به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، مصطفی هستم، یک مسافر
مثالی از مهندس دژاکام که مسیر زندگی مرا تغییر داد
«گاوی که نان گدایی بخورد، زمین شخم نمیزند.»
بهعنوان یک فرد کنگرهای،؛ چراکه در این مسیر فهمیدم تابلوی لژیون سردار در شعبه به چشم هر کسی خوانده نمیشود. تنها به معدود انسانهایی که همواره در مسیر خدمت و آموزش حضور داشتهاند، اجازه داده میشود در لژیون سردار حضور یابند و در زمینه تربیت نفس، بُعد مادیات، بخشش و دوری از وادی شرک آموزش ببینند.همانطور که جناب مهندس همیشه میفرمودند، یکی از بزرگترین صفات خداوند بخشنده بودن است؛ بخششی مانند عطری که گل، بیهیچ منتی و بدون چشمداشت به دیگران میبخشد.آموزشها به من آموختهاند تا زمانی که در «من» خلاصه شوم، هیچ هستم. باید در حفظ، بقا، رشد و توسعه کنگره سهیم باشم و تا میتوانم از کلمه «من» دوری کنم؛ وگرنه مانند قطرهای دور از بحر و اقیانوس، محکوم به فراموشی خواهم بود.
«از اشارات نظر غافل مشو»
«گندم از گندم بروید، جو ز جو.»
پسانداز کردن را از لژیون سردار شروع کردم. قلکی تهیه کردم و ذرهذره برای سرداریام پول جمع کردم؛ کاری که واقعاً برایم لذتبخش است.به قول معروف، دیگران روزی کاشتند، بخشیدند و ساختند تا سرزمین عشق برپا باشد و روزی بلیت لاتاری من برنده شود؛ بیایم، سفر کنم، درمان شوم و رسم عاشقی و بندگی را در عشقآباد مهندس دژاکام بیاموزم. او همیشه در دل و جان من زنده و جاری است.آن روز که وارد کنگره شدم، از صندوق صدقات پول برمیداشتم و هزار تومانی بیرون میکشیدم تا مواد تهیه کنم؛ اما این مجموعه با آغوش باز مرا پذیرفت، حتی در روزهایی که قادر نبودم یک شیشه داروی سههزار تومانی بخرم.به لطف این مجموعه، روزهایی را تجربه کردم که در ۳۶ سال زندگیام هرگز تجربه نکرده بودم.
امروز که یک خانواده چهار نفره دارم، همیشه یک نفر را هم اضافه حساب میکنم و نفر پنجم زندگیام کنگره ۶۰ است. تحت هر شرایطی با کنگره شراکت مالی، جانی و کلامی میکنم، بدون هیچ حسابوکتابی؛ چون معتقدم اگر خداوند میخواست با ما حسابوکتاب کند، کارمان زار بود. بخشش خداوند در همه حال شامل حال ماست.پارسال، تنها ۱۲ روز مانده به رهاییام، بدون داشتن هیچ پولی و با مبلغ ۱۲ میلیون تومان بهصورت اقساطی در لژیون سردار شرکت کردم و بدهی خود را پرداخت کردم. پس از آن نیز ۷ میلیون تومان بیشتر از بدهیام پرداخت کردم؛ چون معتقدم مبلغی که در جشن گلریزان عنوان میکنم، دین و بدهی من به کنگره است.پس از پرداخت بدهی، هرچه در حد لیاقت من باشد و بیشتر ببخشم، به راز خوشبختی من تبدیل میشود. هدف امسالم برای جشن گلریزان، بدهکار شدن به مبلغ ۳۰ میلیون تومان به کنگره است و پس از آن نیز هرچه تقدیر باشد، همان انجام میشود.
در لژیون سردار، بر اساس تجربه شخصی میگویم: جسور باشید، پهلوان زندگی خودتان باشید و صددرصد توان خود را بگذارید. با خدا معامله کنید، نه با بندگان خدا.از ۶ میلیون تا ۶۰۰ میلیون، ۵۹۴ میلیون عدد دیگر هم وجود دارد و هرکس میتواند هر سال عدد پهلوانی خودش را انتخاب کند.صادقانه بگویم، هر دانهای که در لژیون سردار کاشتم، ۷۰ برابر شد. تا ۳۶ سالگی حتی ۱۰ میلیون تومان پول را یکجا ندیده بودم و حداقل ۸۰ درصد درآمدم صرف مصرف مواد میشد؛ اما در همین سفر دوم توانستم ۳۰۰ میلیون تومان درآمد داشته باشم؛ آن هم از راه درست و حلال و با رنج بازو. آن را با کنگره به اشتراک گذاشتم و برکتش، بدون اغراق، به میزان ۳ میلیارد تومان در زندگیام جاری و باقی است.اکنون میبینم که سه سال پیش نیز سالی ۳۰۰ میلیون تومان صرف هروئین، شیشه، مشروب و سیگار میکردم؛ پولی که بیشترش از راه دزدی و ضدارزش به دست میآمد. به قول معروف، این کجا و آن کجا!به لطف آموزشهای کنگره، در روزگاری که بیشتر افراد جامعه از مشکلات مالی شاکی هستند، من از داشتههایم در کنار عزیزانم و کنگره لذت میبرم.
همسرم همیشه دوشادوش من در این بخششها سهیم است. با اینکه هرگز به کنگره نیامده، کنگره در زندگی ما جاری است؛ چراکه رنجهای گذشتهام امروز به گنج زندگیام تبدیل شدهاند و یاد گرفتهام خوشبختی را گران نخرم. میبخشم، بدون توقع، تا هرچه صلاح ماست به ما داده شود.برای همه اعضای لژیون سردار دستان روزیرسان آرزو میکنم؛ چراکه:
«دستانی که کمک میکنند، بسیار مقدستر از لبهایی هستند که دعا میکنند.»از اعضای لژیون سردار خواهشمندم در جلسات این لژیون از خیر و برکات آن و تجربیات خود در زمینه مشارکتهای مالی صحبت کنند تا به تازهواردان انگیزه داده شود.از خدمتگزاران لژیون سردار و کسانی که وقت خود را صرف خواندن این مطلب کردند، سپاسگزارم.
نگارنده:مسافر مصطفی
تهیه شده در گروه سایت نمایندگی الوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
2029