English Version
This Site Is Available In English

عشقی که دوباره جان گرفته

عشقی که دوباره جان گرفته

دستاوردهای مهندس حسین دژاکام مسیر زندگی خیلی از انسان‌ها را تغییر داده است؛ ولی من امروز می‌خواهم جور دیگری به دستاوردهای ایشان نگاه کنم و خیلی دلی از زاویه شخصی از دستاوردهای آقای مهندس در زندگی خودم حرف بزنم. از چیزهایی که شاید در نگاه اول ساده و معمولی به نظر بیایند؛ اما برای من بسیار عمیق و با ارزش بوده و معنای واقعی زندگی هستند. می‌خواهم از زندگی‌ بگویم که دوباره جریان پیدا کرده، از عشقی که دوباره زنده شده، از آرامشی که به خانه‌ام برگشته و از خانواده‌ای که فرصت پیدا کرده کنار هم با آرامش و امید زندگی کند. من دستاوردهای آقای مهندس را در هر لحظه زندگی کرده‌ و زندگی می‌کنم و امروز می‌خواهم از زندگی خودم شهادت بدهم که حضور و اندیشه مهندس حسین دژاکام چه چیزی به من بخشیده است.

دستاورد مهندس حسین دژاکام قامت پسرم‌‌‌ است؛ وقتی که نگاهش می‌کنم و از ته دل می‌گویم قربان قد و بالایت بروم و از دیدنش غرق عشق می‌شوم. برای من این قامت، فقط قامت یک فرزند نیست، یادآور زندگی‌ای است که فرصت رشد پیدا کرده و هر بار که به پسرم نگاه می‌کنم مهندس را به یاد می‌آورم و سهم ایشان و تلاش‌های ایشان را در شکل گرفتن این آرامش به‌ یاد می‌آورم. دستاورد مهندس حسین دژاکام خنده‌های من است، خنده‌های مسافرم و فرزندم است. خنده‌هایی که شاید ساده به نظر برسند؛ اما برای من معنی عمیقی دارند و هر بار که صدای خنده خانواده‌ام در خانه می‌پیچد با تمام وجودم مهندس را به یاد می‌آورم.

دستاورد مهندس حسین دژاکام بازی‌ها و کشتی‌هایی است که پسرم با پدرش می‌گیرد، کَل‌کَل‌ها و کُری خواندن‌هایی که بینشان هست و آخرش به خنده و قهقهه ختم می‌شود. لحظه‌هایی که من از دور نگاهشان می‌کنم و از ته دل خوش‌حالم که پسرم می‌تواند کنار پدرش بچگی کند، نوجوانی‌اش را بگذراند، شیطنت کند، بخندد و از بودن با او لذت ببرد. برای من این لحظه‌ها تصویر زنده یکی از بزرگترین دستاوردهای مهندس است و من در تمام این لحظه‌های شیرین یاد ایشان را در دلم زنده می‌کنم.

دستاورد مهندس حسین دژاکام؛ پیراهن سفید مسافرم و مسافران کنگره‌ است. سفیدی‌ که فقط رنگ لباس نیست؛ بلکه روایت عبور از تاریکی و رسیدن به روشنایی است. هربار که این سفیدی را می‌بینم؛ به اندیشه‌ای فکر می‌کنم که پشت این مسیر قرار دارد و مهندس را با احترام به یاد می‌آورم. دستاورد مهندس حسین دژاکام؛ گرمی و روشنی چراغ آشپزخانه و اجاق من است، سفره‌ای است که فقط با غذا گرم نمی‌شود؛ بلکه با حضور و دور هم جمع شدن عزیزانم گرم می‌شود. شاید این یک تصویر ساده و معمولی باشد اما برای من یعنی زندگی جریان دارد، یعنی خانه‌ام گرما دارد، آن لحظه‌ای که در آشپزخانه پای اجاق‌گاز هستم و پسرم می‌آید و دستش را دور گردنم می‌اندازد و مرا می‌بوسد، من آن لحظه مهندس حسین دژاکام را یاد می‌کنم.

دستاورد مهندس حسین دژاکام؛ ستون خانه‌ام، همسرم، مسافرم‌ و پدر فرزندم است؛ مردی که حضورش برای ما یعنی تکیه‌گاه، امنیت و گرمای خانه. یک روز پسرم به من گفت مامان وقتی بابا خانه نیست خانه دلگیر است و وقتی تو نیستی خانه سرد است، وقتی این حرف را از زبان پسرم شنیدم بیشتر از همیشه فهمیدم که حضور یک پدر چقدر می‌تواند به یک زندگی و یک خانواده گرما و معنا بدهد و این شاید یکی از عمیق‌ترین دستاوردهای آقای مهندس باشد. اینکه یک مسافر فرصت پیدا کند دوباره اینطور در کنار خانواده‌اش حضور داشته باشد و باز در چنین موقعیتی تصویر مهندس عزیزم، تمام دیده مرا پر می‌کند.

دستاورد مهندس حسین دژاکام، جمعه‌هاساعت 4 و 5 صبح بیدار شدن مسافرم و مسافران کنگره است؛ برخاستنشان در سپیده‌دم به‌جای غرقِ ماندن در خواب تا نیمه‌های روز جمعه. دستاورد مهندس حسین دژاکام، قهقهه‌های ما در مسافرت‌هایمان است؛ لحظه‌هایی که با هم می‌خندیم و من ته دلم می‌دانم برای رسیدن به این خنده‌ها، چه راهی طی شده....!

دستاورد مهندس حسین دژاکام صدها مکان امن و مقدس است؛ نمایندگی‌های کنگره‌۶۰، جاهایی که برای خیلی‌ها پناهگاه شده؛ جایی برای دوباره بلند شدن، دوباره ساختن و دوباره زندگی کردن. دستاورد مهندس حسین دژاکام زمزمه‌های آواز مسافران در صبح‌های جمعه، ساعت 5، در پارک‌ها؛ نغمه‌هایی که در سکوت و هوای تازه‌ صبح از مسافران رهاشده بلند می‌شود و رنگ و بوی دیگری به فضا می‌دهد. برای من، این صداها فقط آواز نیستند؛ صدای امید، صدای رهایی‌، صدای انسان‌هایی‌ است که دوباره شور زندگی را در وجودشان پیدا کرده‌اند. هر بار که تصویر این جمع را در ذهنم می‌سازم، زمزمه‌ این آوازها مرا به یاد مهندس می‌اندازد.

دستاورد مهندس حسین دژاکام؛ آرامش صدها و هزاران کودک و نوجوان و حتی دختر و پسرهای پشت کنکوری است، بچه‌هایی که حالا با درمان پدر یا مادرشان، فرصت پیدا می‌کنند در فضای امن‌تر و آرام‌تری زندگی کنند، با خیال آسوده‌تر درس بخوانند، برای آینده‌شان رویا داشته باشند و به آرزوهایشان فکر کنند. بچه‌هایی که شاید پیش از این، نگرانی‌های زیادی را با خودشان حمل می‌کردند؛ اما حالا می‌توانند کودکی کنند، نوجوانی کنند و با امید بیشتری به استقبال آینده بروند. وقتی به آرامش این فرزندان فکر می‌کنم، می‌فهمم که دستاورد مهندس فقط درمان یک انسان نیست. ایشان دنیا را جای بهتری کردند؛ چون فقط زندگی یک نفر را تغییر ندادند، بلکه بر زندگی خانواده و آینده‌ فرزندانی اثر گذاشتند که حالا فرصت دارند در آرامش بزرگ شوند و حتی ممکن است سال‌ها بعد، در لبخند یک کودک، در آرامش یک خانواده یا در آینده‌ روشن یک جوان خودش را نشان بدهد. وقتی به این زنجیره‌ زیبای تغییر فکر می‌کنم، مهندس و وسعت اثری که از خودشان به جا گذاشتند را به‌ یاد می‌آورم.

مهندس حسین دژاکام آدم‌ها را سفیدپوش کرده و سیاهی را از زندگیشان گرفتند؛ به آن‌ها فرصت دادند دوباره باعزت و سربلندی به خودشان نگاه کنند و دوباره طعم زندگی را بچشند. برای من، این سفیدی فقط نشانه‌ پایان یک تاریکی نیست؛ نشانه‌ آغاز راهی‌است که انسان در آن می‌تواند خودش را بازسازی کند، مسئولیت زندگی‌اش را بپذیرد و با امید به آینده نگاه کند. هر بار که این تغییر را در چهره و زندگی انسان‌ها می‌بینم، با احترام و عشق، مهندس حسین دژاکام را به یاد می‌آورم و شاید بزرگ‌ترین دستاورد مهندس حسین دژاکام برای من این بود که راه رسیدن به خودم را به من نشان دادند؛ راه شناختن خودم را، عبور از تاریکی‌های درونم و راه رسیدن به خداوند را. راهی که در آن، نباید دنبال تغییر شرایط بیرونی باشم، بلکه قدم‌‌به‌‌قدم به درون خودم نگاه می‌کنم، گره‌های وجودم را می‌شناسم و فرصت پیدا می‌کنم به انسانی آگاه‌تر و عاشق‌تر تبدیل بشوم. برای من، این یکی از عمیق‌ترین معناهای حضور مهندس‌است. من دستاوردهای مهندس حسین دژاکام را در زندگی‌ای می‌بینم که دوباره جریان پیدا کرده، در عشقی که دوباره جان گرفته، در خانواده‌ای که کنار هم آرام‌تر زندگی می‌کند و در امیدی که در دل انسان‌های از یاد رفته شکفته شده، ریشه دوانده و میوه داده است و من به‌عنوان یک همسفر، دستاورد مهندس را در زندگی خودم زندگی می‌کنم.

نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون سوم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...