جلسه یازدهم، از دوره هفتم، سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دزفول با استادی مسافر رامین، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر طالب، با دستور جلسه: بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان، در روز یکشنبه در تاریخ:۱۴۰۵/۷/۲۶ راس ساعت ۱۷ آغاز بکارنمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رامین هستم یک مسافر.

از لژیون سوم آقا مسعود سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم،از آقا پژمان سپاسگزارم، همچنین از تمام اعضای کنگره ۶۰ که باعث شدند من به این حال خوب برسم و درمان بشوم،
غم از دست دادن آقای مهندس غم سنگینی هست. به خانواده محترمشان به استاد امین به تمامی اعضای کنگره ۶۰ علی الخصوص کنگره ۶۰ دزفول تسلیت میگویم،
من دارم تسلیت میگویم ولی در اصل آقای مهندس در دل تک تک ما جای دارد،من خودم یکی از آنها هستم که فکر نمیکنم آقای مهندس در کنار ما نیست چون با آن آموزشهایی که به من داده شده است میدانم که قطعاً جهان دیگری هم وجود دارد و مطمئن هستم که ما دوباره دور هم جمع خواهیم شد.
از روزی که روش dst رو آقای مهندس ابداع کرد و در اختیار ما و بشریت قرار داد تا الان که حدود ۲۷ الی ۲۸ سال گذشته است بدون هیچ گونه تعطیلی این کار را دارد انجام میدهد،
در گذشته هیچ تعطیلی وجود نداشت و آقای مهندس میگفت که کنگره باید مثل یک بیمارستان شب و روز کار کند و این اواخر بود که آقای مهندس دو هفته عید و دو هفته تعطیلی تابستان را تشخیص داد.
آقای مهندس همیشه میگفت من یک کاشف هستم .من دکتر نیستم قبل از اینکه روش dst را ابداع بکند آقای مهندس چشم الکترونیک را اختراع کرد. و این اختراع به خاطر این بود که دست کارگران هنگام کار قطع نشود و در کل هدفش کمک به انسانها بود،
بعد از آن ابداع بود که در ماه مبارک رمضان روش dst را اختراع کرد و در اختیار ما گذاشت.
سپاسگزار آقای مهندس هستم، در یک برههای دارم زندگی میکنم که این اختراعات را دارم میبینم،هر کسی جای آقای مهندس بود بابت این اختراعات اول پول را ترجیح میداد و بعد در اختیار انسانها میگذاشت. ولی آقای مهندس بزرگترین کار را برای بشریت انجام داد و این روش دی اس تی را در اختیار همگی قرار داد،
من خودم جز آنهایی هستم که چندین بار ترک کردم ولی هر وقت ترک میکردم جاهایی میرفتم که مواد را مشاهده میکردم بدون اینکه به من تعارف کنند خودم میرفتم جلو و دوباره شروع میکردم. چقدر وسوسه داشتم. قطع مصرف کرده بودم ولی درمان نشده بودم ولی الان چی؟الان هرجا که مواد را ببینم انگار نه انگار و انگار که چشمام بسته هستند و اصلاً چیزی را نمیبینم و این خیلی ارزشمند هست که یک انسان درمان میشود و وقتی که مواد مصرفی را میبیند دیگر میلی بهش ندارد..
آرزوی قلبی آقای مهندس این بود که دانشگاه قشم راه بیفتد و همه انسانها بیایند و در آنجا درمان بشوند. و اگر این مهم انجام بشود تمام افرادی که در خارج هم هستند میتوانند بیایند و در اینجا درمان بشوند،
بعد از dst روش درمان سیگار هم توسط آقای مهندس انجام شد.
من خودم یکی از آنهایی بودم که وقتی میرفتم لژیون .چشمم به دنبال لژیون سیگار بود و منتظر بودم که بروم و درمان سیگارم را انجام بدهم.
بعد از درمان سیگار درمان چاقی بود و چقدر راحت این کار انجام شد و آنهایی که لژیون جونز رفتن بهتر متوجه می شوند. نمونهاش آقا امین هستندکه بهتر از هر کسی میداند چقدر راحت ۱۸ کیلو وزن کم کردند.
آقای مهندس برای هر کاری یک راه حلی داشت. چندین سال روی قضیه خانمهای مسافر کار کرده بودند و دنبال یک مکانی برای خانمهای مسافر میگشتند تا آنها را از این ذلت نجات بدهد. و چقدر این روش برای خانمهای مسافر خوب بود،تا دنیا دنیا است ما باید متوجه باشیم که چقدر زحمات آقای مهندس ارزشمند بود.
زحمات آقای مهندس هیچگاه از یاد ما نخواهد رفت و در دل تک تک ما جای خواهد داشت. ما عزادار آقای مهندس هستیم ولی کنگره به راهش ادامه میدهد و آقای مهندس هم همین را میخواست. آقای مهندس دوست داشت که راهش ادامه پیدا کند و امیدواریم که همه ما به این درک رسیده باشیم که آقای مهندس چه کاری برای ما انجام داده است و چه تغییری در زندگیهای ما انجام داده. من خودم یکی از آنهایی بودم که جشن تولد پسرم را فراموش کرده بودم و این آقای مهندس بود که من را به نوعی زنده کرد و اینها را همگی مدیون کنگره و آقای مهندس هستم که من را به بیداری رساند.
امیدوارم که همه ما توی این مسیر باشیم و ادامه دهنده راه آقای مهندس باشیم
مرسی از اینکه به صحبت های من گوش کردید

تایپ و عکس:مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
41