English Version
This Site Is Available In English

واسطه آشتی دوباره خود با درون خود

واسطه آشتی دوباره خود با درون خود

دستور جلسه این هفته، هفته زیبای راهنما است؛ این هفته زیبا بر تمامی شال نارنجی‌های عزیز و گران‌قدر که در مسیر سبز کنگره در حال تلاش هستند، مبارک باشد.

راهنمای خوبم، تو را چه به‌نامم؟ الگوی بی‌نقص، اسطوره، واسطه آشتی دوباره خود با درون خود؟ در روزهای طوفانی زندگی تنها تو بودی که نور را به من نشان دادی، از امید و خدا گفتی و من با چهره سرد، نگاهت می‌کردم، راستش را بگویم؛ گاهی حتی صدایت را هم نمی‌شنیدم؛ گاهی چشم می‌گفتم؛ اما سرکشی می‌کردم؛ اما تو آرامم می‌کردی و مرا با همه سختی به دندان می‌کشیدی، حتی به قیمت نادیده گرفتن خودت، التیام‌بخش روزهای بی‌کسی من می‌شدی، نمی‌دانم این‌ همه تلاش تو برای رسیدن من به حال خوب، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ تو در کدام حلقه‌ آسمان به سر می‌بری؟ تو با خدا چه معامله‌ای کرده‌ای که این چنین با من سرکش تلاش می‌کنی که مرا به‌ روز رهایی برسانی؛ ای مهربان‌ترین من، امروز به نشان ادب در برابرت سر تعظیم فرود می‌آورم و به‌ رسم کنگره با پاکت از تو تقدیر خواهم کرد؛ اما می‌دانم کافی نیست؛ نگاه امن خدا سایبان امن همیشگی زندگی‌ات باد.

راهنمایان پیام‌آوران کوچکی هستند که راه را نشان می‌دهند. یک راهنما مسئولیت خطیری را برعهده دارد و می‌تواند مسیر زندگی شخص را عوض کند؛ پس باید در مورد هر چیزی تفکر کند و بعد لب به سخن بگشاید و به آنچه خود می‌گوید جامه عمل بپوشاند؛ چراکه حرفی به دل رهجو می‌نشیند و تأثیرگذار است که راهنما آن را خودش کاربردی کرده باشد.

جایگاه راهنمایی، ادامه پروسه درمان است و به قول خانم شانی عزیز: «انگار از آن طرف میز می‌آیی به این طرف میز تا قبل از رسیدن به این جایگاه سرویس گرفته و رشد کرده است؛ حالا باید سرویس دهد تا رشد کند و به گره‌های وجودی‌اش بیشتر از قبل پی‌ ببرد.» یک راهنما پیمان بسته و فراموش نمی‌کند که آقا و سرور رهجویانش نیست؛ بلکه این جایگاه یک امانت الهی‌ است که به او داده شده است و باید با آموزش صحیح و عملی کردن آن‌ها در درون و بیرون خود در نگهداری این امانت الهی کوشا باشد.

راهنما یعنی عاشق خدمت کردن؛ یعنی تمام رهجویان لژیون پاره‌ای از تن او هستند. با شنیدن مشکلات رهجو دلش به درد می‌آید و با خوشحالی آن‌ها شاد می‌شود و نهایت تلاشش را می‌کند تا بهشتی را که خودش چشیده دیگران هم بچشند. راهنما با آموزش صحیح، حرکت درست و عمل درست باعث می‌شود که رهجو درون خود را بشناسد و در جهت اصلاح آن قدم بردارد. راهنما با حرکت در صراط مستقیم و تزکیه و پالایش از ضدارزش‌های زیادی رها شده است و این مهم، باز هم ادامه دارد. او با تمام وجودش می‌کوشد تا آرامشی را که خودش از آن برخوردار شده را به رهجویانش هم انتقال دهد؛ در واقع حس راهنما بعد از مدتی به رهجو انتقال داده می‌شود؛ البته مشروط به اینکه شاگرد تشنه آموزش باشد و صدای پای استاد را بشنود.

راهنما باید عاشق خدمت باشد و بداند که در کلاس درس هستی، همیشه شاگرد است نه استاد! در مسیر عقل و عشق و ایمان حرکت کند تا به کمک این جایگاه و آموزش‌هایش بتواند ذره‌ای برای رسیدن به جایگاه والای انسانی قدم بردارد.

راهنما بودن در کنگره‌۶۰ هم سهل است و هم سخت؛ ولی اگر در چهارچوب قوانین باشیم، فرمانبرداری را پیشه خود کنیم، در انتقال آموزش صحیح کوشا باشیم، آنچه را آموخته‌ایم با عشق به رهجویان انتقال دهیم و به تزکیه و پالایش خود بپردازیم؛ پایانی بس شیرین شیرین دارد.

در پایان، این هفته زیبا و این جشن پرشگون را در رأس به استاد راهنمای عزیزمان آقای مهندس دژاکام، خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی کماندار و خانم شانی عزیز تبریک می‌گویم. خدمت تمامی راهنمایان کنگره‌۶۰ عرض تبریک دارم و تبریک ویژه خدمت راهنمایم همسفر بهیه دارم؛ ان‌شاءالله در پندار، گفتار و کردار بتوانم قدردان راهنمایم باشم و اینگونه ذره‌ای بازپرداخت بدهی را به‌جای آورم.

نویسنده: راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
عکس: همسفر رؤیا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویراستار و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر حمیده نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .