جلسه اول از دوره سوم لژیون سردار ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر دنورحسین، دبیری مسافر حامدو استادی مسافر دنور غلامحسین با دستور جلسه « بزرگداشت مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب) » پنجشنبه 30مهرماه 1405 ساعت 15:30شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان غلامحسین هستم یک مسافر

از حسین آقا، نگهبان جدید لژیون سردار، خزانهدار محترم، آقا میثم، ایجنت محترم و همه شما عزیزان سپاسگزارم. همچنین از گروه مرزبانی تشکر میکنم که بار دیگر این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این مکان مقدس حضور پیدا کنم و روی این صندلی بنشینم و پیش از همه، خودم از این جایگاه لذت ببرم. بابت این فرصت، خداوند را هزاران بار شاکر هستم.در ابتدا قصد داشتم این موضوع را در پایان جلسه مطرح کنم، اما ترجیح دادم همین ابتدا درباره آن صحبت کنم. در طول چهارده ماهی که مسئولیت لژیون سردار را بر عهده داشتیم، اگر بخواهم عملکرد خودم را ارزیابی کنم، باید بگویم که از خودم راضی نیستم. اتفاقاتی مانند جنگ، جابهجایی و مشکلات شخصی وجود داشت، اما من همیشه سعی میکنم از خودم امتحان بگیرم و عملکردم را صادقانه بررسی کنم. با توجه به شرایطی که پیش آمد و همچنین حضور نیافتن برخی دوستان، من هم به تبعیت از آنها دچار اشتباه شدم و نتوانستم آنطور که باید، مسئولیت خودم را انجام بدهم. به همین دلیل، ابتدا از ایجنت سابق، حسین آقا، و ایجنت فعلی، ابوالفضل عزیز، و همچنین از گروه مرزبانی سابق و فعلی، صمیمانه عذرخواهی میکنم. این عذرخواهی از صمیم قلب است و صرفاً در حد کلمات نیست. درگذشت جناب آقای مهندس حسین دژاکام، انسانی بزرگ، دانشمندی فرهیخته و صاحب دانش را تسلیت میگویم؛ انسانی که تمام هدفش کاستن از رنج انسانها و بازگرداندن امید به زندگی بود. این ضایعه را به خانواده بزرگ کنگره ۶۰، خانواده محترم آقای مهندس دژاکام، شعبه قوچان و تمامی خدمتگزاران این شعبه تسلیت عرض میکنم. دستور جلسه امروز لژیون سردار، بزرگداشت و دستاوردهای آقای مهندس است. آقای مهندس امین نیز این موضوع را در کتاب هفته مطرح کردهاند. اگر بخواهیم واژه بزرگداشت را معنا کنیم، منظور برگزاری مراسمی برای قدردانی از زحمات فردی است که از دنیا رفته و گرامی داشتن نام و یاد اوست. اما وقتی صحبت از بزرگداشت دانشمندی مانند آقای مهندس حسین دژاکام به میان میآید، به نظر من، مفهوم بزرگداشت بسیار فراتر از برگزاری یک مراسم است. آقای مهندس انسانی بودند که از منافع شخصی و آسایش خود گذشتند و با خلوص نیت قدم در راهی گذاشتند که حاصل آن، کمک به انسانهای دردمند بود. ایشان خودشان رنج کشیده بودند و به همین دلیل، توانستند راهی را برای انسانهایی که با بیماری اعتیاد دستوپنجه نرم میکردند، پیدا کنند و در اختیار آنها قرار دهند. هدف ایشان صرفاً ترک اعتیاد و رهایی از مواد مخدر نبود؛ دوستانی که سیدیهای ایشان را گوش دادهاند، بهخوبی میدانند که نگاه آقای مهندس به انسان و مسئله اعتیاد تا چه اندازه گسترده و عمیق بود. به اعتقاد من، آقای مهندس همچنان زنده هستند. وقتی هر روز در خانههایمان از ایشان یاد میکنیم و از آموزشهایشان بهره میگیریم، حضورشان را احساس میکنیم. ایشان نهتنها راه رهایی از مواد مخدر، بلکه راه بازگشت امید به زندگی و حرکت در مسیر ارزشها را به ما نشان دادند. امروز میخواهم کمی از دل خودم صحبت کنم. شاید نتوانم مانند افراد اهل مطالعه و سخنرانان حرفهای، کتابی و رسمی صحبت کنم، اما میخواهم آنچه را که در درونم میگذرد، بیان کنم. من همیشه با خودم درگیر بودم و از خودم میپرسیدم: خدایا، چرا من به مصرف مواد مخدر روی آوردم؟ من همیشه تصور میکردم که زندگی سالمی داشتهام و سعی میکردم خودم را قانع کنم که حق با من است. با خودم میگفتم چرا با وجود اینکه اینقدر از مواد مخدر بدم میآمد، به بیماری اعتیاد دچار شدم؟بیماری اعتیاد موضوع بسیار گستردهای است و صحبت کردن درباره آن از سوی فردی مانند من، شاید نتواند حق مطلب را ادا کند؛ اما آقای مهندس راهی را پیدا کردند و به ما نشان دادند که نتیجه آن، تنها دوری از مواد مخدر نبود. ایشان به من کمک کردند تا علاوه بر رهایی از مواد، نگاه تازهای به زندگی داشته باشم و با افکار و نگرشی جدید، مسیر دیگری را تجربه کنم. به همین دلیل، معتقدم بزرگداشت چنین شخصیتی را نمیتوان صرفاً در برگزاری یک مراسم خلاصه کرد. یاد و نام ایشان همیشه زنده است. از نظر من، بزرگداشت واقعی زمانی ارزشمندتر میشود که بتوانیم آموزشهایی را که در کنگره ۶۰ دریافت کردهایم، در زندگی خودمان کاربردی کنیم. من حدود سه سال است که در کنگره آموزش میگیرم. اگر بخواهم با خودم صادق باشم و عملکرد خودم را ارزیابی کنم، باید از خودم بپرسم: آیا توانستهام حتی یکصدم خدمتی را که در این مجموعه به من شده است، جبران کنم؟ صادقانه بگویم، هنوز نمیتوانم به خودم نمره قبولی بدهم؛ زیرا احساس میکنم هنوز به آن آگاهی و توانایی لازم نرسیدهام. گاهی نیروهای ضد ارزشی بر من غلبه میکنند و همین موضوع نشان میدهد که هنوز باید بیشتر آموزش بگیرم و برای کاربردی کردن آموزشها در زندگی خودم تلاش کنم. آقای مهندس به انسانی که از همهجا ناامید شده بود، از زندگی لذت نمیبرد و حتی از خودش بیزار بود، راهی تازه نشان دادند. من باید از خودم بپرسم که آیا توانستهام این آموزشها را در زندگی خودم به کار بگیرم؟ به اعتقاد من، بزرگداشت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که بتوانیم از این آموزشها در زندگی خود استفاده کنیم و تغییر را ابتدا از خودمان آغاز کنیم. امیدوارم با تلاش و کوشش بیشتر بتوانم این مسیر را ادامه بدهم؛ ابتدا برای خودم و زندگیام و سپس برای محیطی که در آن زندگی میکنم و افرادی که با آنها در ارتباط هستم. دستور جلسه هفتگی امروز دو بخش دارد: بزرگداشت و دستاوردهای مهندس. اما آیا دستاوردهای آقای مهندس قابل شمارش است؟ آیا میتوان تمام آنها را در چند جمله بیان کرد؟اگر من یک بار کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را بهطور کامل مطالعه کرده باشم و حتی بخشی از مفهوم آن را درک کرده باشم، به نظر خودم دستاورد بزرگی برای زندگی من محسوب میشود؛ انسانی که روزی مصرفکننده مواد مخدر بودم و امروز در کنگره ۶۰ عنوان مسافر را دارم. اگر به گذشته برگردیم، حتماً به یاد داریم که در گوشهوکنار شهر، روی بیلبوردها نوشته شده بود: «معتاد انگل جامعه است.» بسیاری از شما، از جمله حسین آقا، احتمالاً این عبارت را به یاد دارید. حالا به این موضوع فکر کنید که انسانی که روزی در جامعه با چنین نگاهی به او توجه میشد، امروز میتواند به جایگاه مسافر برسد، آموزش بگیرد، تغییر کند و به خانواده و جامعه خود خدمت کند. آیا این دستاورد کوچکی است؟آقای مهندس درباره مسائل و بیماریهای مختلف نیز مطالعات و پژوهشهایی انجام دادند و در زمینه موضوعاتی مانند کولیت، تلاشهای علمی و تحقیقاتی داشتند. مقالات ایشان نیز منتشر شده است. من آنقدر مطالعه ندارم که بتوانم درباره تمام جزئیات این پژوهشها اظهارنظر کنم، اما همین تلاشهای علمی و توجه ایشان به رنج انسانها، برای من بسیار ارزشمند است. حتی در دوران کرونا، افرادی که در کنگره ۶۰ آموزش دیده بودند، در مشاغل مختلف جامعه حضور داشتند و به فعالیت خود ادامه میدادند. من از برخی افراد شنیدم که میگفتند در آن دوران، با وجود شرایط دشوار، توانستند به کار خود ادامه دهند و مسئولیتهایشان را انجام دهند. این موضوع نیز یکی از نتایج آموزشهایی است که افراد در کنگره دریافت میکنند. دستاورد بزرگ دیگر این است که هزاران خانواده توانستهاند عزیزان خود را دوباره در آغوش بگیرند. افرادی که روزی از خانواده و جامعه فاصله گرفته بودند، امروز به زندگی خانوادگی بازگشتهاند و میتوانند در جامعه حضور داشته باشند و خدمت کنند. آیا این دستاورد کوچکی است که انسانی بتواند روزانه ساعتهای طولانی، حتی شانزده ساعت، برای مردم، برای خلق خدا و برای انسانهای دردمند تلاش کند؟ من نمیتوانم تمام دستاوردهای آقای مهندس را برشمارم؛ زیرا به اعتقاد من، این دستاوردها بسیار فراتر از آن چیزی است که بتوان در چند دقیقه درباره آنها صحبت کرد. اگر بخواهم صادقانه قضاوت کنم، میبینم که دستاوردهای ایشان بهقدری گسترده است که شاید نتوان آنها را بهسادگی در قالب واژه دستاورد بیان کرد. شاید بعضی افراد تصور کنند که ما در توصیف بزرگی آقای مهندس اغراق میکنیم، اما من از دیدگاه خودم میگویم که ایشان را میتوان در کنار دانشمندان بزرگی مانند جابر بن حیان و زکریای رازی قرار داد. این برداشت شخصی من است و واقعاً چنین جایگاهی برای ایشان قائلم؛ زیرا تأثیری که در زندگی انسانهای بسیاری گذاشتند، برای من بسیار بزرگ و ارزشمند است. در پایان، از همه شما سپاسگزارم. امیدوارم آنچه را که امروز بیان کردم، ابتدا خودم باور داشته باشم و بتوانم دستکم بخشی از آن را در زندگیام به عمل تبدیل کنم. از همه شما عزیزان که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید، تشکر میکنم.

تایپ و ویرایش: مسافر رسول لژیون سوم(با استفاده از هوش مصنوعی)
عکاس: مسافرعلیزضا لژیون ششم
ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53