جلسه پنجم از دوره اول کارگاههای آموزش خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران نمایندگی جواد با استادی راهنما همسفر مریم ، نگهبانی همسفر هما و دبیری همسفر سیما با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز یکشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از شروع سخنانم پیام آقای مهندس را قرائت میکنم:
بسم الله الرحمن الرحيم
هفته راهنما بر همه راهنمایان و رهجویان مبارک. ما همه راهنمایان، همه با هم کمر خم کردهایم و زانوان خود را بر روی خاک نهادیم و سجدهای به جای آوردیم، برای شکرگزاری از انجام این عمل عظیم که همانا خروج از جهان ظلمت بود و پیوستن به جهان نور و روشنایی. هم اکنون ما هم آموزش دیدهایم تا بتوانیم به انسانهای دردمند خدمت کنیم؛ زیرا خودت گفتی که اگر فردی را احیاء کنیم، گویی تمام ساکنین زمین را احیاء کردهایم و اگر فردی را نابود کنیم، گویی همه را نابود کردهایم؛ پس یاریمان ده تا خدمتگزار دردمندان باشیم نه آقا و سرور آنها و اما ما رهجویان، بر همه ما واجب و ضروری است که به بهترین شکل ممکن از راهنمایان خود سپاسگزاری و قدردانی کنیم.
بنیان کنگره۶۰ بهمن ۱۴۰۳
در ابتدای سخنانم از ایجنت همسفر راضیه، مرزبانان شعبه سپاسگزارم که استادی این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم. قبل از هر مطلبی هفته راهنما را خدمت تمام راهنماهای شال نارنجی، راهنماهای شال سبز، راهنمای ویلیاموایت، راهنما همسفر بهیه، راهنما همسفر ریحانه و راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه تبریک عرض میکنم؛ همچنین خدمت راهنما همسفر زهرا که امروز در شعبه حضور ندارند؛ امیدوارم در هر مکانی که قرار دارند، شاد و سلامت باشند.
ما راهنماها همیشه در آخر جلسه مینشنیم تا متوجه این موضوع شویم که رهجوها تا چه اندازه در جلسه بیانرژی و بیحال هستند یا افکارشان در جای دیگر مشغول است. امروز سعی کنید به سبب برگزاری پرشکوهتر جشن این سه ساعت را به دور از هرگونه مسئله و مشکلی در اینجا حضور داشته باشید و به هیچچیز جز جشن فکر نکنید و فقط از جشن لذت ببرید. همیشه برای غصه خوردن فرصت زیادی دارید؛ اما برای آموزش گرفتن زمان بسیار کم است. امیدوارم بتوانیم در هر جایگاهی که قرار میگیریم، زمینه را برای فراگیری بهترین آموزشها فراهم کنیم؛ همچنین تا پایان جلسه پرشور و پرانرژی باشید.
در مورد دستور جلسه هفته راهنما باید بگویم که هفته راهنما جز چهار جشنی است که آقای مهندس برای کنگره۶۰ طراحی کردهاند. جشن راهنما به این علت برگزار میشود که یک بخش مربوط به خود راهنما است که بررسی کند و ببیند در طی یک سال گذشته برای کنگره چه کارها و چه خدمتهایی را انجام داده است و چقدر در جهت پیشرفت اهداف کنگره۶۰ موفق بوده است. بخش دوم مربوط به رهجوها است که باید در این روز از راهنماهای خودشان قدردانی کنند.
ناگفته نماند که یک همسفر یا مسافر بعد از سفر اول و رهایی از مواد تصمیم میگیرد که راهنما شود؛ درصورتیکه این موضوع به این راحتی نیست که امشب تصمیم بگیرد و فردا راهنما شده باشد؛ باید منابع را به طور کامل مطالعه کند، در آزمون جامع شرکت کند و نمره بالای کسب کند؛ همچنین باید در مصاحبه نمره قبولی کسب کند تا بعد از کارآموزیهای انجام شده به او اجازه دهند که لژیون بزند و رهجو بگیرد؛ بنابراين یک راهنما باید اطلاعات و آگاهی بالایی داشته باشد تا بتواند به رهجوها کمک کند.
کار راهنمایی هم سخت است و هم آسان؛ البته به این جهت سخت است که باید علم و دانشش به روز باشد و همیشه از رهجو یک پله بالاتر باشد تا بتواند به او کمک کند که از تاریکیها خارج شود؛ همچنین به این علت آسان است که این کار بسیار لذتبخش است. راهنما وارد یک بهشت زمینی شده است. زمانیکه از سفر اول رها میشود، لذت و آرامشی را تجربه میکند و دوست دارد که این آرامش را تمام انسانها تجربه کنند؛ بنابراین در قدم اول برای راهنما رهجوهایی که وارد کنگره میشوند، هیچ فرقی نمیکند. اکنون تمام رهجوها در کارگاه مانند یکدیگر هستند و بعد در لژیون از یکدیگر جدا میشوند. تمام تلاش راهنماها، ایجنت و مرزبانان ایناستکه خانوادهها خوشحال و به دور از هرگونه درد و غم باشند.
اکنون این سؤال مطرح میشود که وظیفه ما رهجوها چیست؟ وظیفه من رهجو در نگاه اول این است که فرمانبردار راهنما باشم؛ من باید فرمانبردار باشم و این خواسته را داشته باشم تا به نتیجه خوب و حالخوش برسم؛ بنابراین باید به تمام سخنان راهنما گوش کنم و به موقع سیدی بنویسم و سر ساعت در جلسه حضور داشته باشم؛ البته ممکن است یک رهجو یک جلسه در میان بیاید و به نتیجه برسد؛ درحالیکه کیفیت آموزش و رهایی رهجویی که همیشه در کنگره حضور دارد؛ کاملاً با او فرق میکند.
رابطه راهنما و رهجو یک رابطه دو طرفه و متقابل است؛ این نیست که برای راهنما مهم نباشد که رهجو حضور دارد یا نه. هر چقدر رهجو در لژیون و کارگاه فعالیت بیشتری داشته باشد و پرانرژیتر باشد، به همان اندازه راهنما تلاش بیشتری میکند؛ اما اگر رهجو بیاهمیت باشد، ممکن است راهنما در طولانی مدت بیانگیزه شود و از فعالیتی که باید در لژیون داشته باشد، برخوردار نیست؛ پس این ارتباط دو طرفه است.
راهنما شدن بخشی از پروسه درمان است؛ این نیست که اگر من الآن راهنما شدم، دیگر کار من تمام است. راهنما شدم تا آموزشهایی که فقط برای من بوده است را کاربردی کنم و طبق سخنان استاد امین از انجام به عمل برسانم؛ در آن زمان است که سخنانم میتواند روی رهجو تأثیرگذار باشد؛ یعنی آن حس خوب خودم را با عملکردم به رهجوها منتقل کنم و رهجوها در لژیون با دریافت حس رهنما میتوانند آموزشها را به بهترین شکل در خودشان عملی کنند.
اکنون میپردازیم به این موضوع که ما باید در هفته راهنما چه کاری انجام دهیم؟ درست است که راهنما به خاطر خودش میآید، از وقت خودش میزند و با انتخاب خودش در این جایگاه قرار گرفته است؛ اما من به عنوان یک رهجو چه وظیفهای دارم؟ آقای مهندس میفرمایند: «ما باید قدردانی کردن از راهنما را باید یاد بگیرم.» چون اگر ما بخواهیم با هر کس خارج از کنگره درد و دل کنیم، ممکن است یکبار، دوبار یا سهبار به حرف ما گوش دهد؛ اما دفعه چهارم از دست ما فرار میکند.
اگر ما بخواهیم با هرکس خارج از کنگره دردودل کنیم، ممکن است یکبار، دوبار یا سهبار به حرف ما گوش دهد؛ اما دفعه چهارم از دست ما فرار میکند و حاضر نیست به حرفهای ما گوش بدهد؛ درحالیکه راهنما هر جلسه در اختیار ما است و با صبر و حوصله به حرفهای ما گوش میدهد و به بهترین شکل ما را راهنمایی میکند؛ اما هیچ کدام از اعضای خانواده ما این کار را انجام نمیدهند یا این کار را همراه با سرزنش، تحقیر و توهین انجام میدهند؛ اما راهنماها به واسطه آموزشی که گرفتند، سعی میکنند اطلاعاتی را به رهجو منتقل کنند که بر پایه راستی و درستی است.
اکنون من به عنوان یک رهجو در هفته راهنما موظفم از راهنمای خودم زبانی و عملی تقدیر و تشکر کنم. از نظر عملی باید با دادن پاکت این کار را انجام دهم. آقای مهندس در وادی هشتم و سایر وادیها بیان کردند که ما باید از طبیعت و هستی جبران خسارت کنیم. یکی از راههای جبران خسارت این است که اگر شما میخواهید به شخصی پاکت بدهید، یک پاکت تمیز انتخاب کنید و روی آن هیچ مطلبی ننویسید تا افراد بتوانند از این پاکت چندین مرتبه استفاده کنند، فقط کافی است یک دلنوشته بنویسید و مبلغی را بسته به توانایی خودتان در پاکت قرار دهید و تقدیم راهنمای خود کنید.
خداوند در کلامالله میفرماید: «من را به صورتی عبادت کنید که شایسته خودتان است»؛ یعنی به آن صورت که شایسته و سزارو خودت است، من را عبادت کن. راهنما رب و مربی من است؛ بنابراین آنگونه که سزاوار و شایسته خودم است و از آن لذت میبرم؛ باید از راهنما تقدیر و قدردانی کنم. ممکن است یک رهجو با پاکت خالی لذت ببرد یا یک رهجو با گذاشتن دلار در پاکت لذت ببرد؛ قدرمسلم این کار بستگی به خود رهجو دارد که چه چیزی را دوست دارد. هدف از پاکت دادن به راهنما این نیست که راهنما به آن پاکت نیازی داشته باشد؛ بلکه هدف آموزش است.
ما در هفته راهنما قدردانی میکنیم تا یاد بگیریم چگونه این کار را انجام دهیم و از پولمان بگذریم؛ درواقع با این کار نفس خود را تربیت و خودمان را از ضد ارزشها دور میکنیم تا از یکسری از موانع به درستی عبور کنیم؛ مطمئن باشید با قدردانی و سپاسگزاری کردن بسیاری از گرههای درونی خودمان را باز میکنیم. ناگفته نماند که هدف از پاکت دادن این نیست که من به راهنما چقدر بدهم که جبران زحمات او شده باشد؛ باید بدانید که هر چقدر بگذارید، زحمات او جبران نمیشود. راهنما مطلبی را به من آموخته است که تا هستی وجود دارد و من هستم، این آموزشها به درد من میخورد و با هیچچیزی قابل جبران نیست.
هفته راهنما یک بهانه است؛ حتی روز پدر، روز مادر، هفته دیدهبان، عروسی و تولدها بهانهای هستند تا ما تشکر کردن را یاد بگیریم. هر چقدر سپاسگزارتر و بخشندهتر باشیم؛ مطمئناً برکات زیادی به زندگی ما سرازیر میشود و طبق قانون هر چقدر ناسپاستر باشیم، هیچکس به ما نمیگوید چرا ناسپاس بودی؟ درحالیکه آسیبهای ناشی از ناسپاسی، گرههای درون من را بیشتر میکند. امیدوارم در خلال این دستور جلسات بتوانیم چیزی را برداشت کنیم که به دردمان بخورد؛ باید از پاکت دادن مطلبی را یاد گرفته باشم که برای من ارزشمند باشد وگرنه در طول زندگی خیلی از این پولها آمده و رفته است.
در پایان سخنانم باز این هفته را به تمام راهنماها و همسفران عزیز تبریک میگویم. امیدوارم هرکس خواسته راهنما شدن را دارد؛ مخصوصاً افرادی که واقعاً دوست دارند و تلاش میکنند، سال دیگر جز ما راهنماها باشند تا از آنها تقدیر شود.
در ادامه، مراسم تقدیر از راهنمایان گروه خانواده برگزار شد. تصاویر این روز زیبا تقدیم نگاه مهربان شما
.jpeg)



.jpeg)
.jpg)


.jpeg)
.jpeg)

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر نیره و مسافر جواد
تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون سوم)
ویراستار: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون سوم) دبیر سایت
عکس: مرزبان خبری، همسفر نیره و همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر حمیده نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
568