English Version
This Site Is Available In English

بالاترین و ناب‌ترین انرژی را در حسِ خدمت پیدا می‌کنیم

بالاترین و ناب‌ترین انرژی را در حسِ خدمت پیدا می‌کنیم

در کنگره ۶۰ هر کسی در هر جایگاهی که خدمت می‌کند، قطعه‌ای از پازلِ درمان و رهایی را کامل می‌کند. اما امروز سراغ بچه‌هایی رفتیم که عطر محبت و دستپختِ پرانرژی‌شان، جانِ تازه‌ای به جمع ما می‌بخشد؛ خدمتگزاران بی‌ادعای آشپزخانه که با لبخند و عشق، از ساعت‌ها قبل از حضور مسافران پای کار هستند.
با چند نفر از این عزیزان هم‌کلام شدیم تا از حس و حال نابِ این خدمتِ پنهان اما حیاتی برایمان بگویند. گزیده‌ای از این گفت‌وگوی صمیمی را در ادامه می‌خوانید…

مرزبان محترم مسافر اصغر

سلام دوستان اصغر هستم مسافر:امروز تنها روزی بود که توانستم از ابتدای وقت در آشپزخانه خدمت کنم؛ چون در روزهای دیگر به دلیل مشغله کاری، فرصت این کار را نداشتم. واقعاً حس خوبی بود و اصلاً متوجه گذر زمان نشدیم. خستگی هم نداشتیم. ما روزهایی که مشغله کمتری داریم، شاید بیشتر از این‌ها خسته شویم، اما امروز با وجود اینکه از ابتدای وقت اینجا بودم، به دلیل همکاری همه‌ی بچه‌ها و حس مثبتی که در فضا جاری بود، انرژی‌ام واقعاً بیشتر از روزهای دیگر است. از همه ممنونم.

«سلام دوستان نوروز هستم مسافر:درباره حسم [به این بستر و خدمت] باید بگویم؛ همان‌طور که اشاره کردید، همین که جناب آقای مهندس دژاکام این بستر را فراهم کردند تا بتوانیم در کنگره خدمت کنیم، جای شکر بسیار بزرگی دارد. اگر این بستر نبود، معلوم نبود که ما اکنون در چه وضعیتی بودیم. در ضمن، به شما و خدمتگزارانی که بی‌منت برای کنگره خدمت می‌کنید، خسته نباشید می‌گویم.»

«سلام دوستان مجید هستم مسافر:اگر بخواهم از تجربه خودم در خدمت کردن در آشپزخانه کنگره ۶۰ صحبت کنم، باید بگویم این یکی از بهترین حس‌ها و تجربه‌های زندگی من بوده است. دلیل این احساس خوب این است که همه بچه‌ها و اعضای کنگره که در آنجا خدمت می‌کنند، با یکدیگر همدلی دارند و هیچ‌کس نسبت به دیگری احساس برتری نمی‌کند؛ بلکه همگی در انجام کارها پیشرو هستند.خدمت کردن در کنگره برای من هرگز خستگی نداشته و همیشه همراه با حال خوش بوده است. یکی از دلایلی که من امروز در کنگره ۶۰ هستم، همین خدمت در آشپزخانه است؛ چرا که مرا بسیار به کنگره و اعضای آن نزدیک کرده است. در نهایت، می‌خواهم درگذشت جناب آقای مهندس حسین دژاکام را به خانواده محترم ایشان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تسلیت بگویم و برای بازماندگان، از خداوند مسئلت صبر و شکیبایی دارم. ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.


«سلام دوستان علی هستم مسافر:از اینکه با عشق در جمع شما بچه‌ها حضور دارم، بسیار خوشحالم. در حال انجام خدمتم و واقعاً دوست دارم همیشه خدمتگزار کنگره باشم. جای آقای مهندس سبز و روح‌ایشان‌شاد .»

«سلام دوستان محمد هستم مسافر:وقتی می‌آیم تا کمک کنم و با بچه‌ها در جمع می‌خندیم، حس و حال بسیار خوبی دارم؛ کلاً حال و روزمان عوض می‌شود. جای مهندس هم واقعاً خالی است؛ ان‌شاءالله که هر کجا هست، حالش مثل ما خوب باشد.»

«سلام دوستان مسعود هستم مسافر:خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌گویم که توفیق خدمت کردن نصیب ما شد. واقعاً با خدمت کردن است که حال آدم خوب می‌شود. در کنگره هم در جمع شما هستم؛ جای مهندس هم واقعاً خالی است.»

«سلام دوستان حمید هستم مسافر:از وقتی که برای خدمت به آشپزخانه آمده‌ام، حالم بسیار خوب است. بچه‌ها واقعاً عالی هستند. واقعیت این است که وقتی خدمت نمی‌کنی، حالت خوب نمی‌شود؛ خدمت کردن واقعاً حال آدم را خوب می‌کند.»

«سلام دوستان هاشم هستم مسافر:بالاترین و ناب‌ترین انرژی را در حسِ خدمت پیدا می‌کنیم. ما این حس و انرژی ناب را فقط در کنگره تجربه کرده‌ایم. بالاترین انرژی که می‌توان در کنگره کسب کرد، همین انرژی حاصل از خدمت به همنوعان است.»

«سلام دوستان محمدرضا هستم مسافر:از صبح ساعت ۹ که برای خدمت به آشپزخانه آمدیم، حس و حال بسیار بالایی داریم. هر زمان هم که حالم خوب نیست، با آمدن به کنگره برای خدمت، حالم بسیار بهتر می‌شود. ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.


«سلام دوستان حسین هستم مسافر :واقعاً حس و حال من امروز باورنکردنی است. ما از ابتدای هفته مشغول خدمت بوده‌ایم. دیشب از شدت نشئگی و انرژی‌ای که از خدمت کردن می‌گرفتم، خوابم برد. انرژی‌ای که از خدمت کردن به دست می‌آید بسیار زیاد است؛ برخلاف تصور، خدمت کردن باعث می‌شود آدم از شدت انرژی و حال خوب، به خواب برود. به دوستانم که می‌خواهند در خدمت باشند می‌گویم: واقعاً از مسیر خدمت کردن، انرژی بسیار زیادی به شما بازمی‌گردد. ممنونم.»

«سلام دوستان حسن هستم مسافر:حس و حال خدمت در کنگره، چیزی است که همه خدمتگزاران، راهنماها و ایجنت‌ها آن را درک می‌کنند. وقتی در آشپزخانه هستید، انرژی چندبرابری می‌گیرید. مثلاً مسافری که در سفر اول است، با پوشیدن لباس سفید و کلاه آشپزی وارد می‌شود تا خدمت کند؛ این تغییرِ حال و هوا و ورود به فضای خدمت، بسیار لذت‌بخش است. ان‌شاءالله که همه بتوانند خدمتگزار باشند.»

«سلام دوستان داریوش هستم مسافر:پاسخ به این سوال که از خدمت چه انرژی‌ای می‌گیریم این است: هر بار که برای خدمت کردن می‌آییم، انرژی بسیار بیشتری دریافت می‌کنیم. همان‌طور که روزی یک نفر به ما کمک کرد تا بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم، حالا نوبت ماست که این خدمت را انجام دهیم تا بتوانیم به شخص دیگری کمک کنیم تا به حال خوب و رهایی برسد. ممنونم.»

خدا قوت به همه دوستان خدمتگزار و یاد آقای مهندس عزیز گرامی باد

مرزبان خبری: مسافر احمد
تهیه و ارسال خبر: مسافر علی اصغر

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...