English Version
This Site Is Available In English

این جایگاه مانند یک باغ بزرگ می‌ماند

این جایگاه مانند یک باغ بزرگ می‌ماند

اندیشه‌ام از تو سبز و آباد شده
از جهل و غم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین

غم رفته ز جانم و دلم شاد شده

به مناسبت هفته راهنما گفت‌وگویی با سپیدجامگان نمایندگی جواد ترتیب داده‌ایم، تا عشق درونی‌شان را بر کلام جاری نمایند؛ باشد که با خواندن این مصاحبه شکرگزار این عمل عظیم بوده تا در نهایت عشق گم کرده خود را بیابیم.

راهنمای ویلیام وایت همسفر عاطفه 

با توجه به سی‌دی گذرگاه چگونه می‌توانیم از گذرگاه سخت زندگی عبور کنیم؟

لاقسم بهذا البلد، و انت حل بهذا البلد، والذین و ما ولد، لقد خلقنا الانسان فی کبد «سوگند به شهر وجودی انسان و تو در این شهر سکونت دادی، پدر و مادر خالق جسم انسان هستند و انسان در بستر رنج و سختی آفریده شده است.»
عقاب پرواز را در زمین و آسمان پنهانی تمرین می‌کند تا خود را برای پرواز نهایی و اوج آماده کند و این عمل را به خانواده‌اش نیز می‌آموزد تا آنان را از زمین جدا کند و به لایتناهی هدایت کند. همه ما می‌دانیم در حیات دو نیروی تاریکی و روشنایی جاری هستند. انسان با قدرت اختیار می‌تواند یکی از این دو نیرو را انتخاب کند؛ هم‌چنین انسان‌ها در پرتو این دو نیرو ساخته می‌شوند؛ البته دانایان به دنبال آباد کردن و نادانان به دنبال ویرانی آن هستند.

در سی‌دی گذرگاه جناب آقای مهندس می‌فرمایند: «عقاب باید تیزبین، باهوش و نیرومند باشد؛ هم‌چنین باید آشیانه خود را در بالاترین نقطه بسازد تا دست هیچ‌کس به آن نرسد. حال این سؤال پیش می‌آید، چرا ما انسان‌ها آشیانه خود را روی آب یا روی کوه بنا کرده‌ایم؟ البته در اینجا منظور از آشیانه خانه و مسکن نیست؛ بلکه شهر وجودی ما است، به‌طورمثال اگر در زندگی ما سختی‌هایی از قبیل: خشم، نفرت و از دست دادن عزیزان به وجود بیاید، چگونه می‌توانیم از گذرگاه سخت عبور کنیم؟ آیا مانند عقاب قوی هستیم یا بالعکس مانند یک کرکس عمل می‌کنیم.

در سوره بلد خداوند از عقبه صحبت می‌کند و عقبه به معنای، گذرگاه سخت است. اگر کسی می‌خواهد از گذرگاه سخت عبور کند؛ باید آموزش، دانایی و آگاهی خود را بالا ببرد. به خاطر داشته باشیم، مسیر زندگی همیشه زیبا نیست. همان‌طور که خداوند در قرآن می‌فرماید: «ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم و در شهر وجودی خود که همان جسم انسان است سکنا گزیدیم.» همه ما می‌دانیم که جسم انسان با مرگ از بین می‌رود و نفس و روح به حیات خود ادامه می‌دهند؛ هم‌چنین انسان برای ادامه حیات به آب، غذا و مسکن نیازمند است. قدرت‌هایی مانند سیگار، قلیان و مواد مخدر می‌تواند به انسان فائق شوند و طوق بندگی را به گردن انسان بی‌اندازند و انسان را به هر طرف که مایل باشد، بکشانند. برای اینکه انسان از این طوق جدا شود؛ باید فک رقبه شود و از گذرگاه سخت عبور کند؛ البته عبور از گذرگاه اعتیاد، بسیار سخت است؛ زیرا اعتیاد انسان را همانند یک برده به هر طرف که می‌خواهد می‌کشاند. اگر می‌خواهیم فک رقبه انجام دهیم؛ باید علم دانش و آگاهی خود را بالا ببریم از ضدارزش‌ها دوری کنیم و به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم.

بعضی از گروه‌های درمانی بعد از بیست سال هنوز می‌گویند: سلام دوستان عاطفه هستم یک معتاد؛ زیرا هنوز وابسته هستند و فک رقبه نشده‌اند. اگر ما در مسیر آموزش خود را اکبر ببینیم، دچار تکبر می‌شویم؛ هم‌چنین اگر ما از بردگی‌ها رها نشویم از بالاترین ارتفاعات سقوط خواهیم کرد. جناب آقای مهندس با استفاده از سی‌دی‌ها و چهارده وادی به ما آموزش می‌دهند که چگونه از گذرگاه سخت زندگی عبور کنیم تا دچار مشکلات نشویم و مورد شماتت قرار نگیریم. ما در کنگره نیازمند الگوهای بی‌نقص هستیم تا به تازه‌واردین بگوییم که اگر در گذرگاه سخت زندگی قرار گرفتید با تلاش و کوشش می‌توانید به هدف خود برسید. ما باید با استفاده از آموزش‌ها یاد بگیریم که طعمه سیگار، قلیان و هوس‌های شیطانی نشویم و صور آشکار و صور پنهان انسان را بشناسیم.

وادی سیزدهم به ما می‌گوید: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» ما باید نقطه‌ها را بشناسیم؛ زیرا این نقطه‌ها در ماوراء تبدیل به خط می‌شوند. اگر ما مواد مخدر را نشناسیم و آگاهی خود را بالا نبریم نمی‌توانیم اعتیاد را درمان کنیم؛ پس اگر گذرگاه سخت را نشناسیم، نمی‌توانیم به نقطه پرگار؛ یعنی خداوند برسیم.

قدرت وادی چهاردهم و سیزدهم بسیار بالا است. مخربین از زمین جدا می‌شوند و به اعماق جهنم سقوط می‌کنند و مؤثرین به اوج می‌رسند. اگر می‌خواهیم در اقیانوس علم و دانش شنا کنیم؛ باید در جای خود بنشینیم و تا مقصد با چشم باز نگاه کنیم و آموزش‌های کنگره را به قلب خود بسپاریم و آنها را در زندگی خود عملی کنیم.

من به نوبه خود دست جناب آقای مهندس و خانم جلالی را می‌بوسم؛ زیرا به من کمک کردند تا از این گذرگاه سخت عبور کنم و  به جای طوق سیگار، شال راهنمای ویلیام را برگردن بی‌اندازم.

نظر شما راجع به این جمله چیست؟ «کسی که خودش را پس بگیرد مانند کسی است که از اقیانوس عبور نماید؛ اما پایش خیس نشود.»

این جمله دارای تشبیه زیبا و عمیقی است.
منظور از کسی که خود را پس بگیرد و تغییر کند؛ یعنی کسی که بتواند از اشتباهات خود درس بگیرد و غرور و منیت را کنار بگذارد تا آموزش بگیرد. این فرد ممکن است در گذشته راهی را رفته باشد که درست نبوده است یا رفتاری داشته که به خود و دیگران آسیب زده است. پس گرفتن خود، به معنای اصلاح مسیر، رفتارها و کاربردی کردن آموزش‌ها است. کسی که از اقیانوس عبور نماید؛ ولی پای او خیس نشود، نشان این‌است‌که این کار چقدر دشوار است؛ اما در عین حال انجام شدنی است. همه می‌توانند خود را پس بگیرند به شرط اینکه در مسیر کنگره۶۰ حرکت کنند تا بدون هیچ سختی آموزش‌ها را دریافت کنند.

راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه

با توجه به اینکه چندین سال است که در جایگاه راهنمای تازه‌واردین خدمت کرده‌اید، این جایگاه را به چه چیزی تشبیه می‌کنید؟

ما با حس خود القائات و الهامات را دریافت می‌کنیم. این جایگاه برای من آموزش‌های زیادی داشت. من در همه جایگاه‌ها خدمت‌گزار بودم؛ اما این جایگاه برای من نسبت به سایر جایگاه‌ها بسیار متفاوت بوده است؛ زیرا این جایگاه مانند یک باغ بزرگ می‌ماند که بذرهای مختلف از گل‌های مختلف در آن کاشته شده است و هر بار که تازه‌واردی عزیز وارد می‌شود، یکی از این بذرها رشد می‌کند، جوانه می‌زند، غنچه می‌دهد و تبدیل به یک گل زیبا و خوشبو می‌شود. شاید تصور کنید، من به عنوان راهنمای تازه‌واردین به عزیزان تازه‌وارد آموزش می‌دهم تا در این جایگاه قرار بگیرند، در حالی که من از تک‌تک این عزیزان آموزش می‌گیرم؛ زیرا من از رنج‌ها، سختی‌ها، ناراحتی‌ها و استرس‌های این عزیزان تجربه به دست می‌آورم و این تجربه را در اختیار سایر عزیزان قرار می‌دهم تا تازه‌واردین دیگر نیز به حس خوب و آرامش برسند. هر بار که در کنار این عزیزان قرار گرفتم، گویی در یک مکان معنوی و پر از احساس هستم؛ حس‌های خوب این عزیزان را دریافت می‌کنم و در ادامه به عزیزان تازه‌وارد دیگر تقدیم می‌کنم.

لطفاً برای ما تلخ‌ترین و شیرین‌ترین خاطره‌ای که از این جایگاه به یاد دارید را تعریف کنید؟

هربار که وارد کنگره۶۰ می‌شوم و تازه‌واردین را می‌بینم که در جایگاه‌ها قرار گرفته‌اند، برای من تبدیل به شیرین‌ترین خاطره می‌شود و حس آرامشی را به من القاء می‌کند. با ورود تازه‌واردین به کنگره۶۰ خاطرات خوب و بد برای من تداعی می‌شود. هنگامی که عزیزان تازه‌وارد از خاطرات تلخ خود می‌گویند، خاطرات تلخ سایر عزیزان دیگر نیز برای من یادآوری می‌شود. شیرین‌ترین خاطره برای من لحظه‌ای است که این عزیزان در کنگره‌۶۰ مانند بذری که در درون خاک است، آبیاری می‌شوند و ویتامین‌های مورد نظر که آموزش‌ها هستند را دریافت می‌کنند، شکوفا می‌شوند، تبدیل به گل‌ می‌شوند و در جایگاه‌های مختلف خدمت می‌کنند. هنگامی که با یک عزیز تازه‌وارد صحبت می‌کنم تا در کنگره ماندگار شود و این عزیز در کنگره سفر می‌کند و در جایگاه‌های راهنمای تازه‌واردین، راهنمای شال نارنجی،  ایجنتی و مرزبانی و... عاشقانه خدمتگزار می‌شود، واقعاً لذت می‌برم.

راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه

اگر حرمت بین راهنما و رهجو از بین برود چه اتفاقی می‌افتد؟

حرمتی که بین راهنما و رهجو وجود دارد؛ باید به عنوان قوانین اجرا شود؛ زیرا حفظ حرمت‌ها بین راهنما و رهجو باعث استواری یک بنا می‌شود و حتک حرمت‌ها سبب می‌شود تا این بنا کج ساخته شود؛ البته می‌دانیم بار کج به منزل نمی‌رسد. حفظ حرمت بین راهنما و رهجو سبب می‌شود تا رهجو با قوت قلب بیشتری به مسیر خود ادامه دهد؛ اگر حرمت‌ها اجرا نشود، هیچ‌ چیز در جای خود قرار نمی‌گیرد و هر دو طرف متضرر می‌شوند. راهنمایی که ادب، احترام، نظم و انضباط را در خود کاربردی می‌کند، می‌تواند این خصوصیات را به رهجوی خود انتقال دهد؛ زیرا هرچه رهجو فرمانبردارتر باشد، بیشتر به حرمت‌ها پایبند خواهد بود. در شعبه راهنما باید تمام مواد لازم برای داشتن یک سفر خوب و پربار را به رهجو بیاموزد؛ البته در کنار آن رهجو باید گوش به فرمان باشد تا بهتر بتواند حرمت‌ها را حفظ کند و به آن‌ها جامه عمل بپوشاند.

نظر شما راجع به جمله «ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند» چیست؟

کلمه ماوراء، به معنای چیزی که از دید ما خارج است و کلمه ارابه از نظر من تمثیل انسان است؛ زیرا انسان باید بچرخد، سعی و تلاش کند و علم و دانش را بیاموزد تا به آنچه می‌خواهد دست پیدا کند. همان‌طور که می‌دانید زمین و آسمان با یکدیگر در ارتباط هستند؛ یعنی همان‌طور که اطلاعات از آسمان به زمین می‌آید این قضیه برعکس اتفاق می‌افتد؛ یعنی سیستم زمین به گونه‌ای طراحی شده است که نگهبانان ماوراء نیازمند هستند تا هستی بچرخد تا به انسان‌ها انرژی بدهد و محبت کند. زمین و آسمان جواب محبت یکدیگر را می‌دهند، به‌طور‌مثال اگر من به شما محبت کنم، شما نیز در پاسخ به من عشق می‌ورزید و محبت می‌کنید. امواج محبت در میان سلول‌های جسم ما در حرکت هستند؛ در نتیجه منظور از ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید؛ یعنی عشق و محبت را جاری کنید؛چون تمام هستی بر اساس عشق و محبت بنا شده است.

راهنمای تازه‌واردین همسفر حمیده 

مهمترین عاملی که سبب می‌شود تا یک خانم تازه‌وارد به کنگره۶۰ اعتماد کند و در کنار مسافر خود سفر کند، چیست؟

روزی که به عنوان یک تازه‌وارد وارد کنگره شدم از همسفرانی که در کنگره حضور داشتند، فقط می‌پرسیدم که آیا تمام مشکلات زندگی شما حل شده است یا نه؟ در واقع زمانی که یک تازه‌وارد به کنگره می‌آید به دنبال الگو‌ها می‌گردد تا ببیند آیا کسی به نتیجه خوبی رسیده است یا نه؟ آیا اعتیاد یک مصرف‌کننده از بین رفته است یا نه؟ به نظر من رهایی‌ها و تولدها الگوی خوبی هستند؛ چون به یک تازه‌وارد پیام می‌دهند، اگر امروز ما از اعتیاد رها شده‌ایم، اگر به یک آرامش نسبی دست پیدا کرده‌ایم؛ پس شما هم می‌توانید؛ در واقع  الگوها باعث می‌شوند تا تازه‌وارد امیدوار شود. مسئله دیگر که باعث اعتماد می‌شود، مشارکت اعضاء است. آقای مهندس همیشه در زمان مشارکت لایو روز چهارشنبه می‌فرماید: «از خاطرات خودتان بگویید.» من این موضوع را این‌گونه برداشت می‌کنم که تازه‌وارد به‌خاطر اینکه حال خوبی ندارد، شاید اصلاً متوجه مشارکت دستور جلسات نشود و همین موضوع او را خسته می‌کند و دل‌زده می‌شود؛ اما زمانی که یک فرد از دوران اعتیاد خود می‌گوید تازه‌وارد بیشتر تمرکز می‌کند و به مشارکت گوش می‌دهد و متوجه می‌شود که این افراد هم روزی درگیر اعتیاد و مشکلات آن بوده‌اند؛ اما امروز با حضور در کنگره و آموزش‌های جهانبینی توانسته‌اند از اعتیاد و مشکلات آن رها شوند. مسئله دیگر برای جذب تازه‌وارد، نوع رفتار، برخورد و کلام ما خیلی مهم است. زمانی که افراد کنگره به یکدیگر محبت می‌کنند و پرانرژی هستند، همین موضوع تازه‌وارد را جذب خودش می‌کند و به فکر فرو می‌رود که در کنگره به‌جای توهین، تمسخر، بحث و... عشق و محبت وجود دارد. من به‌عنوان راهنمای تازه‌وارد همیشه سعی می‌کنم با او احساس هم‌دردی بکنم و به او نشان می‌دهم که کاملاً تو را درک می‌کنم؛ چون او دوست دارد که کسی به صحبت‌هایش گوش دهد؛ وقتی که می‌بیند، من هم از نوع خود او بوده‌ام و الآن از همه‌چیز رها شده‌ام، کمی امیدوار می‌شود. به نظر من یک تازه‌وارد باید احساس امنیت کند.

نظر خود را راجع به این جمله بیان کنید: «شما را فرمانی داده‌اند که استادی بشوید، برای خود و بیت خود و برای کسانی که باید بیایند و از این موضوع بهره‌مند شوند.»

در کتاب ۶۰ درجه متوجه شدیم که انسان برای دو کار پا به این هستی گذاشته است، یکی آموزش گرفتن و دیگری خدمت کردن؛ یعنی زمانی که انسان آموزش‌ می‌گیرد، می‌تواند به خوبی خدمت کنم. موضوعی که در کنگره به خوبی یاد گرفتم این‌است‌که برای حضور در کنگره نیاز به اذن و اجازه خداوند است و همین فرمانی است که به ما داده شده است تا ابتدا استادی شوید برای خود؛ یعنی ابتدا باید آموزش بگیریم تا بتوانیم خودمان را رشد دهیم تا موفق شویم از تاریکی‌ها بیرون بیاییم. من اگر می‌خواهم به دیگران کمک کنم؛ باید  ابتدا خودم تغییر کنم و بستگی به این دارد که من چقدر آموزش‌ها را کاربردی کنم؛ زمانی که آموزش‌ها را کاربردی کردم در من تغییراتی به‌وجود می‌آید و دیگران متوجه تغییرات من می‌شوند و همین باعث می‌شود تا نقطه تفکری در ذهنشان به‌وجود بیاید که چرا این فرد تا این اندازه تغییر کرده است و دیگر مشکلات قبل را ندارد؛ در واقع در این زمان است که می‌توانم آموزش‌ها را به خانواده و به دیگران که نیاز دارند، انتقال دهم؛ اما بعضی وقت‌ها من دانش خود را فقط به زبان می‌آورم؛ ولی متأسفانه خودم به آن‌ها عمل نمی‌کنم؛ باید بدانم در این زمان نمی‌توانم روی دیگران تأثیر بگذارم. استاد امین در سی‌دی خود می‌فرماید: «فردی که آموزش‌ها را می‌گیرد؛ اما به دیگران انتقال نمی‌دهد، مانند حماری است که بار می‌کشد»؛ یعنی زمانی علم و دانش من با‌ارزش است که بتوانم آن را به دیگران انتقال بدهم، در غیر این صورت هیچ ارزشی ندارد؛ پس فردی که در کنگره حضور دارد و آموزش می‌گیرد؛ باید مشارکت کند تا دیگران از تجربه‌ای که در مشارکت وجود دارد، استفاده کنند؛ پس یکی از راه‌های انتقال دانش و خدمت کردن، مشارکت کردن است. راهنماها در کنگره۶۰، افرادی هستند که با انتقال دانش خود، می‌توانند به دیگران خدمت کنند تا آن‌ها هم از تاریکی‌ها نجات پیدا کنند.

طراح سؤال، تایپ و ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکس: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر حمیده نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .