English Version
This Site Is Available In English

انسان با تسلیم شدن به پاسخ‌های زیادی دست پیدا می‌کند

انسان با تسلیم شدن به پاسخ‌های زیادی دست پیدا می‌کند

جلسه لژیون یازدهم.
با استادی: راهنمای محترم مسافر ابوالفضل، با دستور جلسه: (سی‌دی تسلیم) در تاریخ ۲۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ رأس ساعت ۱۹:۰۰ آغاز به‌کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
تمام هستی در حرکت است تا به نقطه‌ای که به دنبال او هست، دست یابد. این حرکت، جستجویی بی‌پایان برای یافتن معنا و هدف زندگی است. انسان‌های زیادی را دیده‌ایم که با وجود داشتن مال، مقام، خانه، خانواده و تمام امکانات مادی، وقتی به اعماق وجود خود رجوع می‌کنند، آن چیزی که واقعاً به دنبالش بوده‌اند را نمی‌یابند. این افراد همواره احساس گمشده‌ای دارند؛ گویی چیزی در زندگی‌شان ناقص است. این حس زمانی که فرد در تاریکی‌ها و بدی‌ها گرفتار باشد، شدت بیشتری می‌گیرد؛ چرا که انسان باید به اصل وجودی خود بازگردد و هرگز نباید فراموش کند که برای چه چیزی پا به این دنیا گذاشته است.
روزی فیلی را در اتاقی تاریک قرار دادند و ده نفر را به داخل اتاق بردند تا با لمس آن حدس بزنند که چیست. هرکس بخشی از فیل را لمس کرد و بر اساس آن قضاوت نمود: یکی گفت «این ستون است» چون پای فیل را لمس کرده بود؛ دیگری گفت «این ناودان است» چون خرطوم فیل را لمس کرده بود؛ شخصی دیگر با لمس دم فیل گفت «این ریسمان است» و گروهی دیگر با لمس گوش‌های فیل گفتند «این بادبزن است». اما هیچ‌ کدام نتوانستند تصویر کلی را ببینند و درست حدس بزنند. این مثال به خوبی توضیح می‌دهد که انسان‌ها اغلب تنها بخشی از حقیقت را می‌بینند و درک کامل از واقعیت ندارند. تکامل زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند خود را از محدودیت‌های ذهنی رها کند، به آرامش برسد و از رفتار و کردار خویش راضی باشد.
گاهی اوقات ما تصور می‌کنیم جایگاهی که به آن رسیده‌ایم یا چیزهایی که به دست آورده‌ایم، انتهای مسیر زندگی است. اما باید توجه داشت که تمام این‌ها مادی هستند و هدف‌شان تنها مشغول کردن ذهن انسان‌ها است تا آن‌ها را از حقیقت دور کنند. شیطان نیز دقیقاً از همین ابزارها استفاده می‌کند تا انسان‌ها را فریب دهد و آن‌ها را از مسیر اصلی‌شان منحرف کند. ناگهان متوجه می‌شویم ۷۰ سال از عمرمان گذشته است؛ تنها در پی افزایش اعداد حساب‌های بانکی یا دستاوردهای ظاهری بوده‌ایم و حالا زندگی‌مان به پایان رسیده است. در این لحظه درمی‌یابیم که چیزی که باید به دست می‌آوردیم، نیافته‌ایم.
در سی‌دی «تسلیم»، آقای مهندس مثالی جالب مطرح کرده‌اند: زمانی در فرودگاه گیر افتاده بودم و هرچقدر تلاش کردم رها شوم، نشد. همین‌طور وقتی در کلانتری بودم، تا قبل از ورود به بازداشتگاه هرچه تلاش کردم نجات پیدا کنم موفق نشدم. شاید برای شما هم پیش آمده باشد؛ وقتی شخص وارد بازداشتگاه می‌شود، دیگر می‌داند همه چیز تمام شده است و دیگر تلاشی نمی‌کند. او بدون اعتنا به چیزی، تا صبح در گوشه‌ای از بازداشتگاه به خواب می‌رود. این نمونه بارزی از تسلیم بودن است؛ یعنی پذیرفتن شرایط بدون مقاومت بیهوده.

وقتی انسان تسلیم شود، مطمئناً پاسخ‌های زیادی دریافت خواهد کرد. او قدرت پیدا می‌کند، عزت نفسش افزایش می‌یابد و تمام ترس‌ها و وحشت‌ها از دلش بیرون می‌رود. زمانی که انسان برای حل مسئله‌ای تمام تلاش خود را کرده ولی نتیجه نمی‌گیرد، اگر تسلیم شود، معمولاً در همان لحظه پاسخ خواهد گرفت. برای مثال افرادی هستند که به کنگره می‌آیند اما تسلیم نیستند؛ یعنی از راهنمای خود فرمانبرداری نمی‌کنند. راهنما ممکن است بگوید فلان کار را انجام بده، اما فرد با خود فکر می‌کند: «راهنمای من تجربه کافی ندارد» یا «او موادی که من مصرف کرده‌ام را مصرف نکرده است» یا هزاران فکر دیگر. همین افکار مانع تسلیم شدن فرد شده و او را از رسیدن به حال خوش دور می‌کند.
مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تفسیر کردن نادرست فرمان‌های راهنما است. افراد باید بسیار آگاهانه مراقب باشند تا افکار منفی دستاویزی برای نیروهای منفی نشوند. مثلاً شخصی عزیزی را از دست داده است؛ او ممکن است چنین بیندیشد: «دیروز که راهنمای من دفترچه‌ام را نوشت پدرم زنده بود ولی امروز دیگر نیست.» سپس با این افکار برای خود مجوز صادر کند تا برخلاف فرمان راهنما عمل کرده و داروی OT خود را بیشتر از حد تعیین‌شده مصرف کند. یا ممکن است مسائل دیگری پیش بیاید که رهجو فرمان راهنما را تفسیر کرده و از آن سرپیچی کند.
تمام این‌ها حرف‌های شیطان هستند و هدفشان منحرف کردن افراد از مسیر اصلی‌شان است. زمانی که آقای مهندس یا یک راهنما حرفی می‌زنند، ما حق تفسیر نداریم. فرمان آنها باید بدون چون‌ و چرا اجرا شود؛ زیرا این یعنی تسلیم واقعی و پذیرش هدایت برای رسیدن به هدف نهایی.در نهایت باید بدانیم تسلیم شدن نه‌تنها باعث آرامش درونی می‌شود بلکه مسیر را برای دستیابی به حقیقت و هدف واقعی زندگی هموارتر می‌کند. تسلیم بودن یعنی پذیرفتن شرایط با اعتماد کامل به راهنمایی‌هایی که ما را به سمت روشنایی هدایت می‌کنند؛ زیرا تنها در سایه تسلیم شدن است که انسان می‌تواند بر ترس‌ها غلبه کند، قدرت بگیرد و گمشده‌ی واقعی خود را بیابد.

تایپ: مسافر مهدی لژیون هشتم
تنظیم و ارسال: مسافر محمد لژیون پانزدهم

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .