در بعد حیات مادی این چنین است که میبینید، انسان گاهی مانند پرندهای است که بر یک کشتی سوار است و دنیا را از همین روزنه میبیند و گاهی با یک بلم کوچک تا بیکران میرود و میاندیشد که حتی بلم را به پرواز درآورد و زمانی در جایی میماند و به علت و معلولهای آن فکر نمیکند؛ اما راهنمایان عزیز هستند که به فکر و اندیشه رهجو وسعت میدهند تا بتواند از تاریکیها به سمت روشناییها پرواز کند.
به مناسبت هفته راهنما گفتوگویی با سپیدجامگان نمایندگی جواد ترتیب دادهایم، تا عشق درونیشان را بر کلام جاری نمایند؛ باشد که با خواندن این مصاحبه شکرگزار این عمل عظیم بوده تا در نهایت عشق گم کرده خود را بیابیم.

چرا یک راهنما باید نسبت به رهجوی خود علاوه بر مهر مادری دارای قهر پدری باشد؟
راهنما همسفر زهرا
ابتدا این هفته عزیز را خدمت جناب آقای مهندس، استاد امین و همه راهنمایان کنگره۶۰ و راهنمای خودم خانم بهیه صمیمانه تبریک میگویم.
این دو ویژگی مکمل یکدیگر و سلاح یک راهنما هستند؛ زیرا برای استمرار حرکت و در مسیر نگه داشتن رهجو نیاز است گاهی از این دو سلاح استفاده شود. گاهی رهجو ناامید، بیانرژی و خسته از مشکلات زندگی است و نیاز دارد تا مهر و محبت دریافت کند؛ اما گاهی با وجود محبتهایی که از راهنما دریافت میکند دچار سکون، ناسپاسی از راهنما، منیت و تنبلی میشود، در این زمان راهنما با توجه به شرایط، رهجو را مستقیم یا غیرمستقیم متوجه اشتباه یا کوتاهیهایش میکند. شاید رهجو در این لحظه متوجه لطفی که راهنما به او میکند، نباشد و راهنمای خود را قضاوت کند و از او برنجد؛ اما مهم ساخته شدن رهجو است. گاهی سختگیری دلیل بر دوست نداشتن رهجو نیست؛ بلکه یک پدر و مادر نیز گاهی برحسب خیر و صلاح برای فرزندان خود از قهر استفاده میکنند.
یک رهجو چگونه میتواند استعدادهای خود را از حالت بالقوه به فعل برساند؟
در وادی دوم میخوانیم، هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمیگذارد؛ بنابراین مهمترین نکته ایناستکه رهجو خود را باور داشته باشد و به ترسهایش غلبه کند و احساس ناتوانی را کنار بگذارد. اگر ما قبول داشته باشیم که رشد کردن در طول زمان اتفاق میافتد از شکستهای اول راه ناامید نمیشویم. ما باید بهخاطر داشته باشیم، اگر کسی که به جایگاه بالایی رسیده است از روز اول اینگونه نبوده است؛ پس ما نباید انتظار داشته باشیم که از روز اول مانند کسانی باشیم که به جایگاه بالایی رسیدهاند؛ اما میتوانیم انسانهای موفق را الگو قرار دهیم و به خود فرصت تغییر دهیم تا پویا و فعال به مسیر ادامه دهیم. نکته دیگر این است که ما باید به راهنمای خود اعتماد کنیم و به فرامین او توجه کنیم؛ البته گاهی راهنما مسیر درستی را برای رهجو مشخص میکند؛ اما رهجو راه دیگری را میرود و این عمل از سرعت رهجو کم میکند. ما نباید خود را با دیگران مقایسه کنیم؛ زیرا انسانها دارای استعدادهای متفاوتی هستند. ما باید خواستههای بزرگی داشته باشیم؛ اما از مسائل کوچک شروع کنیم تا از اعتمادبهنفس بالایی برخوردار شویم و نقطه تحمل در ما ایجاد شود، به طور مثال رهجویی که در گذشته قدرت مشارکت کردن نداشته است؛ اما به مرور زمان بسیار راحت مشارکت میکند. شرط اصلی در رسیدن به هدف پذیرفتن خود، داشتن خواسته و حرکت کردن است. در خاتمه اگر انسان خواسته داشته باشد، حتماً به آن میرسد؛ اما اگر خواسته نداشته باشد، اگر همه کائنات بیایند که او را به حرکت درآورند، قدمی جلو نمیگذارد.

از نظر شما یک راهنما چگونه میتواند یک رهجوی فرمانبردار تربیت کند؟
راهنما همسفر آرزو
ابتدا از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان برای آموزشهای ناب کنگره قدردانی میکنم؛ زیرا توسط این آموزشها آموختم که باید فرمانبردار خوبی باشم تا در آینده بتوانم فرماندهی کنم. اگر میخواهیم رهجویی فرمانبردار تربیت کنیم، ابتدا باید خود از لحاظ گفتار، کردار، رفتار و عملکرد نشانگر مسیر باشیم تا سخنان ما همانند تیری بر دل رهجو بشیند و رهجو تبدیل به فرمانبردار خوبی شود. استاد امین در سیدی معلم فرمودند: «نقض فرمان، زمینه ورود به سمت تاریکیها است»؛ این مسئله برای رهجو روشن میشود که عدم رعایت قوانین دامنه سقوط او را فراهم میکند. در کنگره۶۰ با رعایت حرمتها و فراگرفتن قوانین بازی در جهانبینی میتوان رهجویی فرمانبردار برای جامعه و خود شخص تربیت کرد.
یک راهنما تا چه اندازه میتواند وارد حریم شخصی رهجوی خود شود؟
در کنگره۶۰ یک راهنما تنها میتواند برای درمان اعتیاد قدم بردارد و تنها رابطه راهنما و رهجو در فضا و مکان کنگره۶۰ است. یک راهنما حتی اجازه ندارد، تماس تلفنی برقرار کند، مگر اینکه موردی خاص باشد؛ زیرا در این میان روند آموزش و درمان متوقف میشود و حرکت به سوی سقوط پیش میرود و این مسئله هم برای راهنما و هم برای رهجو صدق میکند. حرمتها و قوانین کنگره۶۰ در هر زمانی باید حفظ شوند.

از نظر شما اعضاء یک لژیون چگونه میتوانند فارغ از اختلافات فرهنگی و مذهبی در کنار یکدیگر آموزش بگیرند؟
راهنما همسفر راضیه
وقتی راهنما درست آموزش گرفته باشد، هدف خود را درست انتخاب کرده باشد و پایبند جایگاه و پیمان خود باشد، اعضای لژیون خود را در راستای قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ آموزش میدهد؛ پس وقتی آموزشهای درست به رهجو داده شود، رهجوها یاد میگیرند که در کنگره هدف تنها درمان و رسیدن به تعادل است؛ بنابراین باوجود اختلافات اعضای لژیون در کنار هم آموزش میگیرند؛ آرام آرام به دانایی آنها افزوده میشود و از اختلافات فرهنگی و مذهبی آنها کاسته میشود؛ چون هدف و مسیر صراط مستقیم است؛ پس هدف تمام اعضاء رسیدن به خود و رسیدن به قدرت مطلق میشود. اگر یک راهنما درست آموزش دیده باشد، میداند هدف اعضاء کنگره آموزش درمان اعتیاد است و این افراد کاری به اختلاف یکدیگر ندارند؛ بنابراین وقتی حس و هدف مشترک باشد، چرا ما باید با یکدیگر اختلاف فرهنگی و مذهبی داشته باشیم؟
جناب آقای مهندس میفرمایند: «هر کس از این در وارد شد، نامش نپرسید؛ بلکه نانش دهید»؛ بنابراین ما باید طبق قوانین کنگره۶۰ عمل کنیم تا تمام اختلافات برای ما برداشته شود و همه ما برای رسیدن به یک هدف در یک راستا قرار بگیریم. کنگره۶۰ حرکت در صراط مستقیم، به کارگیری آموزشها، استفاده از منابع و سیدیها است. ما قبل از اینکه بخواهیم حرکتی انجام دهیم، میتوانیم با آموزشهایی که از کنگره۶۰ دریافت میکنیم، اختلافات را کنار بگذاریم تا مذهب ما یکی شود. تمام آموزشهای کنگره از کلامالله است و کلامالله شامل دستورالعملهایی برای بهتر زندگی کردن و رسیدن انسانها به آرامش است.
یک راهنما چگونه میتواند با رهجوی خود پیوند محبت برقرار کند؟
با توجه به اینکه در گذشته راهنما در جایگاه رهجو قرار داشته است؛ اگر راهنما پایبند پیمان و شال خود باشد با محبت به رهجوی خود کمک میکند تا از تاریکیها خارج شود و با عشق و محبت به رهجوی خود اطمینان میدهد که من نیز در زمان گذشته مانند شما بودم و حال به درمان رسیدم و میخواهم به شما کمک کنم. کمک یک راهنما باید از روی عشق و محبت باشد؛ زیرا در زمان گذشته راهنما در جایگاه رهجو بوده است و درد رهجو را چشیده است. راهنما باید روز اولی که به کنگره آمده است را به یاد بیاورد که راهنمای او هم مثل یک پدر و مادر که به فرزند دردمند خود کمک میکنند، او را پذیرفته است و راه را برای او نمایان کرده است؛ پس او هم باید با عشق راه را به رهجوی خود نشان بدهد و تمام قوانین و حرمتها را به او بیاموزد. حس راهنما به رهجو مانند حس مادر به فرزند است؛ زیرا راهنما تلاش میکند تا بهترین راهنماییها را در قالب عشق و محبت به رهجو ارائه دهد، دقیقاً در همین لحظه پیوند محبت بین راهنما و رهجو گره میخورد و رهجو شیفته آموزشهای راهنما میشود، در این شرایط راهنما و رهجو هر دو تشنه محبت و آموزش میشوند و روزبهروز حال بهتری پیدا میکنند؛ در نتیجه شیفته خدمت و آموزش دیدن میشوند.
.jpg)
نظر شما راجع به جمله «کسی که یک نفس را احیا کند گویی تمام نفوس را احیاء کرده است» چیست؟
راهنما همسفر زهرا
کنگره۶۰ مکان مقدسی است و در آن انسانهایی که در اوج تاریکیها فرو رفتهاند، احیاء میشوند و با احیاء شدن آنها، خانواده نیز دوباره احیاء میشود. از نظر من کسی که نفسی را احیاء کند، یک جامعه را زنده کرده است؛ زیرا انسان که احیاء شده است میتواند سرچشمه یک نسل باشد؛ در نتیجه احیاء او، احیاء یک نفس است، و این در حالی است که قتل یک نفس به منزله قتل یک انسان است. هدایت دیگران در مسیر مستقیم نیز نوعی احیاء است؛ زیرا نفسی که در پایینترین مرحله قرار میگیرد، تمام ارزشهای خود را از دست میدهد و به خود و دیگران آسیب میزند؛ در نتیجه احیاء این افراد احیاء یک جامعه است.
احساس یک راهنما نسبت به رهجوی خویش مانند چیست؟
اگرچه جایگاه راهنما، جایگاه مربی و استاد است ؛ راهنما از جایگاه بالایی برخوردار است؛ اما در حقیقت حس یک راهنما نسبت به رهجوی خود مانند حس مادر به فرزند است؛ زیرا همانطور که مادر دوست دارد، فرزندش حال خوبی داشته باشد و پیشرفت کند، راهنما نیز دوست دارد، رهجو از حال خوبی برخوردار باشد. راهنما با عشق و محبت به رهجو آموزش میدهد و اگر رهجو حال خوبی نداشته باشد، نگران میشود و با پیشرفت رهجو راهنما نیز انرژی میگیرد. بهترین هدیهای که یک رهجو میتواند به راهنمای خود بدهد، خدمت به دیگران همراه با عشق بلاعوض و گرفتن شال راهنمایی است؛ زیرا در این جایگاه رهجو هر لحظه آموزش میبیند و به حالخوش میرسد و این حال خوش هدف مورد نظر یک راهنما است.

از نظر شما انتظار یک راهنما از رهجو چیست؟
راهنما همسفر مریم
اولین انتظار راهنما از رهجو فرمانبرداری، رعایت اصول، حرمتها و قوانین است. اگر خواسته یک رهجو این است که باحال خوش به مقصد برسد، ابتدا باید در مسیر درست قرار بگیرد؛ همچنین یک رهجو باید به مرحلهای برسد که حرف و عمل او یکی باشد و در کنار عملکرد درست، خدمت صادقانه داشته باشد تا فرد مفیدی برای خانواده کنگره۶۰ باشد.
چرا باید قبل از خدمت در هر جایگاه ظرفیت خود را بالا ببریم؟
گاهی انسان در نگاه اول تصور میکند که خدمت کردن آسان است، انجام دادن آن کاری ندارد و میتواند همه کاری انجام دهد؛ اما این تنها ظاهر خدمت کردن است؛ زیرا در باطن ما نیاز به آموزش و کاربردی کردن آموزشها داریم. به خاطر داشته باشیم که در مقوله خدمت کردن ما تنها نیستیم؛ بلکه ما با افراد گوناگون و با شخصیت و ظرفیتهای متفاوت روبهرو هستیم؛ اگر ظرفیت ما از هر کدام افراد بالاتر نباشد، نمیتوانیم برخورد درستی با آنها داشته باشیم؛ همچنین اگر ظرف درونی ما کوچک باشد در هر جایگاهی با کوچکترین مشکل و مسئله حالمان بد میشود؛ باید در نظر داشته باشیم که ما برای خدمت به انسانها و حال خوش آنها در کنگره خدمت میکنیم؛ بنابراین اگر ظرفیت نداشته باشیم، باعث میشویم، حال افراد زیادی بد شود.
اگر میخواهیم در جایگاه خدمتی نقطه تحمل بالایی داشته باشیم؛ باید آموزشهای خود را کاربردی کنیم و بیشتر درون انسانها را ببینیم و از نگاه آنها موضوع را بررسی کنیم.

از نظر شما گذشت و بخشش چه ارتباطی میتواند با جایگاه راهنمایی داشته باشد؟
راهنما همسفر سمیه
بخشش و گذشت یعنی چه؟ اینکه ما همیشه صحبت از بخشش و گذشت میکنیم. اگر در لغتنامه نگاه کنیم، بخشش یعنی روندی که مردمان از داشته خود به سود دیگری یا دیگران میگذرند و آگاهانه و داوطلبانه به آنها میدهند. آیا راهنما میتواند از داشتههای خودش بگذرد؟ راهنما با هزاران مشکل زندگی، سختیها، خانواده، وقت، هزینه و... میگذرد تا بتواند به کنگره بیاید و خدمت کند؛ البته گذشت و بخشش یک حالت دیگری هم دارد و آن کسب کردنی است. هرکس قدرت گذشت و بخشش را ندارد در کنگره۶۰ بر مبنای آموزشهایی که میگیرید، میتواند گذشت و بخشش را کسب کند. مبنای حر کت کنگره اینگونه است که فرد درمان شده به فرد در حال درمان کمک میکند. زمانی راهنما خودش یک فرد در حال درمان بوده و فرد دیگری این گذشت را در حقش کرده است؛ این گذشت کسب شده، باعث شده تا آموزش بگیرد، به همین دلیل سعی میکند تا به یک نفر دیگر منتقل کند؛ در واقع این روند هستی است؛ تکامل وادیها از وادی اول تا وادی چهاردهم که همان عشق و محبت است.
یک همسفر چگونه میتواند سختیها و مشکلاتی که مسافر در زمان مصرف برای او بهوجود آورده است را فراموش کند؟
باید به گذشته به این دید نگاه نکنیم که از دست رفته است؛ چون همیشه سختترین و زیباترین گوهرها یا گوهر شب چراغ در خرابهها پیدا میشود. انسانی که تاریکیها را تجربه کرده است، قطعاً قدر روشنای را میداند؛ انسانی که سختیها را تجربه کرده است، یک انسان کارآزموده شده است و قدر آسانیها را میداند. همسفر هم مطمئناً همین است، اگر به این دید نگاه کند، آن زمان که زمان سختیها بود را به چشم تجربه و اندوخته نگاه کند، قدر لحظاتی که در آن است را کاملاً حس میکند و هیچ وقت به گذشته خودش برنمیگردد و در زمان حال زندگی میکند.
از راهنمایان با عشق و محبت شعبه جواد که وقت و فرصت باارزش خودشان را در اختیار ما قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاریم.
طراح سؤال، تایپ و ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکس: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ویراستار و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر حمیده نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
237