English Version
This Site Is Available In English

ارمغان طبیعت

ارمغان طبیعت

با عرض سلام و خدا قوت، خواهش می‌کنم خودتان رو معرفی کنید.
سلام دوستان اصغر هستم مسافر
آنتی ایکس مصرفی تریاک، مدت سفر ۱۱ ماه، نام راهنما آقای مهندس دژاکام، مدت رهایی ۱۴ سال، ورزش در کنگره شنا و والیبال.
درختکاری به زندگی شما چه ارمغانی داده است، لطفا یک مورد مشخص را بیان کنید. 
خب اگر تو یک جمله بگویم، خود زندگی، اکسیژن و تنفس رایگان.
بزرگترین خدمتی که یک انسان می‌تواند به طبیعت بکند چیست؟ 
برای این سوال من همیشه با کلمه خدمت مشکل دارم، خدمت یعنی کاری انجام دهی و چیزی دریافت نکنی.
طبیعت مدام در حالت خیر رساندن به من است، اگر طبیعت نبود من اصلاً وجود نداشتم، من نمی‌توانستم نفس بکشم، پس من چه خدمتی می‌توانم انجام دهم به طبیعت؟ فقط می‌توانم خسارت نزنم.
شما اگر به طبیعت نگاه کنید ، جایی که انسان هنوز پای خود را آنجا نگذاشته، بسیار بکر و عالی است، ولی جاهایی که انسان به آنجا پا گذاشته باعث ایجاد تخریب شده، پس من بهترین کاری که می‌توانم انجام دهم، این است که به طبیعت آسیب نزنم.
چیزی را که برداشتم سر جای خود بگذارم، مثلاً اگر از میوه یک درخت استفاده می‌کنم جای آن یک درخت بکارم.
جالب این است که وقتی این کار را انجام دهم باز هم برایم سود دارد و باعث خیر و برکت می‌شود.
هیچ وقت درخت از میوه خودش استفاده نمی‌کند، پربار می‌شود که من استفاده کنم.
پس من هیچ خدمتی نمی‌کنم.
باید نگهداری کنم برای خودم.
اگر صحبت پایانی دارید بفرمایید.
از خداوند سپاسگزارم که من را وصل کرد به کنگره ۶۰ ، به آقای مهندس دژاکام، به روش دی اس دی، به تمام آموزش ها و روش هایی که در کنگره هست.
منو وصل کرد به قوانین درست زندگی کردن.
پیش می‌آمد من قوانین را بشنوم ولی اینطور که بتوانم آنها را کاربردی کنم، هیچ وقت رخ نداده بود.
در قدیم من از طبیعت درست استفاده نمی‌کردم چون قدر آن را نمی‌دانستم، وقتی قدر چیزی را ندانی، قطعاً نمی‌توانی از آن درست استفاده کنی.
هیچ لذتی هم از آن طبیعت نمی‌بردیم چون بلد نبود،م چون جسمم بیمار بود و افکارم، افکار خوبی نبود.
تمام این‌ها را مرهون زحمات آقای مهندس و روشی ایشان هستیم.
از استاد امین بسیار تشکر می‌کنم که ما را با طبیعت آشنا کرد.
در اردوی سراسری کنگره برای ما کلاس می‌گذارد و به ما آموزش می‌دهد که ما هر چقدر به طبیعت کمک کنیم که این به خودمان برمی‌گردد.
مضمون یکی از سوال‌ها این بود که ما چه حسی در طبیعت داریم، یاد مثالی افتادم:
شخصی به یک نفر می‌گوید اگر می‌خواهی خداوند همه چیز به تو بدهد برو عبادت کن، پس از چند وقت مجدد او را می‌بیند و می‌گوید خداوند همه چیز به تو داد؟ می‌گوید نه، می‌گوید پس چرا عبادت می‌کنی؟ می‌گوید چون حالم خوب می‌شود و همین برای من بس است.
الله سریع الحساب، پس مهم این است ما در طبیعت می‌رویم و درخت می‌کاریم، همان حال خوش برای ما عالی است، اینکه با اعضا کنار یکدیگر در طبیعت در حال درختکاری هستیم و یک کار مفیدی انجام می‌دهیم و تخریب به بار نمی‌آوریم.
تفریح می‌کنیم نه تخریب.
انشالله که بتوانیم وظیفه‌مان را انجام بدهیم چون ما یاد گرفتیم مامور به وظیفه هستیم نه انجام.
ممکن است جایی برویم بیابان زدایی کنیم، پس از چند سال بارشی نباشد و هیچ نتیجه‌ای ندارد، این مهم است که من وظیفه خود را انجام دادم و بعد باقی آن دیگر دست من نیست، مانند آن پیام که می‌گوید تو پا در راه بنه هیچ مگو.
ما باید وظیفه خود را در قبال طبیعت و هستی انجام بدیم و به قول آقای مهندس وعده خداوند دروغ نیست، حتماً خیر اتفاق خواهد افتاد.
در آخر خدا را شکر، امسال ما ۱۷۰۰ هکتار در اصفهان بیابان زدایی داریم که این کار را همراه با منابع طبیعی انجام می‌دهیم، جمعه آینده  روز آخرش است، که انشالله تمام این عرصه به بهره‌برداری برسد.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .