جلسه ششم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان، با استادی راهنما مسافر داریوش، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسۀ «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب ها)» پنجشنبه 30 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
تشکر میکنم از ایجنت، گروه مرزبانی، دبیر و نگهبان که اجازهی خدمت به من دادند. آنچه فرمان است، به انجام میرسد. هفتهی سختی را پشت سر گذاشتیم. هم جلسات بسیار سنگین بود و هم فضای بیرون کنگره، مخصوصاً برای ما که همسفرانمان داخل کنگره هستند. فضای خانه هم بسیار سنگین بود. اتفاقی برایمان افتاد که غیرمنتظره بود.
نمیدانم، داشتم فکر میکردم از کجا شروع کنم. گفتم: خدایا، از خودت میخواهم هرچه میگویم، در این جلسه به درد یکنفر بخورد. میدانی، تنها چیزی که خودم را آرام میکرد و با آن خودم را آرام میکردم، این بود که میگفتم این فرمان الهی است و در برابر فرمان الهی هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم، جز اینکه سر تعظیم فرود بیاوریم و بگوییم خواست خداوند است.
خداوند فرمود: «آنچه را که من میدانم، شما نمیدانید.» استاد امین در سیدی «باتلاق» گفتند که انسانهای موفق، انسانهایی هستند که سرشان را خم میکنند و تعظیم میکنند و از همان جایی که سر خم میکنند، توانا میشوند. انشاءالله من هم بتوانم این موضوع را بپذیرم. گفتنش راحت است، ولی باور کردنش سخت است.
من مدام به خودم میگفتم که این فرمان الهی است و از این حرفها، اما پذیرفتنش واقعاً سخت است. ما در کنگره این آموزش را گرفتهایم که در برابر فرمان الهی کاری از دستمان برنمیآید. گفتهایم که زندگی ما بر سه مبناست: خواست، تقدیر و فرمان الهی. خواست در اختیار خودمان است.
تقدیر هم چیزی است که از قبل کاشتهایم و حالا آن را درو میکنیم؛ اما در برابر فرمان الهی دیگر کاری نمیتوانیم انجام بدهیم. اگر بخواهیم دربارهی دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم، مطالب بسیار زیادی وجود دارد و شاید سالیان سال بتوان دربارهی آنها صحبت کرد؛ اما برای خود من، کشف DST، مثلثDOD ، یعنی همان DST و OT و دوز مناسب از دستاوردهای بسیار مهم ایشان هستند.
در بیرون از کنگره هم OT وجود دارد. شاید خیلی از ما تجربه داشته باشیم و از آن استفاده کرده باشیم. آیا کسی میتواند با استفاده از OT در بیرون از کنگره درمان شود؟ خیر. حتی اگر پروتکل کنگره را هم داشته باشد، بیرون از کنگره نمیتواند به درمان برسد.
همیشه راهنمایم میگفت: درمان زیر سقف کنگره انجام میشود. چرا؟ چون منِ داریوش باید بنشینم و علم، آگاهی، دانش و داناییام بالا برود؛ و بیست درصد افزایش پیدا کند تا بتوانم دارویم را به همان نسبت کاهش بدهم. دانایی من باید به دانایی مؤثر تبدیل شود. اگر داناییام افزایش پیدا نکند، نمیتوانم دارویم را کم کنم.
دارو تنها بخشی از کار است. جسم، روان و جهانبینی باید با هم درمان شوند. اگر فقط یک ضلع درمان شود، فایدهای ندارد. مقالات آقای مهندس هم بسیار زیاد است و میتوانیم به سایت برویم و آنها را مطالعه کنیم. در یکی از سیدیها، فکر میکنم استاد امین دربارهی بخشش و گذشت صحبت کردند.
به نظر من، آقای مهندس گذشت را به من یاد دادند. آقای مهندس چگونه از خودشان گذشتند؟ از آرزوها و رؤیاهای خودشان گذشتند تا بتوانند انسانها را نجات بدهند و کسی مثل من، داریوش، را نجات بدهند. هدف نهایی این کار و این نجات دادن چیست؟ خودشان گفتند که پیامبران زیادی آمدند تا به ما بگویند درست و زیبا زندگی کنیم. آنها راه درست زندگی کردن را به ما آموزش دادند و کنگره هم خیلی روان و ساده به ما میگوید که راه درست زندگی کردن چیست.
.jpeg)
درمان سیگار، درمان چاقی و D.sap، از جمله موضوعاتی هستند که آقای مهندس دربارهی آنها کار کردهاند. اینها معضلاتی هستند که دنیا با آنها درگیر است. شاید در فامیل خودمان هم افراد زیادی را داشته باشیم که از چاقی رنج میبرند. اخیراً هم آمپولهایی که دور ناف تزریق میکنند، رایج شدهاند و هزینهی زیادی دارند.
روح آقای مهندس شاد باشد. ایشان کتاب را خیلی سریع ارائه کردند، چون دیدند میزان جهل انسانها چقدر زیاد است و افراد هزینه میکنند و آمپول میزنند تا وزن کم کنند؛ درصورتیکه وقتی تزریق آمپولها قطع میشود، وزن دوباره برمیگردد.اما خدا را شکر که ما در کنگره به این علم رسیدیم که اضافهوزن ما به این دلیل است که درست غذا خوردن را بلد نبودیم و نمیدانستیم چه زمانی و چه مقدار غذا بخوریم.
وقتی این موضوع را فهمیدم، وزنم متعادل شد و روی وزن ثابتی ماند. این اتفاق خیلی ساده و راحت افتاد. دستاوردها مشخص هستند. استاد امین در لایو گفتند که اگر هدف مشخص شود و من بخواهم کاری انجام بدهم، باید در مسیری حرکت کنم که آقای مهندس باز کردهاند؛ یعنی مسیر کنگره. باید در این مسیر قدم بردارم و به انسانهایی که در تاریکی هستند، کمک کنم.
همین که یک کنگرهای باشم و قوانین کنگره را رعایت کنم، کافی است. همین قوانینی که در صفحهی ۹۵ کتاب عشق آمده است؛ همین فرمانهایی که میگویند غیبت نکنید، تجسس و قضاوت نکنید، رشوه نگیرید و خیانت نکنید. اگر همینها را انجام بدهم، کافی است. کنگرهای بودن کار خیلی سختی نیست.
گاهی اوقات نمیتوانم کنگرهای عمل کنم؛ در این صورت، حداقل کنگره را زیر سؤال نبرم. اگر بیرون از کنگره من را بهعنوان فردی میشناسند که وارد کنگره ۶۰ شده و تغییر کرده است، حداقل سعی کنم عملکردم بهگونهای باشد که باور حتی یک نفر در بیرون از کنگره هم شکسته نشود.نمیدانم، واژهی مرگ قبل از کنگره برای من اصلاً واژهای بود که معنایش را نمیفهمیدم.
در کنگره آموزش گرفتم که انسانها از یک بُعد به بُعد دیگر و از یک جهان به جهان دیگر منتقل میشوند. تنها چیزی هم که از سیدی «عالم غیب» آقای مهندس به یاد دارم و با آن خیلی آرام میشدم، این بود که محبتهای واقعی دوام دوره ای دارند. یعنی ما در بُعد دیگر هم حضور خواهیم داشت و چون محبتهایمان واقعی است و پیوند محبت بین بچههای کنگره ۶۰ وجود دارد، قطعاً در بُعد دیگر هم این پیوند برقرار است.
نمیدانم، شاید در بُعد دیگر افراد دیگری در عذاب بودند و آقای مهندس برای رهایی و برای اینکه بتوانند انسانها را از تاریکی نجات بدهند، به بُعد دیگری منتقل شدند. قطعاً همینطور است. استاد امین خیلی قشنگ گفتند که نمیدانیم چرا این اتفاق افتاده است. شاید شش ماه دیگر علتش را بفهمیم، شاید یک سال دیگر، شاید ده سال دیگر و شاید هم اصلاً علتش را نفهمیم تا زمانی که به بُعد بعدی منتقل شویم.
اما قطعاً حکمتی در این اتفاق بوده و این فرمان خداوند بوده است. امیدوارم حال و احساسمان کمی بهتر شود و دوباره به حالت عادی برگردیم. استاد امین گفتند که ایشان هم مثل ما احساس عجیبی در قلبشان دارند. هیچوقت نگفتند حس بدی دارم؛ چون احساسات همهی ما به هم نزدیک است و همهی ما همحس هستیم.
انشاءالله بتوانیم به روزهای خوب برگردیم. قطعاً همانطور که آقا ابوالفضل روز سهشنبه بهزیبایی گفتند، آقای مهندس سکته کردند و از همان اتفاق، روش درمان سیگار ابداع شد. قطعاً حکمتی در صور پنهان وجود داشته که بنده از آن اطلاع ندارم.ممنونم از اینکه به صحبتهایم گوش کردید.
.jpeg)
گزارش تصویری از پذیرایی مراسم بزرگداشت آقای مهندس دژاکام:

.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)

.jpeg)
مسئول صوتی: مسافر مهدی ل1
ضبط صدا: مسافر حسین ل۱۱، مسافر فرزاد ل2
عکاس: مسافر منصور ل۴، مسافر مجتبی ل۵
تایپ: مسافر پوریا ل8، مسافر علی ل۸
ویرایش: مسافر جواد ل14، مسافر محمد ل15
تنظیم و ارسال: مسافر علی ل3
- تعداد بازدید از این مطلب :
1505