English Version
This Site Is Available In English

برای ما افکار و اندیشه تعیین‌کننده است.

برای ما افکار و اندیشه تعیین‌کننده است.

زمانی‌که قاعده مثلث، محبت باشد؛ تکامل در جهت مثبت به وجود می‌آید. غیر ممکن است شخصی در مرحله انسانی به تکامل برسد؛ اما فاقد محبت باشد. انسانی که دارای محبت است؛ رفتار، کردار، توقعات، نگاه و شنیدنی‌ها در او تغییر می‌کند؛ اما چنانچه کینه و خود‌خواهی در وجود او باشد، او به سمت منفی حرکت می‌کند.

متون گنگره۶۰ بر‌ اساس همزاد پنداری است؛ یعنی زمانی که افراد کتاب ۶۰ درجه را می‌خوانند، حس می‌کنند که چقدر شبیه به نویسنده هستند.
هنگامی که انسان در دام اعتیاد و یا دیگر مشکلات است؛ دائماً احساس دلتنگی می‌کند؛ او می‌خواهد مشکلات را حل کند؛ اما برایش سخت است.

محبت درسی است که آغاز دانسته‌های مشخصی ندارد؛ ما زمانی مفهوم این جمله را می‌فهمیم که بدانیم از روز الست بوده‌ایم و تا پایان دوره نیز هستیم.
نیرو‌های درون انسان از بین نمی‌روند و دائماً در حال تکامل هستند.
محبت به لمس و سخن نیست؛ بلکه محبت یک نوع آموزش است که در اثر آن، انسان به تکامل و آرامش درون می‌رسد. ما بوده‌ایم و هستیم؛ حال این بودن می‌تواند در رنج، عذاب و بدبختی و یا در کمال آرامش باشد. برای ما افکار و اندیشه تعیین‌کننده است نه پول و ثروت. پایه محبت، معرفت و دانایی است و دانایی به آموزش، تفکر و تجربه است؛ البته منظور آموزش صحیح است نه آموزش غلط. همچنین آموزش خنثی نیز وجود دارد که آن هیچ اثری ندارد؛ به طور مثال: عده‌ای اعتقاد دارند که اعتیاد یک بیماری مرموز، لا‌علاج و پیش‌رونده است که البته غلط است.

تفکر سه نوع دارد: تفکر صحیح، غلط و خنثی. تفکر غلط انسان را از هدف خود دور می‌کند و به سمت مسائل منفی می‌برد.
تجربه نیز سه نوع است: تجربه صحیح، غلط و خنثی. تجربه غلط زمانی است که انسان شکست می‌خورد؛ او باید از این موضوع درس بگیرد و بفهمد که علت و مشکل اصلی چیست؟

در جهان پزشکی اعتیاد حتی به نقطه صفر نرسیده است؛ اما منبع اطلاعات ما بر اساس آزمایشات ژنتیکی، بیو‌لوژیک، آزمایشات نورو‌بیولوژیک و سلولی-مولکولی است.
در ترک سقوط آزاد با متدDST متوجه شدیم که این روش چه خطراتی برای انسان دارد؛ سقوط آزاد باعث شوک، بیماری، چاقی، سکته و مرگ‌ و میر می‌شود که در نهایت عمر افراد را کوتاه می‌‌کند؛ پس سقوط آزاد یک تجربه غلط است که سال‌ها نیز تکرار می‌شود.

پایه محبت آموزش، تفکر و تجربه؛ یعنی همان مثلث دانایی است. زمانی که انسان به مرحله دانایی رسید؛ پندار، گفتار و کردارش درست شده و افکار او مثبت می‌شود و در نتیجه محبت در وجود او ایجاد می‌گردد. اگر پندار و گفتار ما صحیح شود؛ کردار ما نیز صحیح می‌شود و در نتیجه به آرامش درون می‌رسیم.

منظور از بهشت که خداوند در قرآن به ما وعده می‌دهد؛ همان بهشتی است که در آن آرامش درون وجود دارد. من می‌گویم: پندار، گفتار و کردار سالم داشته باشیم که آخر و عاقبت همه ما به خیر ختم شود.
آنچه در افکار و اندیشه انسان است؛ روی گفتار او و آن چه در گفتارش است، روی کردار تأثیر می‌گذارد. این‌ موارد مانند پله هستند؛ یعنی همه چیز از افکار ما شروع می‌شود.

فرق محبت و عشق در این است که محبت شامل عام و کلی بوده؛ اما عشق خاص است. محبت؛ یعنی انسان همه سایه‌ها را دوست دارد، همه چیز برای او جاذبه دارد، مانند انسان‌ها، گیاهان، حیوانات و کوه‌ها و بدون آن‌ها نمی‌تواند زندگی کند.
پس از محبت، عشق پدیدار می‌شود؛ اگر عشق بر‌ مبنای محبت باشد، دانایی بوده و اگر بر مبنای محبت نباشد، توهم است. بنابراین پایه محبت و عشق، دانایی است و محبت و عشق نیز برای رسیدن به آرامش و آسایش درونی است.

تایپ: همسفر رضوان رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون پانزدهم)
ویراستاری: همسفر سعیده (لژیون هفتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر منصوره (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .