مشارکت مکتوب از کتاب ادموند و هلیا
سلام دوستان، ساسان هستم یک مسافر.
نمایشنامه یا کتاب «ادموند و هلیا» اثر جناب مهندس دژاکام، در نگاه اول ممکن است یک داستان تمثیلی و دراماتیک از خلقت انسان به نظر برسد؛ اما وقتی آن را با جهانبینی کنگره ۶۰ تطبیق میدهیم، به عمق فلسفی و کاربردی آن پی میبریم.
بهطور کلی، این کتاب را میتوان در چهار بخش بررسی کرد:
بخش اول: شخصیتها؛ میدان نبرد درون انسان
یکی از زیباترین ویژگیهای این اثر، شخصیتپردازی نیروهای درونی است.
ادموند و هلیا:
نماد انسان اولیه یا همان حقیقت انسان (مرد و زن) هستند؛ انسانی پاکنهاد، با فطرت الهی، اما دارای «حق انتخاب» و «اختیار».
پادشاه یا قدرت مطلق:
نماد پروردگار و قوانین تخطیناپذیر هستی (قوانین الهی یا سیستم آفرینش).
لوسیفر (شیطان):
مظهر نیروی منفی، تاریکی و القای شر است که سلاح اصلی او «نجوا»، «فریب»، «توجیه» و «زیبانمایی ضدارزشها» است.
فرشتگان (مثل مایکل/میکائیل):
نماد الهام تقوا، صدای عقل و وجدان بیدار انسانی هستند.
بخش دوم: فلسفه «اختیار» و آغاز سفر تکاملی
در دیدگاه کنگره ۶۰، بزرگترین موهبتی که به انسان داده شده، اختیار است. مهندس دژاکام در این اثر بهخوبی نشان میدهد که انسان تا زمانی که در بهشتِ بیخبری و آسایشِ محض بود، نیازی به تجربه و درک ضدِ خود نداشت.
- سقوط ادموند و هلیا:
(نقض فرمان و ورود به تاریکی)، آغاز چرخه تکامل و آموزش انسان است.
- برای درک «نور»، باید «تاریکی» را تجربه کرد؛ برای چشیدن طعم شیرین «سلامتی و رهایی»، انسان باید رنج «اسارت و بیماری» را پشت سر بگذارد.
بخش سوم: نقض فرمان و سقوط تدریجی
در کتاب بهروشنی تصویر میشود که انسان چطور قدمبهقدم وارد تاریکی میشود. سقوط انسان یکشبه اتفاق نمیافتد:
۱. ابتدا وسوسه و جذاب جلوه دادن میوه ممنوعه (یا همان ضدارزشها، مواد، منیت و حرص).
۲. سپس غلبه احساس بر عقل و کمرنگ شدن هشدارهای درون.
۳. در نهایت، «نقض فرمان» و به دنبال آن، سلب آرامش، حس گناه، عریان شدن ضعفها و هبوط به دنیای سختیها.
این دقیقاً تمثیلِ ورود یک مصرفکننده یا هر انسانی است که با شکستن حریمها و قوانین هستی، ناگهان خود را در دنیای پر از اضطراب و اعتیاد یا تباهی میبیند.
بخش چهارم: پیام امید و بازگشت؛ مسیر «تزکیه و پالایش»
نقطه اوج و امیدبخش کتاب در پایان آن نهفته است:
- سرنوشت انسان تباهی ابدی نیست؛ درهای بازگشت (توبه) همواره باز است، اما نه صرفاً با ادعا و کلام، بلکه با حرکت عملی، مسئولیتپذیری و عبور از گذرگاههای سخت.
- ادموند و هلیا متوجه خطای خود میشوند، مسئولیت عمل خویش را میپذیرند و با آموزش و تزکیه، راه بازگشت به جایگاه نخستین را در پیش میگیرند؛ اما این بار با آگاهی و دانایی.
جمعبندی
از دیدگاه من، کتاب «ادموند و هلیا» صرفاً بازگویی داستان تاریخی یا اسطورهای آدم و حوا نیست؛ بلکه یک آینه تمامقد از روان و وضعیت هرروزه ما انسانهاست. هر کدام از ما در طول شبانهروز، در هر دوراهی و تصمیمگیری، یک «ادموند» هستیم که میان نجوای لوسیفر (هوای نفس و توجیهگری) و هدایت عقل در حال انتخابیم.
این اثر با زبان هنر و نمایش، در واقع پشتوانه جهانبینی وادیها (بهویژه مفاهیم عقل، حس، الهام و اختیار) را به تصویر کشیده و به خواننده یادآوری میکند که برای رسیدن به بهشت آرامش، باید هنر فرمانبرداری از قوانین هستی را آموخت.
با تشکر
مسافر ساسان، رهجوی لژیون یکم بندرعباس
عکس و ارسال: مسافر سجاد رهجوی راهنما مسافر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
57