English Version
This Site Is Available In English

آیا می‌توانی از خودت بگذری و کسانی که به تو صدمه زده اند؟

آیا می‌توانی از خودت بگذری و کسانی که به تو صدمه زده اند؟

جلسه سیزدهم از دوره سوم، لژیون سردار نمایندگی دزفول،با استادی مسافر سهراب، نگهبانی دنور یونس، دبیری دنور روح الدین و خزانه‌داری مسافر طالب در روز سه شنبه، در تار۱۴۰۵/۷/۲۸راس ساعت۱۵:۴۵ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سهراب هستم یک مسافر.

 

خداوند را شاکرم که امروز برای اولین بار توانستم در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم و خدمت کنم،تسلیت می‌گویم خدمت استاد امین خانواده محترم ایشان و تمام اعضای کنگره ۶۰ واقعاً رفتن آقای مهندس هنوز هم باورنکردنی است .

آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌هایشان می‌گویند:زندگی از هر نقطه‌ای که تمام می‌شود،از همان جا آغاز می‌شود و حیات دوباره است به عبارتی مرگ وجود ندارد از لحاظ پیوند محبتی که آقای مهندس با همه ماها داشتند رفتن ایشان بسیار سنگین است من دارم وادی چهاردهم را می‌نویسم و گوش می‌کنم آقای مهندس از جهان دیگر می‌گویند و از عشق و محبتی که بین انسان‌ها می‌ماند.من این باور را دارم که ایشان در جهان دیگر هستند و حضور دارند و ما هم اینجا او را حس می‌کنیم.

صحبت کردن راجع به آقای مهندس و دستاوردهای ایشان سخت است ایشان ما را از قعر تاریکی‌ها نجات دادند و به اینجا رساندند.خاطرم هست که در پارک پهلوان مجید استاد جلسه بودند و لژیون سردار تشکیل شده بود من اصلاً فکرم در آنجا نبود، ایشان بعد از جلسه سردار قدری با من صحبت کردند و به من گفتند یک روزی هم تو در این جایگاه قرار می‌گیری و باید خودت را باور داشته باشی و پیش بروی و امروز همان روز است.در این دو سالی که به کنگره آمده‌ام شناخت آنچنانی از آقای مهندس ندارم اما دستاورد ایشان در زندگی من بسیار زیاد است درمان اعتیاد،درمان سیگار،درمان اضافه وزن و دیسبی که در دوران کرونا مورد استفاده قرار گرفت و کنگره هیچ مرگی در اثر این بیماری نداشت.این در حالی است که خود بنده نزدیک ۲۰ نفر از اطرافیان را که می‌شناختم در اثر کرونا از دست دادیم، آنها مریض شدندو در ترس و ناامیدی از دنیا رفتند.

 

قبل از آمدن من به کنگره برادرم بر اثر تصادف از دنیا رفت و کسی که با او تصادف کرده بود رفته بود و در آنجا نمانده بود،اما بعداً ما از آن شخص گذشت کردیم اطرافیانی بودند که می‌گفتند چرا  گذشت کردید این فرد باید به سزای اعمالش برسد، یا حداقل از او باید پول می‌گرفتید اما پدرم قبول نکرد و گفت: من باید از این قضیه بگذرم. ما شغلمان کشاورزی است در آن سال ما سودی از کشاورزی به دستمان رسید که هیچ موقع به دست ما نرسیده بود و بعد از آن به ما گفتند که شما گذشت کردید و خداوند به شما کمک کرد، من آنجا یاد گرفتم که باید از یک سری چیزها بگذرم آقای مهندس همیشه می‌گفتند:آیا می‌توانی از خودت بگذری، از کسی که به تو صدمه زده است یا به تو لطمه‌ای وارد کرده است یا حتی یکی از اعضای خانواده‌ات را از تو گرفته است، آیا به آن حد رسیده‌ای،که بتوانی بگذری؟

همین کار کردن سی‌دی‌های آقای مهندس برای من بسیار شادیآور است. از خداوند می‌خواهم که بتوانم در کنگره بمانم خدمت کنم به خودم و به دیگران تا از این مسیر بتوانم مقداری به قدرت مطلق نزدیک بشوم و بخشش و گذشت را بیاموزم،

یادم می‌آید که سفر اولم را خراب کرده بودم و خجالت می‌کشیدم که دوباره به شعبه به آقا امین جزایری زنگ زدم و گفتم که من سفرم را خراب کردم،ایشان گفتند:که مرتکب قتل که نشده‌ای، بیا به شعبه وادی دهم را گوش کردم و به شعبه آمدم و سفرم را شروع کردم و اکنون بسیار بسیار خوشحالم که در این جایگاه و در کنگره هستم.

از همه شما سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

تایپ و عکس : مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...