English Version
This Site Is Available In English

امانت‌داری و ادای دین به آموزش‌ها

امانت‌داری و ادای دین به آموزش‌ها

هشتمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران آقا نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم درمان سیگار (لژیون ویلیام وایت) مسافر علی و نگهبانی همسفر سهند و دبیری همسفر صدرا با دستور جلسه " کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس" پنج شنبه سی مهرماه راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

از کل گروه همسفران عزیز آقا تشکر می‌کنم ، به‌ویژه ایجنت محترم آقا محسن ، همچنین مرزبانان عزیز و نگهبان و دبیر که به من اجازه خدمت در این جایگاه را دادند. سلام عرض می کنم به راهنماها و دوستان قدیمی عزیزم که در جلسه حضور دارند.

معمولاً در جلسات، غیر از آقای مهندس، دیگر دوستان کمتر از قرآن صحبت می‌کنند؛ چون ما معمولا دانش قرآنی نداریم. اما من امروز می‌خواهم با آیه از سورهٔ طه شروع کنم: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی». خدایا به ما کمک کن آنچه را که از کنگرهٔ ۶۰ و استادان خودمان، بالاخص جناب آقای مهندس آموخته‌ایم، در نهایت امانت و صداقت انتقال دهیم؛ یعنی نه حرفی از آن کم کنیم و نه حرفی به آن بیفزاییم، بلکه آن را به کسانی که طالب رهایی و آموزش هستند و در‌به‌درِ این مسائل می‌گردند، برسانیم.
وقتی دربارهٔ دستور جلسه و سخنان آقای مهندس صحبت می‌کنیم، دیدگاه هر فرد به‌صورت یک نظریه است. مزیت دستور جلسات در کنگرهٔ ۶۰ این است که به مشارکت گذاشته می‌شود؛ هر کس از زاویهٔ دید خود به موضوع می‌نگرد و آن را بیان می‌کند. بدین ترتیب پنبهٔ دستور جلسه زده می‌شود و عصاره‌اش به دست منِ شاگرد کنگره می‌رسد. به نظر من، بهترین شیوه‌ای که آقای مهندس برای یادگیری به امانت گذاشتند، همین مشارکت دربارهٔ مطالب و دستور جلسات است.
آقای مهندس از همان ابتدا — که بنده از اوایل کار در خدمتشان بودم — به مقولهٔ درمان اعتیاد نگاهی کاملاً علمی داشتند. پیش از رونمایی از کتاب «عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر»، ایشان چهار مقاله ارائه کردند؛ مقالاتی که در دانشگاه‌های گوناگون بسیار مورد بحث قرار گرفت و ایشان در کنفرانس‌ها درباره‌شان سخنرانی کردند. آن مقالات در چه دورانی مطرح شد؟ در زمانی که اعتیاد جرم انگاشته می‌شد و هر کس سخنی می‌گفت، انتظار می‌رفت که از انهدام معتاد دم بزند؛ یعنی کلامی عامه‌پسند بگوید. اما آقای مهندس گفتمان را تغییر دادند. فرمودند اگر واقعاً می‌خواهید بر این معضل فائق آیید، باید اصول را بشناسید. ابتدا متد درمانی خود را در قالب مقالهٔ «صورت‌مسئلهٔ اعتیاد» ارائه داده و در دانشگاه‌ها تبیین کردند. دوم، روش‌های معمول آن زمان که بیشتر خانواده‌ها عهده‌دار می‌شدند؛ شیوه‌های کتک‌درمانی، کمپ، طناب‌پیچ کردن، غوطه‌ور ساختن در آب یخ و از این دست سناریوها بود.
این مباحث را از آن رو یادآوری می‌کنم که طی هفتهٔ گذشته و در روزهای پیش رو، دربارهٔ نوشتارها و کتب علمی آقای مهندس سخن گفته‌ایم و خواهیم گفت؛ مسائلی که شاید چندان به چشم نمی‌آمد و طرح آن یادآوری مناسبی برای منِ مسافر و همسفران عزیز است. مقالهٔ چهارم نیز با عنوان «اعتیاد، درمان و راهکارهای مناسب» ارائه شد. این چهار مقاله در زمان خود سر‌و‌صدای زیادی به پا کرد، غوغایی برانگیخت و زحمات و دشواری‌های فراوانی برای مهندس رقم زد. بسیاری از پزشکان و فعالان حوزهٔ درمان اعتیاد قد علم کردند و به مخالفت برخاستند؛ مدعی بودند که شما تحصیلات پزشکی ندارید، مهندس هستید و باید به تعمیر و ساخت ماشین و این دست امور بپردازید، پس چرا به این مباحث ورود کرده‌اید؟
سرانجام کتاب ۶۰ درجه، بر پایه و شالودهٔ همان چهار مقاله به رشتهٔ تحریر درآمد. این کتاب دقیقاً در جایگاه یک مانیفست دانشگاهی، یک کتاب مادر و یک اثر مرجع نشست. همان‌گونه که در علم پزشکی کتاب «گایتون» مرجع است و دانشجویان آن را مطالعه می‌کنند، مهم‌ترین فرازهای کتاب ۶۰ درجه نیز متد DST و سپس «تئوری ایکس» است؛ اصولی که فوق‌العاده حیاتی‌اند و جای سخن بسیار دارند. این اثر، کتاب پایه و ریشهٔ تمامی آثار و مقالات بعدی آقای مهندس و پیام‌های استادان ایشان به شمار می‌آید.

به عقیدهٔ من، بزرگ‌ترین کشف آقای مهندس همین روش DST است. ایشان می‌فرمایند در صور پنهان امور بسیاری نهفته است، نظیر صور پنهان انسان که پیش از این کسی درباره‌اش سخن نگفته بود و همگان تنها به ظاهر و کالبدِ انسان یعنی گوشت و پوست و استخوان بسنده می‌کردند. روش DST کشفی بسیار ویژه و متعالی بود؛ چراکه در مقام عمل حقانیت خود را اثبات کرد. اعتیاد را درمان نمود، سپس به درمان مصرف سیگار و اضافه‌وزن انجامید و برای بیماری‌های گوناگون، سناریوهای درمانی ارائه کرد؛ چنان‌که مقالات آن در دانشگاه‌های مختلف در جریان پژوهش است و جوامع علمی خارج از کشور احترام ویژه‌ای برای این نوشتارها قائل هستند و روی آن‌ها کار می‌کنند.
اگر بخواهم وقت جلسه را بیش از این نگیرم و به تجربهٔ زیستهٔ علی حجازی در دوران مصرف بازگردم، به خاطر می‌آورم که بیدار شدن در آغاز صبح چقدر برایم مشقت‌بار بود. آقای مهندس با درایتی ویژه برای این مسئله تدبیری اندیشیدند و اعلام کردند که لژیون‌ها باید از ساعت شش صبح در پارک طالقانی برگزار شوند. من که نزدیک به بیست سال مصرف‌کننده بودم و پیوسته ساعت یازده یا دوازده از خواب برمی‌خاستم — یعنی شب‌ها بیدار و روزها در خواب بودم — ناگزیر به تغییر رویکرد شدم. آقای مهندس حضور در پارک و ورزش را پایه‌گذاری کردند؛ برنامه‌ای که آموزش، لذت و بستری بی‌نظیر برای ما فراهم ساخت. مایی که هرگز از هوای صبحگاه و سبزه و طراوت آن بهره‌ای نمی‌بردیم، بر پایهٔ این تفکر والا توانستیم به پارک بیاییم و از آن فضا استفاده کنیم.
سپس فرمودند اعضا باید به استخر بروند. ایشان در کتاب ۶۰ درجه و سخنانشان تأکید دارند که آب علاوه بر تن، صور پنهان آدمی را نیز پاکیزه می‌گرداند؛ دل را آرامش می‌بخشد، حرارت تن را معتدل می‌سازد، گردش خون را طبیعی می‌کند و خواص بی‌شمار دارد. یکی از معضلات ما مصرف‌کنندگان حمام رفتن بود. در مورد خود من، حمام رفتن چنان سخت و طاقت‌فرسا شده بود که آن را به فردا، عصر، شب و صبح موکول می‌کردم؛ گویی با گشودن درِ حمام پا به دوزخ می‌گذاشتم.
در باب الگوپذیری باید خاطره‌ای نقل کنم؛ در دانشگاه نظامی نخستین درسی که فرا گرفتم، اهمیت مثال زدن بود؛ استادم دو ساعت تمام دربارهٔ جایگاه تمثیل برای ما سخن گفت که وارد جزئیات آن نمی‌شوم. اما نکتهٔ اساسی اینجاست که وقتی آقای مهندس درمان اعتیادِ دیگران را آغاز کردند، تمامی آبرو و حیثیت خود و خانواده‌شان را به میان آوردند تا از منِ مصرف‌کننده و بیمار حمایت کرده و مرا به درمان برسانند. با گشودن کتاب ۶۰ درجه، می‌توان دریافت که استادان چه نکاتی را مطرح می‌کنند و پاسخ‌های آقای مهندس چیست. ایشان با تمام پیشینهٔ خود، آبرویشان را سپر بلای مصرف‌کننده کردند. در آن دوران برخی از ایشان گلایه می‌کردند و مهندس در پاسخ می‌گفتند: «بله، من از مصرف‌کننده پشتیبانی می‌کنم؛ زیرا شما ماهیت مصرف‌کننده را نمی‌شناسید و صرفاً با نگاهی بیرونی قضاوت می‌کنید. شما آگاه نیستید در درون این شهر وجودی چه می‌گذرد. شما نه خماری را چشیده‌اید و نه نشئگی را می‌شناسید؛ چراکه نشئگی با سرخوشی تفاوت بنیادین دارد و خماری نیز با دردهای معمول بسیار متفاوت است.» این حقیقتی است که درک آن کار هر کسی نیست.
بزرگ‌ترین بن‌بست من، درمان اعتیاد بود که در هیچ کجا محقق نمی‌شد. امروز درمان اعتیاد در کنگرهٔ ۶۰ به مسئله‌ای پیش‌پاافتاده بدل شده و مباحث آکادمیک‌تر و ناب‌تری به میان آمده است. تولید علم در کنگره چنان شتاب گرفته که راهنماها بر مبنای آخرین متدها سخن می‌گویند؛ با سی‌دی‌ها، آموزش‌ها و تحقیقات نوینی که روز‌به‌روز بر آن افزوده می‌شود.
امیدوارم مطالبی که عنوان شد حاصلی در بر داشته باشد و نکته‌ای برداشت کرده باشید؛ زیرا پیرامون دستاوردهای آقای مهندس هر اندازه بگوییم باز هم اندک است. به ما توصیه شده که این آموزه‌ها را مدام مرور کنیم و در لژیون‌ها نیز یادآور شویم تا رهجوها این آگاهی‌ها را در دست داشته باشند. از اینکه به سخنان من گوش سپردید، بسیار سپاسگزارم.

مسئول سایت همسفران آقا شعبه ستارخان: محمد از لژیون دوم

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...