جلسه سیزدهم از دوره هفتادویکم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر مصطفی با دستورجلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)"روز چهارشنبه 29 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم؛ یک مسافر. از نگهبان جلسه سپاسگزارم که این جایگاه را در اختیار بنده قرار داد تا خدمت کنم و این تجربه را به دست بیاورم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم نیز تشکر میکنم. از تکتک شما سپاسگزارم که به من اجازه دادید این جایگاه را تجربه کنم و چیزهای بهتری یاد بگیرم.من استاد جلسه نیستم؛ میخواهم چیزهایی را که بلد نیستم، از تکتک شما یاد بگیرم. اما میخواهم درباره دستاوردهای جناب آقای مهندس صحبت کنم.در خلاصه سخنان دبیر محترم، جمله زیبایی گفته شد. اگر میخواهیم به آقای مهندس احترام بگذاریم، باید آن جمله را به یاد داشته باشیم: اگر در حال درمان اعتیاد هستیم، درمانمان را درست انجام بدهیم؛ اگر در مسیر درمان ویلیام هستیم، آن را درست انجام بدهیم؛ و اگر برای اضافه وزن تلاش میکنیم، آن مسیر را هم درست طی کنیم.

ایشان از این کارها خوششان میآمد. این نکته را بسیار زیبا بیان کردند.اما درباره خودم بگویم. از زمانی که وارد کنگره شدم، به دستاوردهای جناب آقای مهندس فکر میکنم: ایشان چه کارهایی انجام دادند، چه انسانهایی را به مقصد رساندند، چه کسانی را به تعادل رساندند، چه خانوادههایی را با هم آشتی دادند و چه طایفههایی را دوباره به هم نزدیک کردند.افرادی وارد کنگره ۶۰ میشدند که بههمریخته و شکستخورده بودند؛ از خانه بیرونشان کرده بودند یا با خانواده قهر بودند و با احساس حقارت میآمدند. کمکم، با تلاش و راهنمایی، مسیر زندگیشان تغییر میکرد. مشکلاتی که بزرگان درباره آنها صحبت میکردند، برای این افراد قابلدرک میشد و آنها آرامآرام به مسیر بهتری میرسیدند.پیش از آن، شاید کسی حرفشان را نمیشنید؛ فقط میگفتند: «ادامه بده، بگو دیگر چه میخواهی؟» و چیزهایی را به آنها نسبت میدادند یا القا میکردند.
بعد از درمان اعتیاد، موضوع ویلیام مطرح شد و پس از آن، اضافهوزن. اکنون میدانیم که چه بیماریهای صعبالعلاجی درمان شدهاند و برای بهتر شدن اوضاع نیز برنامه ریزی میشود.بیمارانی که همهجا طرد شده بودند و هیچکس آنها را قبول نداشت، با این روش به تدریج به زندگی برمیگردند. جناب مهندس، شما بسیار اذیت شدید. اگر تکتک ما میتوانستیم ببینیم چه سختیهایی کشیدید، بهتر درک میکردیم که چه کار بزرگی انجام دادهاید. کارتان را تعطیل میکردید، در خانواده با مشکل روبه رو میشدید و گاهی حتی پولی در بساط نبود؛ بااینحال، برای افطاری غذا درست میکردید. این نشان میدهد چقدر بزرگوار بودید و نقطه تحمل بالایی داشتید.ما نمیتوانیم بهسادگی به جایگاه این مرد بزرگ پی ببریم و شاید نتوانیم تمام حرفهایش را به کار ببریم؛ اما تاریخ نشان خواهد داد که ایشان چه انسانی بودهاند.
بعدها بهتر میفهمیم آقای حسین دژاکام چه شخصیتی داشتهاند. ایشان راهی را نشان دادند و به بسیاری از انسانها کمک کردند. اینطور نیست که همهچیز همینجا تمام شود. اگر به دستاوردهای ایشان نگاه کنیم، میبینیم که کنگره نظم و ساختاری داشت و ایشان اندوختهای برای کنگره و تکتک ما به جا گذاشتند.شاید نتوانم در ظاهر برای ایشان گریه کنم، اما در درونم احساسات و حرفهای بسیاری دارم.ایشان کارهایی برای من انجام دادهاند که حتی پدر و مادرم برایم انجام نداده بودند. اکنون، با وجود سن و سالی که دارم، از بهتر شدن و بهبودیام لذت میبرم. با آغوش باز پذیرفته شدم و توانستم مسئلهام را بهدرستی بشناسم و به تعادل برسم. تعادل، واژه زیبایی است؛ وقتی جسم و روان و جهانبینی انسان درست میشود، به تعادل میرسد. این تعادل از خودِ درمان هم فراتر میرود.درآخرم ممنون و سپاس گذارآقای مهندس هستم بابت این بستر همچنین از خانواده محترمشان و دکتر امین عزیز،سفر اقای مهندس به سلامتی باشه امیدوارم که در جهانی دیگر ایشان را مجدد ملاقات کنم. ازاینکه به صحبتهای من گوش کردید، از شما سپاسگزارم.
نگاه شما را جلب میکنم به تصاویری از طبخ و توزیع غدا در مراسم یاد بود آقای مهندس:





.jpeg)
تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر علی لژیون بیستم
- تعداد بازدید از این مطلب :
155