English Version
This Site Is Available In English

با خدمت کردن در کنگره، ابتدا گره‌های زندگی خودمان باز می‌شود.

با خدمت کردن در کنگره، ابتدا گره‌های زندگی خودمان باز می‌شود.

* سلام و عرض ادب خدمت راهنمای محترم لژیون دوازدهم، لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان حجت هستم یک مسافر.
آخرین آنتی‌ایکس مصرفی؛ قرص متادون و دستمال.
روش درمان؛ D.S.T
داروی درمان؛ شربت OT
مدت سفر؛ ۱۱ ماه و ۱۱ روز
در ادامه سفر نیکوتین داشتم.
10 ماه و ۳ روز سفر کردم،
راهنمای هر دو سفر؛ آقا سعید طائبی.
مدت رهایی؛ ۳ سال و ۵ ماه.
ورزش در کنگره؛ والیبال.

* در چه جایگاه‌هایی خدمت کردید و اکنون در چه جایگاهی مشغول به خدمت هستید؟
عکاس، دبیر، تایپیست، مصاحبه‌گر و مسئول سایت، مسئول روابط لژیون‌ها، ورزش‌بان و دبیر والیبال پارک، مرزبانی پارک، لژیون سردار. اکنون مسئول آزمون‌های داخلی شعبه و راهنمای درمان اعتیاد ِلژیون ۱۲ هستم.

* از موقعی که در آزمون قبول شدید، تا موقعی که لژیون تحویل گرفتید چه‌قدر زمان برد؟
سال ۱۴۰۱ در آزمون راهنمایی شرکت کردم، چند ماه بعد نتایج اعلام شد و قبول شدم، تقریبا ۱ سال بعد شال راهنمایی را دریافت کردم و ۱ سال بعد که هفته گذشته باشد، لژیون تحویل گرفتم و از موقع آزمون تقریبا ۲ سال طول کشید.

* اکنون که لژیون دریافت کرده‌اید، چه حس و حالی دارید؟
به قول آقای مهندس؛ مانند این است که بخواهی عطر و بوی گلی را برای کسی توصیف کنید، حسی است که باید تجربه کنید تا متوجه این حس و حال شوید. کلا این حس با همه حس‌ها متفاوت است و اگر بخواهم به طور راحت‌تر بیان کنم؛ اکنون حس همان چند سال پیش که از دست آقای مهندس گل رهایی دریافت کردم را دارم. حال خوب آن‌موقع دوباره در وجودم زنده شده و پر رنگ‌ترین، قشنگ‌ترین و عمیق‌ترین حس را در زندگی‌ام تجربه کردم.

* آیا توانسته‌اید با بچه‌های لژیون ۱۲ ارتباط برقرار کنید و همین‌طور بالعکس؟
خدا را شکر این اتفاق افتاد و راهنمای قبلی لژیون آقا مجید، به خوبی بچه‌ها را برای این تغییر و پذیرش آماده کرده بود. در ابتدا به‌ دلیل این جابجایی کمی زمان احتیاج است تا بچه‌ها هم‌سو شوند و این اتفاق ممکن است چند ساعت یا چند روز طول بکشد. به‌ لطف خدا حس خودم خیلی زود با بچه‌ها گره خورد و پیوند محبت برقرار شد.

* به نظر شما چه چیز سبب ماندگاری و خدمتگزار شدن در کنگره می‌شود؟
سفر اولی که بودم یکی از راهنماهای قدیمی به من گفت از هر ۱۰۰ نفر که رها می‌شوند، ۱۰ نفر خدمت‌گزار می‌شود و از همان ۱۰ نفر، ۱ نفر موفق به دریافت شال راهنمایی می‌شود.
این بستگی به زندگی شخص هم دارد و می‌دانیم زندگی همین چند سالی که از عمرمان می‌گذرد نیست و پیشینه‌ای هم هست. مهم‌ترین چیزی که وجود دارد این است که ما از این رهایی که قرار است بگیریم چه چیز می‌خواهیم و اصلا برای چه می‌خواهیم رها شویم؟ مثالی که در لژیون مطرح کردم این بود، اگر مسیر رهایی را از اینجا تا تهران در نظر بگیریم، شاهین شهر رهایی برای ما اتفاق می‌افتد و الآن به بعد مسیر تازه شروع می‌شود، یعنی مهم این است که از شاهین‌شهر به بعد یا از رهایی به بعد چه می‌خواهیم! این بستگی به هدف شخص دارد که در زندگی شخصی، کاری و خانواده در چه جایگاهی قرار دارد. به نظر بنده کسی که قصد خدمت در کنگره را دارد، ابتدا دغدغه‌های درونی‌اش اولویت می‌باشد. ما با هر خدمتی که در کنگره انجام می‌دهیم ابتدا گره‌های خودمان باز می‌شود. از نظر من نکته مهم که اینجا مطرح است فکر می‌کنیم کسی که در سفر اول قصد ماندگاری و خدمت‌گزاری دارد باید بیشتر آموزش‌ها را دریافت کند، ولی کاملا برعکس است؛ چون این شخص در سفر دومش با دریافت آموزش‌ها و خدمت اگر نقصی در سفر اولش بوده را جبران می‌کند و کسی که بعد از رهایی قصد آمدن به کنگره ندارد باید در سفر اول تمام خودش را بگذارد و کارش قطعا سخت‌تر است؛ چون فرصت جبران ندارد!

* نظر شما راجع به دستور جلسه: "چگونه از کنگره قدردان باشیم" فقط خدمت کردن در کنگره است یا الگو بودن در جامعه کافیست؟
به‌نظر من قدرشناسی از چند دیدگاه قابل بحث است. آقای مهندس در کتاب ۶۰  درجه در قسمت عبور از گذرگاه سخت آیه‌ای از قرآن مطرح می‌کند که می‌فرماید رهانیدن گردنی‌ست یعنی رهایی به شرطی است که رها کنی و تا رها نکنی رها نمی‌شوی. قدر به معنای اندازه است و مهم این است که ما اندازه هر چیز را بدانیم. تازه‌واردی که به کنگره می‌آید اولین چیزی که راهنما می‌پرسد اندازه مواد شخص و تخریب او است تا بتواند اندازه دارویش را تعیین کند. پس هر چیزی که ما اندازه‌اش را بدانیم کارمان آسان می‌شود. یک راهنما وقت می‌گذارد و لذت حال خوبش نصیب خودش می‌گردد و چیزی که ما قدر و اندازه‌اش را ندانیم قطعا از دستش خواهیم داد. حال بحث خدمت کردن در کنگره، الگوی همه ما راهنمای ما است که نماد خدمت صادقانه و یاری رساندن بی چون‌و‌چرا می‌باشد و ما وظیفه داریم به هم‌نوع خود کمک کنیم، حال یکی بستر کنگره برایش فراهم می‌گردد و یکی هم بستر کنگره برایش فراهم نمی‌شود و این‌که همه نمی‌توانند شال راهنمایی دریافت کنند تا بتوانند خدمت کنند و باید خدمت کردن را یاد بگیریم و در وجودمان نهادینه کنیم تا بیرون از کنگره هم بتوانیم به هم‌نوعان خودمان یاری برسانیم و چه بسا این‌کار سخت‌تر هم هست چون در کنگره بستر فراهم و موقعیت فراوان است و این‌که اصل کار ما در بیرون از کنگره می‌باشد و بخش عمده مسئولیت ما را در بر می‌گیرد. اگر مثلثی را در نظر بگیریم ۳۰ درصد کنگره و مابقی مربوط به بیرون می‌باشد.

* آیا قبل از کنگره سابقه ترک داشتید و چگونه با کنگره ۶۰ آشنا شدید؟
سابقه سقوط آزاد بسیار و یک جلسه هم در جلسات NA شرکت کردم که به دلم ننشست و جذب نشدم، ولی خانواده های بسیاری هم در NA احیا شده‌اند. با پاکی  ۱ سال و ۷ ماه سقوط آزاد وارد کنگره شدم ولی باز هم حالم خوب نبود و حس ترک نتیجه کارم نبود، تا این‌که پیام کنگره توسط یکی از دوستانم به من داده شد، با آمدن به کنگره یاد سریال مسافر افتادم و جذب کنگره شدم و به لطف خداوند چند سال است که حال خوب را تجربه کردم.

* در پایان اگر سخنی دارید بفرمایید؟
در پایان سخنم این است که فراز و نشیب در زندگی بسیار است و این در تمام مقاطع زندگی در جریان است. ما باید متمرکز شویم بر هدف، خواسته و آن‌چه می‌خواهیم، آن ‌موقع دیگر فراز و نشیب‌ها را احساس نمی‌کنیم. از خوش‌حالی‌ها انرژی بگیریم که توشه راهمان و ناراحتی‌ها را ابزار و تجربه برای ادامه راهمان قرار دهیم. در پایان از آقای مهندس، خانواده بزرگوارشان، راهنمایان گران‌قدرم و تمامی خدمت‌گزاران کنگره ۶۰ سپاس‌گزارم.

* سلام و عرض ادب خدمت دبیر سایت همسفران، لطفا خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر.
نام راهنما؛ خانم طیبه
ورزش در کنگره؛ شطرنج.

* حس و حال خود را، از خدمت در سایت را برای ما بیان کنید؟
من با این‌که برای خدمت کردن به مرزبانی اعلام آمادگی کرده بودم؛ اما حدود یک سالی، خدمت هنوز به من نرسیده بود و این امر باعث شده بود، کمتر به شعبه می‌‌آمدم و انگیزه کمتری نیز داشتم؛ ولی با خدمت تایپیست، انگیزه گرفتم، از حالت سکون در آمدم و مانند چشمه‌های جوشان حرکت کردم و با اختلاف پتانسیلی که درون خدمت به دست آورده بودم، انرژی و انگیزه بسیاری هم پیدا کردم.
هنگامی که در سایت خدمت دبیری را به من سپردند، احساس لذت درون من بیشتر شد و  الان نسبت به اوایل سفرم حس و انگیزه بیشتری برای خدمت و حضور در کنگره دارم.

* تغییر دیدگاه خود قبل و بعد از کنگره را، برای ما بگویید؟
ما در جامعه با یک‌سری، افکار و ذهنیت‌های بزرگ شده‌ایم و من نیز دیدگاه و اولویت‌هایم، مانند بقیه افراد جامعه، یک‌سری چیزهای معمولی بود؛ ولی الان اولویت‌های بهتری برای زندگی پیدا کردم و مثل گذشته بسیاری از چیزهای بیرونی دیگر برایم جذابیت ندارد.
همچنین همیشه فکر می‌کردم از اعتیاد پدرم هیچ تخریبی ندارم و حتی چند ماه بعد از رهایی نیز این فکر را داشتم؛ ولی زمانی که با مسافرم صحبت می‌کردم به من گفت: «خیال می‌کنی تخریب نداری، بعداً کم‌کم متوجه می‌شوی». زمانی که خدمت گرفتم و شروع به تزکیه و پالایش کردم، باعث شد حس‌های درونم باز شود و به تخریب‌ها و اشتباهات خود پی بردم.

* سایت چه آموزش‌هایی برای شما به همراه داشته است؟
این خدمت باعث شد که من بسیار صبورتر از قبل شوم و به واسطه ویراستاری در املا، نگارش و ... پیشرفت داشته باشم و حتی در صحبت محاوره‌ای و فن بیان نیز تغییراتی در من ایجاد شد.
همچنین نظم و برنامه‌ریزی بهتری در زندگی پیدا کرده‌ام؛ زیرا هم باید سی‌دی بنویسم، کارهای روزمره و مسئولیت‌های خانواده خود را انجام دهم و در کنار این کارها، ویراستاری نیز انجام بدهم. خدا را شکر می‌کنم که توانسته‌ام به خوبی به این برنامه نظم دهم و از انرژی‌های خود در جهت مثبت استفاده کنم.

* بزرگترین موهبتی که کنگره برای شما به‌همراه داشته، چه بوده است؟
بزرگ‌ترین موهبت برای من حضور در کنگره و زندگی پر از آرامش و حال خوش در کنار مسافرم است و من این خوشبختی را مدیون خداوند و آقای مهندس هستم.

* نقش مسافرتان در حمایت از شما برای برای خدمت کردن در کنگره به چه‌صورت بوده است؟
می‌خواهم این سوال را از قول مسافرم جواب بدهم، او همیشه می‌گوید: هر مسافری که همراه همسفرش وارد کنگره می‌شود، به همان میزان که برای او خوب است و به سفر و زندگی مشترک‌شان کمک می‌کند، به همان میزان هم باید مسافر این نقش را در مقابل همسفرش ایفا کند و این رابطه باید دو طرفه باشد. اگر قرار است، مسافر و همسفر یک زندگی موفق در کنگره داشته باشند؛ باید هر دو از یکدیگر حمایت کنند و تفاوت‌ها و نیازهای همدیگر را درک کنند.
مسافر من نیز زمان و انرژی که باید برای حضور در کنگره و خدمت خود بگذارم را درک می‌کند و حتی به من در بعضی موارد کمک می‌کند؛ چرا که او تجربه بیشتری نسبت به من دارد.

* در پایان لطفا اگر سخنی دارید، بفرمایید؟
برخلاف همیشه که فکر می‌کردم اعتیاد، بسیار فاجعه است و در مورد اعتیاد پدرم، گلایه می‌کردم؛ اما الان خدا را شکر می‌کنم که به خاطر اعتیاد وارد کنگره شدم و به واسطه آن، آموزش‌هایی را دریافت کردم که هم در زندگی مشترک بسیار باعث حال خوب خود و مسافرم شده و هم باعث شده در جامعه و روابط خود موفق‌تر باشم و نسبت به چالش‌های زندگی، موضع درستی داشته و درست رفتار کنم و ناملایمات زندگی درون من را بهم نریزد.

تایپ و عکس: مسافر وحید لژیون دهم
تنظیم و ارسال: مسافر حجت لژیون شانزدهم

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .