیروی انسانی داشته باشیم، اما بچهها از نظر علمی پیشرفتی نداشته باشند بیفایده است و بالعکس، اگر همه بچهها نیروی علمی بشوند و نیروی انسانی نداشته باشیم باز هم ارزشی ندارد. نیروی مالی هم در کنار در این ضلع بسیار مهم است؛ زیرا اگر نیروی مالی وجود نداشته باشد این دو ضلع بیهوده میباشند؛ زیرا نیروی انسانی که دست خود انسانها است و نیروی علمی آن جناب آقای مهندس ژاکام است؛ یعنی مکان آن برای کنگره ۶۰ است و کلام آن برای جناب آقای مهندس دژاکام است و حرکت مالی ما، پاهای این مجموعه میباشد که بتواند حرکت کند و یک سقف را نگه داریم تا این سقف تبدیل به سقفهای مرفوع بشود و انسانهایی در زیر این سقف قرار بگیرند و به رهایی برسند.
بفرمایید منظور از این جمله که میگویند :«هرچه بخشش بیشتر باشد دریافتها بیشتر میشود» چیست؟
هر چقدر ارتفاع یک کوه بیشتر باشد برف بیشتری بر روی آن مینشیند ؛همچنین هر چقدر یک رودخانه جوش و خروش و حرکت بیشتری داشته باشد میتواند پهنای دشت بیشتری را فرا بگیرد و هر چقدر بار یک درخت بیشتر باشد باغبان آن درخت را بیشتر دوست دارد؛ زیرا حتی اگر یک درخت، درخت میوه باشد، اما میوه خوبی ندهد باغبان آن را از ریشه بیرون میآورد؛ در نتیجه کنگره ۶۰ نیز به همین صورت عمل میکند ؛یعنی هر چقدر ما بتوانیم در کنگره خدمت مالی انجام دهیم در بیرون از کنگره میتوانیم به آن عظمت و جلگهای که مد نظر ما است برسیم.
کنگره ۶۰ تنها جایی است در تمام دنیا که به ما اجازه میدهند که به هم نوع خود خدمت کنیم و این خدمت شامل: خدمت انسانی ،جانی و مالی میشود.
به خاطر داشته باشیم همیشه فرصت خدمت کردن در اختیار ما نیست ،پس اگر گاهی فرصت خدمت کردن به ما میرسد با تمام وجود از آن استفاده کنیم.
لطفاً نظر خود را راجع به سه کلمه، «کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس و پهلوان» بیان کنید؟
کنگره ۶۰: از نظر من کنگره ۶۰ یک تفکر عظیم است و جناب آقای مهندس جلودار این تفکر عظیم هستند و منظور از جلودار، بیرقدار و کسی است که از عقبه وگذرگاهها عبور میکند و برای همه ما انسانها چراغی را روشن میکند تا از تاریکیها عبور کنیم .فرقی ندارد هر کس میتواند از این عقبه عبور کند.
پهلوان: از نظر من پهلوان واقعی در کنگره ۶۰ درآمد خود را برنامهریزی میکند و پس از در نظر گرفتن، خرج منزل و پسانداز خود یک پنجم از درآمد خود را صرف کنگره ۶۰ میکند و در لژیون سردار شرکت میکند. از نظر من این فرد به اندازه وسع و توانایی خود خدمت پهلوانی میکند؛ در نتیجه پهلوانی صرفاً مختص ۵۰۰ میلیون تومان نیست و یا اینکه خدمت دنوری خدمت ۵۰ میلیون تومانی نیست؛ بلکه بسیاری از افراد با یک میلیون کمک نقدی نقش یک پهلوان را بازی میکنند و یا حتی با ۲ میلیون تومان نقش نشان در بینشانی را بازی میکنند؛ زیرا این افراد با تمام توان خود بازی میکنند.
از نظر من همه بچههای کنگره ۶۰ پهلوان هستند. تمام خدمتگزاران و تمام راهنماهای کنگره ۶۰ که از تمام داشتههای خود در لژیون استفاده میکنند تا یک نفر را به رهایی برسانند.
عملکرد یک راهنما باید به گونهای باشد که مانندیک سرنگ تمام ناخالصیهای یک رهجو را بیرون بکشند و او را از زیر وادی دوازدهم که وادی بخشش است رد کند؛ البته در اینجا منظور این نیست که یک راهنما رهجوی خود را پهلوان کند ؛بلکه به او آموزش بدهد همانند یک پهلوان عمل کند و او را با سفر دوم آشنا کند.
جناب آقای مهندس: به خاطر داشته باشیم دروازه ورود به سفر دوم شرکت در لژیون سردار است و جناب آقای مهندس بیرقدار این لژیون هستند. از نظر من راهنمای لژیون سردار خود جناب آقای مهندس هستند؛ چون ایشان خدمت مالی و خدمت علمی و خدمت انسانی به کنگره ۶۰ میکنند. کنگره یک تفکر الهی است که همه ما در این مسیر قدم برمیداریم. راهنمای همه ما جناب آقای مهندس هستند .توان این را ندارم که بخواهم راجع به جناب آقای مهندس سخن بگویم.
لطفاً، تجربه خود را از لژیون سردار بفرمایید؟
من از لژیون سردار تجربه زیادی دارم. بسیاری از ما انسانها همیشه گول حرفهای فضایی را میخوریم ، اما اگر بخواهم تجربه خود را از لحاظ مادی و به گونهای که حرف من روی زمین به درد بخورد بیان کنم و آن را به حالت زمینی تشبیه کنم میگویم:« لژیون سردار دقیقاً شبیه به یک کوره آجرپزی است» و انسانهایی که به لژیون سردار وارد میشوند مانند خشتهای خامی هستند که در آن آرام آرام پخته میشوند و آماده یک زندگی درست میشوند.
یکی از تجربههای مهم من در لژیون سردار این بود که استعداد من در گفتن شعر شکوفا شد.
و اما کلام آخر....
حرف زدن راجع به کلام آخر بسیار سخت است؛ زیرا افراد زیادی این مطلب را میخوانند و حرفی که از دل بیرون آید ،لاجرم بر دل نشیند. هر کسی متناسب با شرایط خود در زندگی قدم برمیدارد، اما از نظر من بهترین، قدرتمندترین، استوارترین، محکمترین و با ارزشترین مکانی که میشود در آن عرض اندام کرد کنگره ۶۰ است؛ زیرا کنگره ۶۰ اجازه حضور و اعلام حضور را میدهد؛ همچنین من که تا دیروز هیچکس به حرفم گوش نمیداد حال ۱۵۰ نفر به حرف من با تمام وجود گوش میکند و این اعلام حضور کنگره ۶۰ است.
و این تجربه باعث شد که من جایگاه خود را پیدا کنم.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
عکس مرزبان خبری مسافر مجید
تنظیم و ارسال مسافر محمد لژیون سوم
نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
۲۵۰